حرفی از جنس رادیو

حرفهای خودمانی مدیر رادیو معارف و پاسخگویی به سوالات مخاطبان

حرفی از جنس رادیو

حرفهای خودمانی مدیر رادیو معارف و پاسخگویی به سوالات مخاطبان

حرفی از جنس رادیو

بنده محمد لطفی نیاسر هستم که اکنون افتخار مدیریت رادیو معارف به عهده بنده گذارده شده است.
این وبلاگ، جایی است که در آن نظرات شما را می بینم و حرفهایم را می نویسم. امیدوارم که بخوانید و نقد کنید.

طبقه بندی موضوعی

۱۵ مطلب در تیر ۱۳۸۹ ثبت شده است

۳۰
تیر
اگر می خواهیم ببینیم یک ملت در آیینه آینده چگونه است باید ببینیم نگاهش به جوانان امروزش چگونه است. جامعه ای که نسل آینده خود را گرامی می دارد و ذخیره ای برای آینده می داند می تواند امیدوار باشد که آینده ای زیبا دارد. دو نگاه متفاوت در ایران معاصر به جوان وجود داشت و دارد عصر مشروطه عده ای مثل تقی زاده گفتند ما حتی نمی توانیم یک آفتابه بسازیم این کلام تنها یک حرف نیست بلکه یک اندیشه است نسبت به نسل جوان و سازندگان جامعه، این فرهنگ در دوره ی 57 ساله عصر پهلوی بر تمام ارکان این مملکت احاطه داشت. من در ذهنم خاطرات بیشماری از نسل قبل دارم و حتی مستندات تاریخی آن موجود است که حتی از اختراعات و ابتکارات جوانان این مرز و بوم جلوگیری می شد.
نگاه دوم نگاه حضرت امام (ره) و مقام معظم رهبری (حفظه الله) به جوان است که همه سعادت آینده را در دستان او می بیند و معتقد است باید راه را برای حرکتش هموار کرد و او را یاری نمود و از آن مهم تر او را باور کرد. دیروز اگر پیشرفت های جنگی و عملیاتی ما در دستان فرماند هان زیر 30 سال شکل می گرفت ، امروز نیز بیشتر پیشرفت های علمی در عرصه نانو، هسته ای، سلول های بنیادی، تولید علم در عرصه علوم انسانی و ... در دستان افرادی شکل می گیرد که کمتر از 30 سال سن دارند.
یاد یک خاطره افتادم در دوره ای که با عدم بصیرت عده ای پروژه های هسته ای ایران متوقف شده بود (6 سال قبل) با جمعی از دوستان عازم سایت نطنز شدم و از نزدیک با زحمات دانشمندان جوان آنجا آشنا شدم. بی شک بیشتر افرادی که در آنجا بود سنی کمتر از من (متولد 51) داشتند و شاید فقط یک یا دو نفر موهای سپید در چهره شان پیدا بود. آری امروز ما به دست جوانان دیروز و فردای ما به دست جوانان امروز است .
به نظرم باید برخورد با جوان را از حسین (ع) آموخت که چگونه جوانش را برای آینده می پروراند؟
چگونه سوال های او را جواب می دهد؟ چگونه میدانداری به او یاد می دهد؟ چگونه او را برای جنگ بدرقه می کند؟ چگونه بر بدن می گرید؟
بی شک درک چگونگی تربیت صحیح جوان به طور مستقیم به فهم چگونگی برخورد امام حسین (ع) با علی اکبرش دارد. اگر آینده ای شکوفا و روشن می خواهیم باید مثل حسین جوانانمان را علی اکبری تربیت کنیم.
