حرفی از جنس رادیو

حرفهای خودمانی مدیر رادیو معارف و پاسخگویی به سوالات مخاطبان

حرفی از جنس رادیو

حرفهای خودمانی مدیر رادیو معارف و پاسخگویی به سوالات مخاطبان

حرفی از جنس رادیو

بنده محمد لطفی نیاسر هستم که اکنون افتخار مدیریت رادیو معارف به عهده بنده گذارده شده است.
این وبلاگ، جایی است که در آن نظرات شما را می بینم و حرفهایم را می نویسم. امیدوارم که بخوانید و نقد کنید.

طبقه بندی موضوعی

گفتگویی درباره ی انجمن حجتیه

شنبه, ۲۵ تیر ۱۳۹۰، ۰۳:۲۷ ب.ظ
در پی بررسی انجمن حجتیه در برنامه ی تا جمعه ی ظهور رادیو معارف بعضی از شنوندگان سوالاتی را مطرح کردند که کارشناسان برنامه به آنها پاسخ میدهند ولی یکی از دوستان برای بنده کامنتی را قرار داده بود که به نظرم رسید در اینجا مطرح کنم و پاسخ آن را هم بدهم تا اگر دوستان دیگر هم لازم دانستند درباره ی آن اظهار نظر کنند
متن زیر از آقای بهرام است که در ادامه آن مطالب بنده می آید
با سلام
و با آرزوی موفقیت روزافزون در نشر معارف فطری ،
چون در چند جا از سایت رادیو معارف وارد شدم ولی امکان نظردهی نیافتم ،در اینجا مطلب خود را خدمتتان می فرستم:
در برنامه ی “تا جمعه ظهور”در روز جمعه ۲۴تیر۹۰ ،کارشناس برنامه (استاد اسماعیلی) در نقد عملکرد انجمن حجتیه به این بحث قدیمی اشاره کردند که مبارزه با بهائیت در زمان پهلوی مبارزه با شاخه بود و ریشه رژیم پهلوی بود و بعد هم به تشکیلات بین المللی بهائیت اشاره کردند که اکنون در کشورهای مختلف فعالیت دارند.
دو مطلب در اینجا قابل توجه است:
۱- اگر رژیم پهلوی ریشه بود و بهائیت شاخه بود،چرا بعد از ۳۲ سال از قطع این ریشه ،اکنون دامنه ی فعالیت های این شاخه هنوز هم ادامه دارد و گسترده هم می شود بطوریکه در عرصه های مختلف و حتی در اعلامیه های حقوق شر و فتنه های اجتماعی و سیاسی علیه جمهوری اسلامی هنوز هم مطرح است؟ آیا این نکته نباید مورد توجه کارشناس محترم باشد؟پاسخ ایشان در این موردِ روشن چیست؟
ممکن است بفرمایند ریشه های دیگری داشته است که هنوز هم باقی و برقرار است.در اینصورت ضمن اینکه فرمایش اول ایشان نقض می شود ،باید گفت:اگر ریشه ی دیگری داشته اند ،همان ریشه ها مورد توجه انجمن حجتیه بوده است.بطوریکه در بررسی تاریخ بهائیت به حمایت های دولت های استعماری اشاره کرده و می کنند.
