حرفی از جنس رادیو

حرفهای خودمانی مدیر رادیو معارف و پاسخگویی به سوالات مخاطبان

حرفی از جنس رادیو

حرفهای خودمانی مدیر رادیو معارف و پاسخگویی به سوالات مخاطبان

حرفی از جنس رادیو

بنده محمد لطفی نیاسر هستم که اکنون افتخار مدیریت رادیو معارف به عهده بنده گذارده شده است.
این وبلاگ، جایی است که در آن نظرات شما را می بینم و حرفهایم را می نویسم. امیدوارم که بخوانید و نقد کنید.

طبقه بندی موضوعی

۴ مطلب با موضوع «مطالب همراهان» ثبت شده است

۱۶
اسفند
آقای سید محمد عبد اللهی مطلبی را با موضوع سفر ارسال کردند که به نظرم رسید در اینجا منتشر کنم مفید باشد
ضمنا این موضوع در برنامه های رادیو معارف هم پیگیری می شود و انشاء الله در سال آینده برنامه ای با محوریت کتاب مفاتیح الحیات حضرت استاد آیه الله جوادی به شنوندگان ارائه خواهد شد
۲۹
مرداد
یکی از دوستانی که با عنوان محقق با ما همراه شدند متنی را درباره ی بهائیت ارسال کردند که به نظرم به عنوان شروع بحث بسیار خوب است و اگر موافقان و مخالفان مطالبی به آن اضافه نمایند حتما راهگشا است
نقد بهائیت امروز یک نیاز مبرم برای همه مدافعان حریم دین و مهدویت است زیرا همه مردم در معرض تبلیغات آنها قرار دارند.چند شبکه تلویزیونی و رادیوئی و ده ها سایت و و بلاگ در طول شبانه روز شبهات آنها را برای همه طبقات مطرح می کنندو رسانه هائی مثل بی بی سی و رادیو فردا و رادیو زمانه و …هم اضلالات آنها را می پراکنند و ما به یک هزارم آنها هم در آن مقیاس ها مقابله به مثل نمی کنیم.بگذریم می خواهم بگویم ضرورت طرح موضوع را معتقدم و به سهم خود حاضرم تجربیات خود و دوستانم را در اینجا ارائه نمایم.
"اولا سبک ورود آنها ورود از مسائل اجتماعی است یعنی با شعارهائی مثل وحدت عالم انسانی و تساوی حقوق رجال و نساءو صلح عمومی و …شروع می کنندو اینکه ما همه ادیان را قبول داریم و احترام می کنیم منتهی می گوئیم دست خدا باز است که پس از اسلام هم دین جدیدی بیاورد مطابق شئون جامعه امروزی که آن بهائیت است…"
تدارک پاسخ به این نحوه ورود به بحث باید متناسب باخودش باشد مثل اینکه متون شما در این موضوعات خلاف این ادعاها را ثابت می کند و نمونه هائی هست که دستور قتل دگر اندیشان و عدم صلح با ناقضین و عدم تساوی حقوق زنان و مردان و جنگ با مخالفان را دارد و بعد نمونه ها را از کتابهایشان ذکر می کنیم که بعدا ذکر خواهم نمود.
تجربه دوم مربوط به ذکر جدال های درونی خود آنهاست (چون خود بهاء گفته اگر اختلاف بوجود آید دلیل این است که من عندالله نیست)مثل دعوای ازلیان و بهائیان و جدال ثابتی و ناقضی(طرفداران دو پسر میرزا حسینعلی)وسمائی ها و ریمی ها و دعوای طرفداران بیت العدل با ارتدکسی هاو…که طبق قاعده خودشان نشان از من عندالله نبودن خود آنهاست…
بقیه تجربه های بیست گانه را متوالیا عرض خواهم نمود
۲۵
تیر
در پی بررسی انجمن حجتیه در برنامه ی تا جمعه ی ظهور رادیو معارف بعضی از شنوندگان سوالاتی را مطرح کردند که کارشناسان برنامه به آنها پاسخ میدهند ولی یکی از دوستان برای بنده کامنتی را قرار داده بود که به نظرم رسید در اینجا مطرح کنم و پاسخ آن را هم بدهم تا اگر دوستان دیگر هم لازم دانستند درباره ی آن اظهار نظر کنند
متن زیر از آقای بهرام است که در ادامه آن مطالب بنده می آید
با سلام
و با آرزوی موفقیت روزافزون در نشر معارف فطری ،
چون در چند جا از سایت رادیو معارف وارد شدم ولی امکان نظردهی نیافتم ،در اینجا مطلب خود را خدمتتان می فرستم:
در برنامه ی “تا جمعه ظهور”در روز جمعه ۲۴تیر۹۰ ،کارشناس برنامه (استاد اسماعیلی) در نقد عملکرد انجمن حجتیه به این بحث قدیمی اشاره کردند که مبارزه با بهائیت در زمان پهلوی مبارزه با شاخه بود و ریشه رژیم پهلوی بود و بعد هم به تشکیلات بین المللی بهائیت اشاره کردند که اکنون در کشورهای مختلف فعالیت دارند.
دو مطلب در اینجا قابل توجه است:
۱- اگر رژیم پهلوی ریشه بود و بهائیت شاخه بود،چرا بعد از ۳۲ سال از قطع این ریشه ،اکنون دامنه ی فعالیت های این شاخه هنوز هم ادامه دارد و گسترده هم می شود بطوریکه در عرصه های مختلف و حتی در اعلامیه های حقوق شر و فتنه های اجتماعی و سیاسی علیه جمهوری اسلامی هنوز هم مطرح است؟ آیا این نکته نباید مورد توجه کارشناس محترم باشد؟پاسخ ایشان در این موردِ روشن چیست؟
ممکن است بفرمایند ریشه های دیگری داشته است که هنوز هم باقی و برقرار است.در اینصورت ضمن اینکه فرمایش اول ایشان نقض می شود ،باید گفت:اگر ریشه ی دیگری داشته اند ،همان ریشه ها مورد توجه انجمن حجتیه بوده است.بطوریکه در بررسی تاریخ بهائیت به حمایت های دولت های استعماری اشاره کرده و می کنند.
