حرفی از جنس رادیو

حرفهای خودمانی مدیر رادیو معارف و پاسخگویی به سوالات مخاطبان

حرفی از جنس رادیو

حرفهای خودمانی مدیر رادیو معارف و پاسخگویی به سوالات مخاطبان

حرفی از جنس رادیو

بنده محمد لطفی نیاسر هستم که اکنون افتخار مدیریت رادیو معارف به عهده بنده گذارده شده است.
این وبلاگ، جایی است که در آن نظرات شما را می بینم و حرفهایم را می نویسم. امیدوارم که بخوانید و نقد کنید.

طبقه بندی موضوعی

سید به راه جدش می‌رود

دوشنبه, ۱۳ دی ۱۳۸۹، ۰۵:۲۰ ب.ظ
یک سال و نیم پیش بود سؤالات بسیاری در ذهنها شکل گرفته بود که چرا امام امت ما، رهبر معظم انقلاب اجازة برخورد با سران نفاق را نمی‌دهد.
در حال مطالعه بودم که مطلبی نظرم را جلب کرد . «غزوة‌ بنی‌المصطلق» و نقش منافقان در آن جنگ و سرکرده آنان «عبدالله بن ابی» ، در این غزوه یک نفر از انصار و یک نفر از مهاجران بر سر آب برداشتن از چاه با یکدیگر اختلاف کردند و «عبدالله بن ابی» سرکردة منافقان که در رکاب رسول خدا نیز بود به دفاع از مرد انصاری پرداخت و مطالبی بر ضد مهاجرین و نکوهش انصار به جهت یاری پیامبر بر زبان راند و در آخر نیز گفت وقتی به مدینه باز کردیم عزیزان جامعه، ذلیلان را از مدینه بیرون خواهند کرد و منظورش این بود که انصار، مهاجرین را از مدینه اخراج خواهند کرد.
وقتی خبر این کار به پیامبر رسید، ابتدا پیامبر «عبدالله بن ابی» را خواست و او قسم خورد چنین نگفته و پیامبر نیز از او پذیرفت اما چون اختلاف بالا گرفت ایشان از همه خواست بر مرکب سوار شوند و چیزی نگویند و با شتاب به سوی مدینه حرکت کنند در نزدیکی مدینه خیانت او بر همه آشکار شد بعضی که یا بی‌بصیرت بودند و یا شدت این نافرمانی آنها را ناراحت کرده بود به پیامبر(ص) پیشنهاد قتل آن سرکردة نفاق را دادند و پیامبر فرمود: نمی‌خواهم در این وضعیت دشمن بگوید محمد یاران خود را می‌کشد.
حتی پسر عبدالله نیز آمد و درخواست کرد پیامبر اجازه دهد تا وی خود پدرش را به سزای اعمالش برساند اما پیامبر نپذیرفت و گفت تا در پناه ماست جانش در امان است .
باید توجه داشت که «عبدالله بن ابی» گرچه منافق و فتنه‌گر و کمترین سزایش مرگ بود اما او همچنان در بین انصار دارای جایگاه بالایی بود که فقط به یک مورد آن اشاره می‌کنم:
"پیامبر در جنگ احد با هزار نفر به جنگ مشرکان رفت که عبدالله بن ابی نیز در جمع آنان بود او با نفاق، فتنه و دسیسه توانست از این جمع، سیصد نفر را با خود همراه کرده و از سپاهیان جدا کند یعنی حدود یک سوم نیروی جنگی پیامبر را یک تنه از بین برد."
حال اگر پیامبر(ص) می‌خواست بدون تیزبینی و بصیرت فرمان قتل چنین شخصی را بدهد قطعا جبهة حق دچار تردید و شکست می‌شد اما پیامبر صبر را پیشه نمود تا بصیرت در جامعه فراگیر شود وقتی سپاه پیامبر پس از این اتفاق در «غزوة بنی‌المصطلق» به مدینه رسید، سورة منافقین نازل شد و نور حق و بصیرت همه جامعه را گرفت در آن هنگام
پیامبر به عمر که او نیز درخواست قتل عبدالله را کرده بود گفت:
اگر آن موقع که شما می‌‌گفتید او را به قتل می‌رساندم دشمنان خوشحال می‌شدند و در جبهه حق گسست و تردید ایجاد می‌شد و من چنین نکردم و اکنون وضعیت «عبدالله بن ابی» چنان شده است که به هر کس بگویم او را از میان برمی‌دارد و اتفاقی هم نمی‌افتد.
به نظرم رسید در جریان فتنه و بصیرت سید به راه و سیره جدش می‌رود.
وجودش بی‌گزند و عمرش مستدام و دلش شاد و دشمنش منکوب

نظرات  (۲)

  • دوست دار رادیو معارف
  • نکته آموزنده واستراتژیکی بود
    حقا که الله اعلم حیث یجعل رسالته
    سلام برخامنه ای بزرگ
  • منم یک همسفر
  • حقا که نایب امام زمان است.
    سال گذشته امام امت، در یکی از خطبه‌های نمازجمعه اشاره به همین قضیه نمودند.
    لبیک یا امام خامنه ای

    ارسال نظر

    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
    تجدید کد امنیتی