۲- اینکه فرمودند اکنون در کشورهای مختلف فعالیت دارند ،باز با گفته ی ابتدائی و نقد ایشان متناقض است.آیا امروز در آن کشورها هم رزیم پهلوی حاکم است؟
۳- آیا امثال شهید باهنر و شهید مطهری در همان زمان رژیم پهلوی برای نشر معارف دینی و پرورش نسل دیندار و مبارزه با شبهات و انحرافاتی که برخی ازان ها ریشه در فعالیت های فرهنگی و سیاسی همان رژیم داشتند ، با دولت وقت (در آموزش و پرورش و دانشگاه ها) همکاری نداشتند؟ چرا در فعالیت های آشکار آن ها (سخنرانی های بسیار و کتاب های تألیف شده ی ایشان)مبارزه علنی با رژیم دیده نمی شود؟ آیا آنها به این بنیان طاغوتی توجه نداشتند؟آیا همکاری آنها هم جای بررسی و تأمل دارد(همانطور که کارشناس محترم در مورد انجمن اشاره کردند)؟ آیا اقدام ایشان همسوئی با رژیم بود یا تلاشی صادقانه و خالص برای نجات نسل شیعه از هجمه های فرهنگی دشمنان دین و آنهم با سلاح کلام و بیان و نوشتار و تربیت نسل مؤمن و متدین؟ آیا آنها هم از ماهیت رژیم غافل بودند؟
اگر چنین باشد همکاری بسیاری از علما با حکومت های وقت در همین جهت زیر سؤال می رود.کاری که برخی روشنفکران ناآگاه یا مغرض بعنوان اتهام به برخی علمای اگاه شیعه مطرح کرده اند و بسیاری از ناآگاهان را با خود همراه کرده اند.
پاسخ این سؤالات ،در واقع پاسخ به اتهاماتی است که به این بنیان خیریه -که با حمایت مراجع سال ها فعالیت مؤثر در این زمینه داشت- زده می شود و آبی است که در آسیاب دشمنی که از چند دسته کردن و ایجاد اختلاف در میان مسلمانان بهترین بهره ها را تا کنون برده است،به رایگان و بلکه بهره بردن از بیت المال مسلمین ریخته می شود.
اینجانب به عنوان کسی که عضو این انجمن نبوده امّا در برابر تهمت های بی مورد نیز بی تفاوت نمی گذرد و از اختلافات بی جا دلگیر می شود، از این برنامه -که سال ها علاقمند و پیگیر برنامه های آن بوده ام-چنین انتظاری نداشتم.
و خدا بر راز سینه ها و نهان قلب ها آگاه است.
با احترام
پاسخ بنده
نوشته بودید"این بحث قدیمی" است اما باید بگویم این بحث اکنون نیز جریان داردو نشانه ی آن مقابله با برنامه ی تاجمعه ظهور و برنامه‌هایی با این موضوع است
اما نکته مهم این است که این فکر، فکر خطرناکی است و در نهایت به جدایی دین از سیاست می‌انجامد، نام آن انجمن باشد یا خیر و ما با این برنامه این فکر را نقد می‌کنیم نه یک گروه خاص را البته به عنوان شاخص این نام که هنوز در حال فعالیت است مطرح می‌شود.
درباره ی سؤال 1 و 2 که گفتید "اگر بهائیت شاخه بود رژیم پهلوی از بین رفت چرا اینها از بین نرفتند و یا چرا در خارج حضور دارند؟
باید بگویم در ایران این‌ها روی زخم چرکین رژیم طاغوت رشد کردند و برای اصلاح آن باید شاخه اصی از بین می‌رفت که رفت ولی شاخه اصلی‌تر آن نظام لیبرال جهانی و صهیونیسم جهانی است بنابراین اگر می خواهیم بهائیت در تمام جهان از بین برود باید پس از سرنگونی طاغوت در ایران، طاغوت در جهان براندازی شود لذا حتی در عرصه بین‌المللی نیز بهائیت یک معلول است نه یک علت.
بهائیت مثل بازوهای صهیونیسم جهانی عمل می‌کند هم باید بازو را زد و هم اصل را و نباید توجه به بازو ما را از اصل غافل کند و اینکه انجمن حجتیه فقط به ریشه استعماری بهائیت اشاره می‌کرد فایده‌ای ندارد بلکه باید حرکتی در جهت مبارزه با همان ریشه نیز در پیش از انقلاب انجام می‌داد.