۲۷
تیر
بیش از یک سال است از فتنه ای که امام نظام ما و مردم سالاری دینی برخواسته از انقلاب را نشانه گرفته بود می گذرد در سال 61 هجری نیز چنین شد و در آنروز امام جامعه تنها ماند و تن به شهادت سپرد تا اصل دین بماند پس از شهادت امام و یارانش مردم هوشیار شدند اما استراتژی نظام ولایی تغییر کرده بود و امام سجاد (ع) دین را به روش دیگری رهبری می کرد اما باز مردم اشتباه کردند و راهبرد رهبر خویش را درک نکردند و بدون مراجعه به ولی خود شروع به قیام کردند قیامهای بی نتیجه و بی سرانجام قیامهایی که چون در قاموس امام شکل نگرفته بود و به هنگام نبود با سرکوبهای سنگینی مواجه شد .
یکی از این قیامها قیام مردم مدینه بود مردمی که به هنگام حرکت نکرده بودند در تاریخ به این قیام و وقایع پس از آن واقعه حره می گویند .
چون خبر قیام مدینه به گوش یزید رسید مسلم بن عقبه را به مدینه فرستاد تا قیام مردم این شهر را سرکوب کند شهری که شهر پیامبر خدا و محل نزول وحی الهی بود، او به مسلم بن عقبه در این مأموریت دستورات خاصی داد:
سه نوبت آنان را به تسلیم فراخوان و اگر اجابت نکردند با آنان به جنگ بپرداز و در این صورت تا سه روز این شهر را بر سپاه خود مباح اعلام کن، در این سه روز هر چه در این شهر از مال، حیوان، سلاح و غذا و ناموس یافت شود از آن سپاهیان است.
او به مسلم دستور داد تا مجروحان و فراریان از اهل مدینه را نیز به قتل برسانند.
سپاه یزید به مدینه رسید، جنگ سختی در گرفت، اهل مدینه در جنگ دل به مرگ داده و تا پای جان جنگیده و اکثر آنان به شهادت رسیدند که در میان آنان عبدا... بن حنظله و جمعی از اصحاب پیامبر (ص) نیز بودند، فرمانده سپاه دستور مولایش یزید را انجام داد و شهر را بر سپاه خود مباح کرد، سپاهیان به خانه ها هجوم آورده کودکان، زنان و پیران را یا از دم تیغ گذرانده و یا به اسارت در آوردند.
تاریخ نویس برجسته ابن کثیر می نویسد: مسلم بن عقبه (که مورخان پیش کسوت او را مسرف بن عقبه نامیده اند) سه روز شهر مدینه را به دستور یزید بر سپاه خود مباح کرد، آنان بسیاری از اشراف و قراء مدینه را کشته و اموال بسیاری از آن شهر غارت کردند.... زنی از اهل مدینه نزد ابن عقبه آمد و گفت: من کنیز توام و پسرم در میان اسیران است (او را آزاد کن).
مسلم گفت: پسر این زن را زود حاضر کنید، آنگاه او را گردن زد و گفت: سرش را به مادرش بدهید.
در جریان این اباحه سه روزه سپاهیان به زنان بسیاری نیز تجاوز نمودند تا جایی که گفته شده در آن روزها هزار زن بدون شوهر حامل شد.
از زهری روایت شده: تعداد کشته شدگان روز حره از مردم سرشناس از مهاجران و انصار هفتصد نفر و از موالی که من آن را نمی شناختم از بنده و آزاد و دیگران ده هزار نفر بود.
و روایت شده که سپاه شام وارد خانه ای در مدینه شدند که در آن جز زنی با طفلی خردسال نبود آنان از زن خواستند تا هر چه در خانه است برای غارت به آن نشان بدهد، زن گفت که مالی ندارد آن کودک را از دست او گرفتند و آن چنان سرش را به دیوار کوفتند که مغزش بر دیوار پخش شد.
پس از تصرف شهر برای مسلم بن عقبه تختی گذاشتند و اسیران اهل مدینه را به نزد وی آوردند، او از هر کدام از آنها این گونه طلب بیعت می نمود: من بنده مملوک یزید بن معاویه هستم که او درباره من و خون و مال و خانواده من هر چه بخواهد می کند.
هر کس که از این نوع بیعت امتناع می کرد و حاضر به عبودیت یزید نشده و خود را بنده ی خدای سبحان می دانست سرنوشتی جز مرگ نداشت.