۲- اینکه فرمودند اکنون در کشورهای مختلف فعالیت دارند ،باز با گفته ی ابتدائی و نقد ایشان متناقض است.آیا امروز در آن کشورها هم رزیم پهلوی حاکم است؟
۳- آیا امثال شهید باهنر و شهید مطهری در همان زمان رژیم پهلوی برای نشر معارف دینی و پرورش نسل دیندار و مبارزه با شبهات و انحرافاتی که برخی ازان ها ریشه در فعالیت های فرهنگی و سیاسی همان رژیم داشتند ، با دولت وقت (در آموزش و پرورش و دانشگاه ها) همکاری نداشتند؟ چرا در فعالیت های آشکار آن ها (سخنرانی های بسیار و کتاب های تألیف شده ی ایشان)مبارزه علنی با رژیم دیده نمی شود؟ آیا آنها به این بنیان طاغوتی توجه نداشتند؟آیا همکاری آنها هم جای بررسی و تأمل دارد(همانطور که کارشناس محترم در مورد انجمن اشاره کردند)؟ آیا اقدام ایشان همسوئی با رژیم بود یا تلاشی صادقانه و خالص برای نجات نسل شیعه از هجمه های فرهنگی دشمنان دین و آنهم با سلاح کلام و بیان و نوشتار و تربیت نسل مؤمن و متدین؟ آیا آنها هم از ماهیت رژیم غافل بودند؟
اگر چنین باشد همکاری بسیاری از علما با حکومت های وقت در همین جهت زیر سؤال می رود.کاری که برخی روشنفکران ناآگاه یا مغرض بعنوان اتهام به برخی علمای اگاه شیعه مطرح کرده اند و بسیاری از ناآگاهان را با خود همراه کرده اند.
پاسخ این سؤالات ،در واقع پاسخ به اتهاماتی است که به این بنیان خیریه -که با حمایت مراجع سال ها فعالیت مؤثر در این زمینه داشت- زده می شود و آبی است که در آسیاب دشمنی که از چند دسته کردن و ایجاد اختلاف در میان مسلمانان بهترین بهره ها را تا کنون برده است،به رایگان و بلکه بهره بردن از بیت المال مسلمین ریخته می شود.
اینجانب به عنوان کسی که عضو این انجمن نبوده امّا در برابر تهمت های بی مورد نیز بی تفاوت نمی گذرد و از اختلافات بی جا دلگیر می شود، از این برنامه -که سال ها علاقمند و پیگیر برنامه های آن بوده ام-چنین انتظاری نداشتم.
و خدا بر راز سینه ها و نهان قلب ها آگاه است.
با احترام
پاسخ بنده
نوشته بودید"این بحث قدیمی" است اما باید بگویم این بحث اکنون نیز جریان داردو نشانه ی آن مقابله با برنامه ی تاجمعه ظهور و برنامه‌هایی با این موضوع است
اما نکته مهم این است که این فکر، فکر خطرناکی است و در نهایت به جدایی دین از سیاست می‌انجامد، نام آن انجمن باشد یا خیر و ما با این برنامه این فکر را نقد می‌کنیم نه یک گروه خاص را البته به عنوان شاخص این نام که هنوز در حال فعالیت است مطرح می‌شود.
درباره ی سؤال 1 و 2 که گفتید "اگر بهائیت شاخه بود رژیم پهلوی از بین رفت چرا اینها از بین نرفتند و یا چرا در خارج حضور دارند؟
باید بگویم در ایران این‌ها روی زخم چرکین رژیم طاغوت رشد کردند و برای اصلاح آن باید شاخه اصی از بین می‌رفت که رفت ولی شاخه اصلی‌تر آن نظام لیبرال جهانی و صهیونیسم جهانی است بنابراین اگر می خواهیم بهائیت در تمام جهان از بین برود باید پس از سرنگونی طاغوت در ایران، طاغوت در جهان براندازی شود لذا حتی در عرصه بین‌المللی نیز بهائیت یک معلول است نه یک علت.
بهائیت مثل بازوهای صهیونیسم جهانی عمل می‌کند هم باید بازو را زد و هم اصل را و نباید توجه به بازو ما را از اصل غافل کند و اینکه انجمن حجتیه فقط به ریشه استعماری بهائیت اشاره می‌کرد فایده‌ای ندارد بلکه باید حرکتی در جهت مبارزه با همان ریشه نیز در پیش از انقلاب انجام می‌داد.
درباره همکاری شهید باهنر و یا شهید مطهری با آموزش و پرورش و دانشگاه زمان شاه هم به این نکته توجه کنید که این بزرگواران نیز تا حد توان سعی کردند از فضاهای مختلف برای تربیت نسل آینده استفاده کنند اما به گونه‌ای عمل کردند که برای رژیم معلوم شد اینها با اصل طاغوت مشکل دارند لذا مراجعه کنید به کتب مربوط به این شهیدان بزرگوار که از اسناد ساواک تهیه شده و شکنجه‌های بی‌شماری که در زندان‌های رژیم شاه شدند پس اساسا نوع مبارزه این شهیدان بزرگوار با مسئولان انجمن یکی نیست و متفاوت است.
در انتها نکته‌ای را آورده‌اید در خصوص ایجاد اختلاف بین صفوف مؤمنین. سؤال بنده از شما این است که آیا این موضوع منجر به این نخواهد شد که افکار غلط در جامعه مؤمنین رشد کند و اصل را منحرف کند آیا حضرت روح‌الله (ره) که همیشه بر اصل وحدت تاکید داشتند به این نکته‌ای که شما می‌گویید واقف نبودند.
جواب بنده این است که حضرت امام (ره) به موضوع وحدت  و اهمیت آن کاملا واقف بودند اما خطر اینگونه انحراف‌های فکری را به حدی بزرگ می‌دانستند که عمل جراحی را برای سلامت آن تجویز می‌کردند.
منتظر واقعی خود صالح است و مصلح
۲۶
خرداد
یک مدت است امکان نوشتن ندارم لذا با اجازه ی آقای عبداللهی که متنشون را برای بنده ارسال کرده بودند آنرا در صفحه ی اصلی قرار دادم
 