درباره همکاری شهید باهنر و یا شهید مطهری با آموزش و پرورش و دانشگاه زمان شاه هم به این نکته توجه کنید که این بزرگواران نیز تا حد توان سعی کردند از فضاهای مختلف برای تربیت نسل آینده استفاده کنند اما به گونه‌ای عمل کردند که برای رژیم معلوم شد اینها با اصل طاغوت مشکل دارند لذا مراجعه کنید به کتب مربوط به این شهیدان بزرگوار که از اسناد ساواک تهیه شده و شکنجه‌های بی‌شماری که در زندان‌های رژیم شاه شدند پس اساسا نوع مبارزه این شهیدان بزرگوار با مسئولان انجمن یکی نیست و متفاوت است.
در انتها نکته‌ای را آورده‌اید در خصوص ایجاد اختلاف بین صفوف مؤمنین. سؤال بنده از شما این است که آیا این موضوع منجر به این نخواهد شد که افکار غلط در جامعه مؤمنین رشد کند و اصل را منحرف کند آیا حضرت روح‌الله (ره) که همیشه بر اصل وحدت تاکید داشتند به این نکته‌ای که شما می‌گویید واقف نبودند.
جواب بنده این است که حضرت امام (ره) به موضوع وحدت  و اهمیت آن کاملا واقف بودند اما خطر اینگونه انحراف‌های فکری را به حدی بزرگ می‌دانستند که عمل جراحی را برای سلامت آن تجویز می‌کردند.
منتظر واقعی خود صالح است و مصلح

نظرات  (۴۱)

سلام
قالب جدیدتان بسیار زیباست ولی چرا ترتیب مطالب در ذیل عناوین، به هم ریخته شده و رشته مباحث گسیخته است؟(بعنوان مثال این عنوان و عنوان مربوط به بهائیت)
پاسخ:
سلام
برای انتقال از ورد پرس به این وبلاک مجبور شدیم برخی کارها را دستی انجام دهیم لذا مقداری بهم ریختگی ایجاد شد با عرض پوزش
از همراهی شما ممنون
جناب لطفی پیشنهاد دادنددر نقد و بررسی بهائیت بحثی گشوده شود.
پیشنهاد خوبی است و اگر با تجربه ها قدم به میدان گذارند نتایج خوبی خواهد داشت.نقد بهائیت امروز یک نیاز مبرم برای همه مدافعان حریم دین و مهدویت است زیرا همه مردم در معرض تبلیغات آنها قرار دارند.چند شبکه تلویزیونی و رادیوئی و ده ها سایت و بلاگ در طول شبانه روز شبهات آنها را برای همه طبقات مطرح می کنندو رسانه هائی مثل بی بی سی و رادیو فردا و رادیو زمانه و ...هم اضلالات آنها را می پراکنند و ما به یک هزارم آنها هم در آن مقیاس ها مقابله به مثل نمی کنیم.بگذریم می خواهم بگویم ضرورت طرح موضوع را معتقدم و به سهم خود حاضرم تجربیات خود و دوستانم را در اینجا ارائه نمایم.
اولا سبک ورود آنها ورود از مسائل اجتماعی است یعنی با شعارهائی مثل وحدت عالم انسانی و تساوی حقوق رجال و نساءو صلح عمومی و ...شروع می کنندو اینکه ما همه ادیان را قبول داریم و احترام می کنیم منتهی می گوئیم دست خدا باز است که پس از اسلام هم دین جدیدی بیاورد مطابق شئون جامعه امروزی که آن بهائیت است...تدارک پاسخ به این نحوه ورود به بحث باید متناسب باخودش باشد مثل اینکه متون شما در این موضوعات خلاف این ادعاها را ثابت می کند و نمونه هائی هست که دستور قتل دگر اندیشان و عدم صلح با ناقضین و عدم تساوی حقوق زنان و مردان و جنگ با مخالفان را دارد و بعد نمونه ها را از کتابهایشان ذکر می کنیم که بعدا ذکر خواهم نمود.