یزید بن عبدالله (نوه ام سلمه همسر گرامی پیامبر (ص) و محمد بن حذیفه عدوی را به نزد او آوردند، او از آنان طلب بیعت کرد، آنان گفتند: ما طبق کتاب خدا و سنت پیامبر (ص) با یزدید بیعت می کنیم، مسلم گفت: به خدا سوگند که هرگز چنین بیعتی جان شما را نجات نخواهد داد و دستور داد تا گردن آن دو را زدند.
پس از این کشتار تنها پناه مردم فقط زین العابدین (ع) بود
آنروز مردم برای یک حرکت اشتباه تاوانی سنگین دادند و امروز با استعانت از خدا در صحنه ماندند و تا همیشه برای خود سرفرازی خریدند
۲۵
تیر
در طول تاریخ همواره افرادی بوده اند که امام به آنها دلگرم و امت به آنها تکیه داشته اند و به تعبیر دیگر قوت قلب جامعه اسلامی بوده اند این افراد فارغ از تمام توانمندی ها از بصیرت بسیار بالایی برخوردار بوده اند .
علی(ع) و حمزه و خدیجه برای پیامبر(ص) و فاطمه(س) و عمار و مالک اشتر برای علی(ع) وعباس و زینب برای حسین (ع) چنین افرادی بوده اند ویژگی همه این افراد بصیرت نافذ است همانکه امام صادق (ع)در خصوص عموی بزرگوارشان می فرمایند :عموی ما عباس دارای بصیرتی نافذ بود .
آدمهای بصیر در فضای اطراف خود تاثیرات بسیار مهمی می گذارند.
موجب قوت قلب امام جامعه هستند و امام جامعه با وجود آنها با فتنه ها به راحتی برخورد میکند و هرگز مجبور به مصلحت اندیشی نمی شود .
فارغ از روابط قومی و قبیلگی افراد بصیر تابع رهبر هستند نه تابع مصالح احزاب حضرت ابالفضل در رجزهایش می فرمود :من تا ابد از دینم محافظت می کنم و امام حق جامعه خلاصه دین و تمام دین است.
معیار در اقدامات برای اینگونه افراد دین است آنگونه که عباس (س) در بیان اینکه چرا در شریعه فرات آب نمی نوشد می فرماید : آب خوردن قبل از حسین (ع) کار دینی نیست و به تعبیر دیگر نمی توان به آسایش تن فکر کرد تا امام امت در سختی است.
حمایت از محور جامعه حد و نهایت ندارد در زیارت سقای کربلا میخوانی ;شهادت می دهم تو نهایت تلاشت را در راه امامت بذل کردی.
جامعه نیز در سایه افراد بصیر در امنیت و آسایش به سر می برد همانگونه که خیام حسینی تا زمانیکه چشم های عباس باز بود در امنیت به خواب می رفت.
دشمنان نیز با وجود عباس ها در میان امت راحت نیستند و همواره در حراسند ;در شب عاشورا شمر دائم بر نگهبانان می افزود و زمانیکه به او خرده می گرفتند می گفت این سپاه کوچک یک عباس دارد.
اهل بصیرت هیچ گاه کوچک ترین اقدامی که به نفع دشمن تمام شود و یا حتی نقشه آنها را کامل کند انجا نمی دهند .
و ...
کجایند اهل بصیرت ؟
کجایند عباس ها؟
۲۴
تیر
شخصی از امام حسین پرسید شریف ترین مردم کیست ؟
فرمود آن کس که پیش از اندرز دیگران ,خود پند گیرد و پیش از بیدار باش دیگران خود بیدار شود .
۲۳
تیر
خبرگزاری دانشجویان ایران - تهران
سرویس: تلویزیون و رادیو
مدیر رادیو معارف تاکید کرد: صداوسیما با چشم‌های بینا که دوربین‌هاست و گوش‌های شنوا که میکروفن‌هاست باید مشکلات اساسی اصلاح الگوی مصرف را پیدا کند.