رهاورد حلقه ی وصل بسم الله الرحمن الرحیم یا مَن یُعطِی الکَثیرَ بِالقَلیلِ یا مَن یُعطِی مَن سَئَلَهُ. یا مَن یُعطِی مَن لَم یَسئَلهُ و مَن لَم یَعرِفهَ تَحَنُّنًا مِنهُ وَ رَحمَةً .
ای آن که در مقابل اعمال اندک و ناچیز ما، پاداش بسیار عطا می نمایی. ای کسی که به هر نیازمند و حاجت مندی عطا می کنی، ای که عطا می کنی به کسی که تو را نمی خواند و از تو چیزی نمی خواهد و تو را نمی شناسد که صاحب مهر و عطوفت و رحمت هستی. (1)
از خاتم و سرور رسولان الهی حضرت محمد مصطفی (ص)،روایت شده است که فرمودند: «خداى متعال، در آسمان هفتم، فرشته اى به نام داعى قرار داده است. هرگاه ماه رجب فرا رسد، آن فرشته دعوت کننده، هرشب تا به صبح گوید: خوشا به حال کسانى که به ذکر الهى مشغولند ، خوشا به حال کسانى که با میل ورغبت تمام، رو به سوى درگاه خدا آرند.خداوند مى فرماید: من همنشین کسى هستم که با من همنشین باشد و مطیع کسى هستم که فرمان مرا ببرد و آمرزنده ام کسى را که ازمن طلب آمرزش کند...» (2)