تجربه دوم مربوط به ذکر جدال های درونی خود آنهاست (چون خود بهاء گفته اگر اختلاف بوجود آید دلیل این است که من عندالله نیست)مثل دعوای ازلیان و بهائیان و جدال ثابتی و ناقضی(طرفداران دو پسر میرزا حسینعلی)وسمائی ها و ریمی ها و دعوای طرفداران بیت العدل با ارتدکسی هاو...که طبق قاعده خودشان نشان از من عندالله نبودن خود آنهاست...
بقیه تجربه های بیست گانه را متوالیا عرض خواهم نمود به شرط عدم حذف کامنت ها.چون چهار نظر دوستان مثل پژوهش و ...توسط جناب لطفی حذف شد که امیدوارم از چاه حذف برون آید بخاطر احترام به اندیشه ها.
پاسخ:
آقای محقق سلام
از اینکه بحث بهائیت را شروع کردید بسیار ممنون بحث شما را به یک پست جدید منتقل می کنم تا موافقان و مخالفان درباره ی آن بحث کنند.
ضمنا یادداشتهایی که حذف شد آدرس سایتهایی بود که علیه یا به نفع انجمن بود که به راحتی می توانید در اینترنت آنها را بیابید و براساس آخرین یادداشتم آنرا تایید نکردم.
از همراهی شما ممنون
در مورد پیشتهاد جالبتان امید است در اولین فرصت اقدام شود.با تشکر
  • محمد لطفی نیاسر
  • دوستان پژوهش و امیدی و عبد اللهی و ایرانی سلام
    از پیامی که فرستادید ممنون اما از درج آن معذورم زیرا ثبت آدرس این سایتها و وبلاگ ها به معنی ادامه ی بحث است که جز جدل و دوری بیشتر دلها از یکدیگر نتیجه ای ندارد و به روشن شدن بحث کمکی نمی کند
    اما چند نکته :
    1- اگر مطلبی به حضرت امام (ره) نسبت می دهید حتما باید صوت و یا نوشته ی آن موجود باشد و مجرد ادعای یک نفر نمی تواند دلیل باشد(بر اساس آنچه در وصیت نامه آمده )
    2- در بررسی یک اندیشه نباید نفیا و اثباتا شعاری عمل کرد
    3- در اعتقاد به یک موضوع و یا یک جریان و یا نقد آن نباید متصلب و دگم بود
    برای تعجیل در ظهور هر پنج وقت نماز دعا کنید
    از همراهی شما ممنون
  • محمد لطفی نیاسر
  • سلام
    با تشکر از همه ی دوستانی که در این بخش به تضارب آراء پرداختند
    پس از بررسی به این جا رسیدم که مطالب دوستان تکراری شده است و همه دلایلشان را آورده اند و نظر جدیدی هم نیست و چون ما اساسا به دنبال طرح مباحث اختلافی نیستیم بحث درباره ی انجمن را به همینجا خاتمه میدهیم
    هدف ما چند نکته بود:
    1- برای نسل کنونی که دائم در فضای جامعه اسم انجمن حجتیه را می شنود مختصری درباره ی تاریخ آن و اجمالی از اقدامات آنها را توضیح دهیم.
    2- تابوی بحث عادلانه درباره ی انجمن (تاریخ - اقدامات - خدمتها - اشتباهات -سرانجام )را بشکنیم .
    3- نشان دهیم اشکالات انجمن که حضرت امام از آن به عنوان "ضررها" نام بردند در کجاست .
    4- نشان دادیم امروز هم فعالند.
    در آخر فقط یک بحث را اضافه میکنم انحرافاتی که اخیرا در فضای مهدویت ایجاد شده و نمونه ای از آن را در سی دی "ظهور نزدیک است" دیدیم و مقام معظم رهبری هم به آن اشاره کردند ربطی به انجمن حجتیه ندارد و اگر تعلیمات انجمن و کتابهای آنها را هم بررسی کنید این گروه بحثهای جدی در خصوص علایم ظهور و تطبیق آن بر اشخاص ندارد و این یک خط انحرافی جدید است که همانگونه که آیت الله مصباح فرمودند یک بابیت و بهایت جدید است.