حجت‌الاسلام محمد لطفی نیاسر در گفت‌وگو با خبرنگار سرویس رادیو ایسنا درباره‌ی ابلاغ سیاست‌های کلی اصلاح الگوی مصرف از سوی مقام معظم رهبری و وظیفه‌ی رسانه ملی در تبیین این سیاست‌ها، با اشاره به این‌که باید بدانیم سیاست‌های الگوی مصرف از کجا شروع می‌شود، اظهار کرد: باید بررسی کنیم، تا متوجه شویم سیاست‌های کلی اصلاح الگوی مصرف باید از مردم شروع شود یا از دستگاه‌های عریض و طویل دولتی و ببینیم مصرف‌کننده اصلی درواقع چه کسی است.
وی تأکید کرد: اگر به اینجا رسیدیم که دستگاه‌های دولتی اولین جا برای اصلاح الگوی مصرف هستند، نافی این نیست که در زندگی عادی مردم باید جلوی اسراف گرفته شود.
لطفی نیاسر مشخص‌کردن مرز بین اسراف و مصرف بهینه را از جمله بحث‌های دانست که در حوزه اسراف و مصرف بهینه مطرح است و گفت: با کمک سازمان‌ها و با فرهنگ‌سازی، باید مرز بین اسراف و مصرف بهینه را مشخص کرد.
او ادامه داد: گاهی که بحث جلوگیری از اسراف مطرح است، باعث می‌شود که به بهانه جلوگیری از اسراف مردم در تنگنا قرار بگیرند یا برای یک صرفه‌جویی کوچک نظام دچار هزینه‌های خیلی زیادی شود، به همین دلیل تبیین مرز اسراف و مصرف بهینه بسیارمهم است.
مدیر رادیو معارف گفت: رسانه باید نمونه‌های عینی اسراف را به مردم نشان بدهد؛ وقتی می‌گوییم که چیزی اسراف است، مردم یا مسوولان متوجه‌اش نیستند، اما وقتی نمونه عینی نشان داده می‌شود و به طور واضح برای مردم مشخص می‌شود،‌وضعیت فرق می‌کند.
لطفی نیاسر با تاکید بر لزوم معرفی طرح‌هایی که طراحان و کارشناسان برای جلوگیری از اسراف می‌دهند، به مردم و مسؤولان، در این زمینه اظهار کرد: رسانه باید به طور جدی این طراحان و کارشناسان را به مسوولان و مردم معرفی کند تا هر روز انشاالله یک کار جدیدتری انجام شود.
وی درباره بحث انرژی و کالاهای با مصرف انرژی بالا، عنوان کرد: باید جلوی تبلیغات محصولاتی که با مصرف انرژی بسیار بالا هستند گرفته شود و به کالاهای استاندارد و با مصرف انرژی پایین‌تر توجه بیشتری شود.
مدیر رادیو معارف همچنین با بیان این‌که در بخش فیلم و سریال هم باید توجه جدی به اصلاح الگوی مصرف کنیم، گفت: در فیلم و سریال‌ها باید دوری از فرهنگ تجمل و مصرف‌گرایی تبلیغ شود.
لطفی نیاسر با اشاره به این‌که باید مراکز و مدیران موفق در اصلاح الگوی مصرف توسط رسانه ملی معرفی شوند، تأکید کرد: مدیرانی که شاخص مصرف انرژی‌شان در یک دستگاه، به شدت پایین بیاید باید از سوی رسانه ملی معرفی شوند، اگر الگوهای خوب را به مردم معرفی کنیم آنها هم حتما الگو می‌گیرند و حمایت می‌کنند.
وی گفت: بخش‌هایی از نگرانی‌هایی که در خصوص نتایج مصرف بی‌رویه وجود دارد را در گزارش‌های مستند نشان بدهیم تا مردم از مصرف‌زدگی به مصرف درست رو بیاورند.
مدیر رادیو معارف در رابطه ‌ی برنامه‌های خود برای این شبکه رادیویی اظهار کرد: یک کار جدی در رادیو معارف از سال 88 انجام می‌دهیم و آن تبیین جایگاه و میزان مصرف در متون دینی است.