    یک پیشنهاد هم دارم یکی از دوستان که تجربه ای در نقد و بررسی بهاییت دارد در همینجا شروع کند تا دلسوزان دیگر هم آنرا تکمیل کنند.
    (مطالبی که در زیر می آورم چند روز پیش نوشته بودم برای ارسال .امّا دوستان خیلی فعالند و بعضی از این مطالب در این فاصله مطرح شده امّا دقت دوباره -اگر تکراری هم باشد-ضرری ندارد.لذا تا دیر نشده ، مطالبم را تقدیم می کنم و البته در برخی از عبارات هم روی سخن، نه رادیو معارف ،که دوستان دیگری است که نظراتی مرقوم فرموده اند):
    با آرزوی قبولی عبادات و با تشکر از توجه شما که صفحه ای در این زمینه گشودید تا نظرات مورد بحث قرار گیرد.در این زمان که ابتکار عمل بدست رسانه هاست ،وجود چنین امکانی مغتنم است.

    مدتی است مطالب این صفحه را پیگیری می کنم.وقتی اولین بار ،مطلبم را نوشتم و زمینه ای شد برای این عنوان، فقط دردی بود که گفتم و پرسشی که ندانستنِ پاسخش آزارم میداد. انتظار چنین موجی را نداشتم.ولی حال که با ابتکار رادیو معارف و مدیر محترم و پرتحمّل و با انصاف اش ،کار با اینجا رسیده است،مطالبی را به عرض می رسانم.
    1- تا جائی که من می دانم ، این رشته -بحث در مورد انجمن حجتیه- ،سرِ دراز دارد و شاید از جهاتی دامن زدن به برخی مسائل گذشته،به مصلحت امروز ما نباشد.از طرفی هم برخی از زوایای تاریخی و شرایط آن دوران بر ما پوشیده است و از این رو همیشه در بحث های تاریخی اختلاف نظر قابل پیش بینی است.
    2- به عزیزی که به شک افتاده اند وهمه ی نوشته ها را احتمالاً از یک نفر دانسته اند، عرض می کنم:من فقط با همین نام در این سایت وارد شده ام و دیگران غیر از من هستند!
    3- و برای "شنونده "ی محترم که نوشته اند:
    "برنامه های شما، نشان داد انجمن حجتیه آنطورها هم که ما فکر می کردیم مال قدیم نیست. واکنش هایی که به این برنامه نشان داده شد، ثابت کرد که الان هم در حال فعالیت است."
    می گویم: همه می دانیم که انجمن حجتیه بدنبال آخرین اطلاعیه در سال 1362 رسماً اعلام تعطیلی کرد؛ امّا بسیاری از اعضای آن –که به گواهی دوست و دشمن افرادی متدین بودند - در هر شرایط و با هر سختی به وظائفی که مطابق عقل و شرع وفتاوای مراجع بر عهده خود می دانستند،عمل کرده و می کنند.گفتار کسانی مثل من هم –که نه عضو انجمن بوده اند و نه بی خبر از آنچه دور و برشان می گذرد و نه قادر به بی تفاوتی نسبت به حبائل کذب و افتراء و نه ناسپاس در برابر رفع شبهات عقیدتی وتلاش های خیرخواهانه ی اعضای گذشته ی این گروه -،نشانه ی فعالیتی مخالف اهداف نظام از عده ای افراد دین دار و ولایتی نبوده و نیست.
    4- در مورد نظرات و اجازه های بسیاری از مراجع و حتی شخصیت های طراز اول نظام ،قبل و بعد از پیروزی انقلاب در حمایت از انجمن مطالب زیادی نوشته و گفته شده؛آنچه در این میان حائز اهمیت است توجه ایشان به شخصیت مرحوم حلبی و نفس اقدام شجاعانه و غیرت دینی ایشان است که از هر چه بگذریم ،دست کم در آن برهه قابل تقدیر بوده است.