لطفی نیاسر ادامه داد: امسال هم دو برنامه دیگر در خصوص الگوی مصرف ارایه کرده‌ایم؛ در یکی از این برنامه‌ها اسراف‌کاران را از دیدگاه دینی و از دیدگاه معصومین دینی بررسی می‌کنیم. استفاده از بزرگان دینی، علما و اساتید علمی، فرهنگی و دانشگاهی در ارایه پیام به مخاطبان برای رسیدن به روش برتر مصرف از منابع دینی و این‌که چگونه می‌توان از نعمت‌های خداوند بهتر استفاده کرد، موضوع برنامه دیگر است.
۱۸
تیر
بردباری از بارزترین صفات امام کاظم (ع )بود تا جایی که در بردباری و فروخوردن خشم ضرب المثل شد او نسبت به کسانی که به ساحتش بدی و تعدی می کردند راه چشم پوشی پیش می گرفت بلکه پا را فراتر نهاده با آنها از در نیکی در می آمد و احسان سرشار خود را بر آنها ارزانی می داشت تا بدین وسیله روح شرارت و خودخواهی را از نهان خانه جان آنان بزداید . (پیشوایان هدایت)
امروزه نیز یکی از گم شده های جدی زندگی شخصی و اجتماعی ما بردباری نسبت به یکدیگر است آیا تاسی به امامان معصوم شعار همیشگی ما نیست.
اگر در حق کسی که ما را یاری مینماید خوبی کنیم کار عادی انجام داده ایم و آن که مهم است نیکی در حق کسی است که با ما مخالفت کرده است و این سیره امام کاظم (ع) است .
اما آنچه دشوار است یافتن راههای اغوای شیطان است شیطان همواره از راههای باطل ما را نمی فریبد بلکه استفاده از گذاره های دینی و یا عرفی به ظاهر درست دیگر برای بازداشتن انسان از بردباری است و باید با دقت در مفاهیم کلیدی دینی و توکل به خداوند و توسل به ذوات مقدس معصومین (ع) راه درست را در بین مفاهیم به ظاهر متضاد دینی بیابیم زیرا هر گذاره اسلامی برای مقامی صادر شده است و ما با توجه به سیره اهلبیت می فهمیم در هر شرایطی عمل به کدام دستور درست و مورد رضای خدا است.
شاید این سوال پیش بیاید که کدام مفهوم دینی به ظاهر با دستور بردباری منافات دارد.
در اینجا بعضی از موارد را که در کارهای اجتماعی و زندگی شخصی مشاهده نموده ام ذکر میکنم :
گرفتن حق خویش و تضاد ظاهری با بردباری
تکبر با متکبر عبادت است و تناسب آن با بردباری
لزوم حفظ شخصیت خویش در برابر دشنام و یافتن زمان بردباری و سکوت
و...
خداوندا یافتن صراط مستقیم را در بین راههای شک و تردید روزی ما فرما
۱۳
تیر
مقام معظم رهبری در یکی از سخنرانی هایی که در ایام برخواستن فتنه بیان نمودند تذکری دادند که نه فقط در عرصه سیاسی امروز مهم است بلکه در همیشه تاریخ باید به آن توجه می شد تا صدمات زیادی که پیروان اهلبیت (ع) ازکژ اندیشی ها در طول تاریخ خورده اند اندکی کم می شد.