    5- مشهور است که ایشان با مشاهده ی فعالیت های گسترده ی فرقه ی گمراه کننده ی بهائیت – که حتی به کنار حرم امام رضا علیه السلام هم رسیده بود-غیرت دینی اش بجوش می آید و با توسل به آن امام رئوف ،مبارزه ی علمی خودش را – که خود از مصادیق امر بمعروف و نهی از منکر بوده است-شروع می کند و در این راه سختی های بسیار را بجان می خرد.انجمنی به کسی اطلاق می شد که :"مسلمان و شیعه ی دوازده امامی بوده و زیر نظر آن مرحوم با بهائیت مبارزه می کند".با این تعریف افراد مختلفی می توانستند وارد شوند و همانگونه که مقام معظم رهبری در مصاحبه ی خود(در روزنامه اطلاعات، 6/11/60 بعنوان رییس‌جمهور وقت) فرموده اند ،" انجمن از نقطه‌نظر تفکر سیاسی و حرکت انقلابی ، یک طیف وسیعی است و یک دایره محدود نمی‌باشد" از این رو ، هر اقدامی از آن ها لزوماً مورد تأیید مسئولین انجمن نبوده است. (ضمن اینکه خود آن محترمین را هم معصوم نمی دانیم).پس بهتر نیست پیش از تخطئه ی تلاش های گذشته ی عده ای دلسوز ،جهت گیری هر کدام از آن ها را بخوبی بشناسیم و همه را به یک چوب (یا یک انگ)نرانیم؟
    بنظر شما طرح برخی اتهامات واهی یا اثبات نشده،موجب دل آزردگی دلسوزانی مؤمن نمی شود؟
    6- دوستان بهتر است از کتاب "حزب قاعدین" مدرک نیاورند.کتابی که نویسنده اش سابقه ی خوبی در دفاع !! از نظام هم ندارد و علاوه بر آن، خود از اقدام عجولانه اش در نوشتن چنین کتابی –آن هم در 19 سالگی – اظهار تأسف می کند.کتابی که پر است از تهمت به مراجع و افترا های دیگر و همانگونه که مورخ محترم، استاد"رسول جعفریان"در کتاب "رسائل حجابیه" ذیل سخنرانی شیخ محمود حلبی آورده(صفحه 1089)آورده ،بدیهی است که چنان روشی چنین نتایجی هم داشته باشد (نقل به مضمون).
    7- فعالیت های مخالفان دین و انقلاب در این زمینه غیرقابل انکار است. احسان طبری در کتاب خاطرات خودش به نقشه موذیانه حزب توده در بزرگنمائی انجمن و مطرح کردن مصنوعی خطر انجمن حجتیه برای از بین بردن وحدت جامعه اسلامی ایران اعتراف صریح دارد (صفحه 308 الی 312).نقشه ای که به خوبی اجرا شد و آگاهان و ناآگاهان در به ثمر رسیدنش کوشیدند.
    یک روز، برخی دینداران را با انتساب به آن از صحنه ی خدمت به مردم و نظام ،به کناری راندند و روز دیگر فرد مطرحی چون استاد مصباح یزدی را به آن منتسب کردند تا با این وسیله به هدفی که عنوان شده بود یعنی :" از بین بردن وحدت جامعه اسلامی ایران"برسند. پروژه ای که هنوز هم عملاً ادامه دارد و با مراجعه به سایت های مخالفان نظام،به آسانی قابل مشاهده است .
    8- درست است که عملکرد برخی سیاسیون درزمان های مختلف(و از جمله در چند ماه اخیر) به این ماجرا دامن می زند ،امّا آیا هر کس خود یا دیگران را به انجمنی بودن منتسب کند ،واقعاً در این مسیر بوده و همان اهداف را دنبال می کند؟و اصلاً چه دلیلی برای ارتباط چنین افرادی با انجمن داریم؟و بلکه دور بودن آن ها از اهداف انجمن ، قابل اثبات است.
    9- آیا این جریان ( نقد انجمن و هشدار فعالیت های آنان) برای حسودان و ریاست طلبان – که همواره دین و ایمان از آنان ضربه خورده است- ، بستر مناسبی نیست تا به آنچه می خواهند، برسند؟ همانها که نه نیت درستی برای کار اجتماعی و فرهنگی مؤثر و تربیت نسلی شایسته دارند و نه توان و همت آن را ؟ متأسفانه تجربه نشان می دهد که رها شدن از تسویلات و دام های بافته ی آن ها به این آسانی نیست،امید که ما از آنان نباشیم.
    10- نظر مقام معظم رهبری در مصاحبه با روزنامه ی اطلاعات در این مورد این بوده که :" نفس وجود این مسأله را و عمده کردن مسأله انجمن حجتیه را در جامعه متهم می‌کنم و کسانی را که برای اولین بار این شایعه و این بحران مصنوعی را سعی کردند که به وجود بیاورند ناخالص می‌دانم."و " احساس می‌کنم که این یک حرکت طبیعی نیست و حرکتی است که امروز دارند به وجود می‌آورند."بنظر شما امروز زمان طرح چنین مسئله ای فرا رسیده است؟به چه دلیل؟
    11- مطلع هستید که مطابق مدارک موجود،انجمن حجتیه ،پس از انقلاب اساسنامه ی خود را تغییر داد و "عدم دخالت در فعالیت سیاسی " را – که بنظر مؤسسان انجمن در آن زمان ،برای رسیدن به مبارزه ی گسترده،علمی و منطقی با فرقه ی بهائیت در زمان طاغوت ضروری می نمود- از آن حذف کرد؟و حتی پیش از آن و در بحبوحه ی فعالیت های دوران انقلاب، برخی از اعضای آن – که بعد ها هم از عضویت خود ابراز پشیمانی نکردند- در مبارزه ی علنی با آن رژیم کوشیدند؟اطلاع دارید که چند نفر از آنان در جبهه های جنگ تحمیلی و در کنار مبارزانی چون شهید چمران جان بر کف نهادند و به شهادت رسیدند؟باخبرید که یکی از اقدامات انجمن حجتیه در اصلاح پیش نویس قانون اساسی بویژه در اصل ولایت فقیه بوده که مورد اعتراف بعضی مخالفان هم واقع شده است؟
    (مدرک این سخن آخر سایت مرکز اسناد انقلاب اسلامی مقاله تاج الدین محرابی با عنوان "انجمن و ولایت فقیه" است به نقل از سایت مرزبانان ولی متأسفانه با وجود جستجو در سایت مذکور،بعلت مشکل دسترسی موفق نشدم مستقیماً از آنجا لینک بیاورم ) .
    اگر اطاله ی سخن پیش آمد عذر می خواهم.مقصود نزدیک شدن دل هاست و رفع سوءتفاهم ها و از بین رفتن اختلاف در صف اهل دین و همراهی در راهی که مورد رضایت او باشد.
    بماند سالها این نظم و ترتیب
    زما هر ذره خاک افتاده جایی
    غرض نقشی است کز ما باز ماند
    که هستی را نمی بینم بقایی
    مگر صاحبدلی روزی به رحمت
    کند در کار درویشان دعایی
    با آرزوی دعای خیر

    سلام.
    از دو چیز خیلی لذت بردم.
    یکی از اینکه رادیو معارف موضوعی رو که از نظر ما بی اهمیت بود رو می پردازه و حالا ثابت شده که موضوع مهمی هم بوده ولی زیر پوست شهر!