مقام معظم رهبری: « یک وقت می‌بینید ما در داخل جدول و پازلهای دشمن قرار میگیریم ـ در پازل، مجموعه‌ای را کنار هم میچینند، تا یک شکلی از تویش در بیاید ـ تا یکی از این اجزاء را ما تأمین بکنیم. خوب، این خیلی چیز بدی است؛ ما باید سعی کنیم که تأمین‌کننده‌ی اجزاء او نباشیم. مثل این جدول حروف متقاطع که وقتی کنار هم گذاشته میشود، یک کلمه‌ای از تویش در می‌آید. دشمن یک جدولی این جوری درست کرده، برای اینکه یک حرفی از تویش در بیاورد؛ چند تا از این حروف را هم ما بگذاریم! این را باید مراقبت کرد؛ بحث سر این است؛ باید جدول دشمن را کامل نکنیم؛ پازل دشمن را کامل نکنیم »
الغدیر قدمی بود که علامه امینی رحمه الله با دقت فراوان برداشت و به مدد خداوند همیشه موجب روشنایی حقیقت برای جویندگانش شد و نفوذ آن به گونه ای است که وهابیون و مخالفین اهلبیت (ع) برای جلوگیری از آن سعی می کنند حتی از چاپ آن جلوگیری کنند. اما در کنار الغدیر کتب دیگری هم منتشر شد که به ظاهر از مکتب اهلبیت (ع) دفاع می کرد اما نه تنها تأثیری در گسترش ندای حق نداشت بلکه باعث شد طعن ها و ردهای زیادی به مکتب حقه تشیع وارد شود (مانند کتبی با موضوع تحریف قرآن) و عجیب آن است که این کتب فقط در مراکز وهابی تکثیر و چاپ می شود و اگر شما نسخه ای از آنها را خواستید می توانید از حجاز تهیه کنید.
البته این موضوع فقط مربوط به کتب علمای گذشته نیست اکنون نیز بزرگان زیادی درباره اهلبیت (ع) و روش صحیح زندگی دینی از نظر آنها برای ما صحبت می کنند و شعرای فراوانی شعر می گویند و مداحان بسیار در وصف آنها مجالس را می آرایند اما با یک بررسی کوتاه فقط به صدا و سخن عده ای خاص در سایت های وهابی و دشمن اهلبیت(ع) بر می خوریم که حتی به تعداد انگشتان دست نیز نمی رسند. هرگز از خود پرسیده اید چرا سایت های ضد شیعی برای طعن به شیعه فقط از صدای آنها استفاده می کنند و شیعه را آن گونه معرفی می کنند.
«ای بسا خرقه که مستوجب آتش باشد»
علامه امینی با الغدیر خود پازل دشمن را تکمیل نکرد و همیشه مورد غضب دشمن بود ولی بعضی از مجالس مذهبی ما به تعبیر بعضی از بزرگان با چند واسطه به سفارت اجنبی می رسد.
غدیری باشیم و الغدیری بیاندیشیم
۱۳
تیر
گفت و گو از: محمدرضا مانی فر
چکیده
رادیو معارف رادیویی تخصصی است که به تبیین و نشر معارف اسلامی در جامعه می اندیشد. پشتیبانی و همراهی مستمر مراجع عظام تقلید، اندیشمندان و نخبگان حوزه و دانشگاه و در کنار آن، اقبال گسترده مخاطبان که از همان آغازین روزهای فعالیت یار و یاور برنامه ریزان و برنامه سازان رادیو معارف بوده اند، سرمایه ای گرانسنگ برای این رادیوی تخصصی فعال در حوزه نشر معارف به شمار می آید؛ سرمایه ای که رادیو معارف را تنها در پوشش جغرافیای ملی و برای مخاطبان فارسی زبان محصور نساخته است، بلکه منجر به تشویق، ترغیب و حمایت برای تأسیس و راه اندازی کانال انگلیسی معارف با نام The Call of Islam شده است.
رادیو معارف با گذر شایسته از دیروز و امروز تحسین برانگیز خود و کسب تجربه های بسیار به پروازی دیگر در فردایی بهتر می اندیشد. تأمین هرچه بهتر زیرساخت های فنی مناسب برای سیگنال رسانی و پوشش حداکثری در سراسر کشور، توجه به بهره گیری نظام مند از توان و ظرفیت نخبگان، سازمان ها و نهادهای دست اندرکار مرتبط در پشتیبانی محتوایی برنامه ها، حضور گسترده و برنامه ریزی شده در میان مردم و ایجاد و تقویت پیوند روزافزون با مخاطبان، و ایجاد تحول دایمی در ادبیات، بیان، آرایه ها وشیوه های برنامه سازی همگام با روند تغییرات و تحولات اجتماعی و فرهنگی، از جمله اولویت های پیش روی فعالیت های برنامه ریزان و برنامه سازان رادیو معارف است.
رادیو معارف ضرورت هرچه افزون تر همزبانی با مردم و همراهی با نخبگان را در چشم انداز حرکت های آتی خود، بیش از پیش، درک و بر آن پافشاری می کند.
۰۹
تیر
رسول اعظم (صلی الله علیه و آله):
هرچیزی اجازه نامه ای دارد و اجازه نامه ی عبور از پل صراط محبت و دوستی علی ابن ابی طالب است
۰۸
تیر
یکی از دوستان را دیدم دیگر به سختی راه می رفت و حتی نفس کشیدن برایش رنجی بی حساب شده بود. یاد سعدی افتادم که می گفت:
«هر نفسی که فرو می رود ممد حیاتست و چون بر می آید مفرح ذات، پس در هر نفسی دو نعمت موجودست و بر هر نعمت شکری واجب»
امروز دیگر تنفس یادگاران کیمیایی جنگ ممد حیات و مفرح ذات نیست ولی شکرشان از خدا چه زیباست آن زمانی که نفسشان به شماره می افتد و یا تاولی در بدن می¬ترکد و ما چه می دانیم زخم آشکار آنها را بیشتر می آزارد یا زخم های درون.
خودش می گفت:
هر که در این بزم مقرب تر است جام بلا بیشترش می دهند
و من به یاد شاعر بسیجی مرحوم ابوالفضل سپهر افتادم:
اتل متل راحله
اتل متل راحله
اخموی بی حوصله
مامان چرا گفت: بگیر
از پدرت فاصله؟
دلش هزار تا راه رفت
بابا خسته کاره؟
مامان چرا اینو گفت؟
بابا دوستش نداره!
بابا اینو بپرسه
اگه خسته کاره
پس چرا بعضی وقتا
تا نیمه شب بیداره؟
نشونه بیداریش
سرفه های بلنده
شش ماه پیش تا حالا
بغض می کنه می خنده
شاید اونو نمی خواد
اگه دوستش نداره
پس چرا روی تختش
عکس اونو میذاره؟
با چشمای مریضش
عکسو نگاه میکنه
قربون قدش میره
بابا بابا میکنه

با دست پر تاولش
آلبومی رو که داره
از کناره پنجره
ور می داره میاره
با دیده ی پر از اشک
آلبومی وا میکنه
رفیقای جبهه رو
همه ش صدا میکنه
آلبوم عکس بابا
پر از عکس دوستاشه
عکسی هم از راحله ست
تو بغل باباشه
با دیدن اون عکسا
زنده میشه می میره
با یاد اون قدیما
بابا زبون میگره
قربون اون موقع ها
قربون اون صفاتون
دست منم بگیرین
دلم تنگه براتون
از اون وقتی که بابا
دچار این مرض شد
مامان چقدر پیر شده
بابا چقدر عوض شد
مامان گفته تو نماز
برا بابات دعا کن
دستاتو بالا ببر
تقاضای شفا کن
دیشب توی نمازش
واسه باباش دعا کرد
دستاشو بالا برد و
تقاضای شفا کرد
نماز چون تموم شد
دعا به آخر رسید
صدای گریه های
مامان تو خونه پیچید!
دخترکم کجایی؟
عمر بابا سر اومد
وقت یتیم داری و
غربت مادر اومد
دخترکم کجایی؟
بابات شفا گرفته
رفیقاشو دیده و
ما رو گذاشته رفته
آی قصه قصه قصه
یه دستمال نشسته
خون سرفه بابا
رو این پارچه نشسته
بعد شهادت او
پارچه مال راحله است
دختری که در پی
شکست یک فاصله است
کنار اسم بابا
زائر کربلایی
یک چیز دیگه م نوشتن
شهید شیمیایی