    یکی دیگه، همونطور که آقا مهدی گفته، از صبر و حوصله مدیر رادیو معارف به عنوان یک مدیر فرهنگی.
    زنده باد رادیو معارف و دوستدارانش
    موفق باشید
    محمد مهدی سلام
    به نظرم اولین نظر"یادداشت آقا بهرام" را خوب نخواندی.لطفا دو باره آن را بخوانید و در این جمله ی خودتان تامل فرمائید"وقتی زمینه برای کندن ریشه فساد و حامی بزرگ بهائیت تو ایران فراهم شده بود آیا عاقلانه بود که نیروی خودمونو صرف زدن شاخ و برگ کنیم؟ دین و شریعت این اجازه رو می‌داد؟" و امروز 32 سال بعد از پیروزی انقلاب اسلامی ، به آتشی که بهائیان در کشور افروخته اند بنگرید ، از مهدی شهر شیراز گرفته تا کرج و ... .عزیز من بهائیت ریشه استعمار و جاسوس بیگانه هست ولی فقط آن نیست ،که با کوبیدن استعمار و کندن ریشه ی آن ، بهائیت هم نابود شود. بهائیت ویروس و انگلی بود و هست که استعمار در میهن اسلامی منتشر کرده و می کند ، وصد البته عقل و دین و شریعت نه تنها اجازه می داد و می دهد بلکه حکم می کند که علاوه بر مبارزه با پخش کنندگان این ویروس نظیر رژیم ستم شاهی و ایادی آن ( که انقلاب اسلامی بخوبی از عهدی این مهم برآمد) بایستی در جبهه ای دیگر پزشکان و پرستاران متخصص در شهرها و روستاها بسیج می شدند و نه تنها مبتلایان بلکه افراد در معرض ابتلا را شناسائی و قرنطینه کرده وتا بهبودی کامل تحت درمان و مراقبت قرار می دادند و سایرین را واکسینه می کردند.(مگر فتاوای مراجع برای همکاری با خدمات انجمن چیزی جز اجازه ی دین و شریعت است؟) زهی خیال باطل که با دستگیری یا اعدام واردکنندگان و منتشر کنندگان ، ویروسی که توسط ایادی استعمار و شاه از قلب پایتخت گرفته تا دورافتاده ترین روستاها انتشار یافته بود و دهها کودک و پیرو جوان و زن و مرد این مرز وبوم را بیمار ، مبتلا و آلوده کرده بود، از بین رفته و مبتلایان هم بهبودی یافته با شند!
    دشمن با سلاح فرهنگی و عقیدتی آمده بود و به تعبیر ظریف و ارزشمند رهبر فرزانه انقلاب"بایستی با صلاحی هم جنس آن به جنگ دشمن می رفتیم" که انجمن در کنار روحانیت و زیر نظر مرجعیت شیعه این کار را کردند وبه یاری امام عصر(ع) دشمن زمین گیر و صدها تن از مبتلایان درمان و جمع کثیری نه تنها در مقابل این ویروس بلکه ویروسهای عقیدتی دیگر نظیر وهابیت و مادیگرائی و صوفی گری و ...واکسینه شدند. که بقول حجت السلام رسول جعفریان،مورخ ،پژوهشگر و نویسنده و رئیس مرکز اسناد و کتابخانه مجلس شورای اسلامی "انجمن حجتیه که روزگاری کار جلوگیری از تبلیغات بهائیان را بر عهده داشت، به دلایلی... کاملا از صحنه کنار گذاشته شد ...اما به هرحال در عوض آنها تشکیلات یا موسسه ای که بتواند جای آن را برای مبارزه فکری منظم با بهائیت بگیرد ایجاد نشد... "(به نقل ازسایت آیند نیوز ، مرداد 90) و چنین شد که این ویروس استعمار شادمانه و مستانه و فارغ از آن مقابله ی تخصصی و مستمر ، ترکتازی می کند .
    ای عزیز اگر شیعه ی علی بن ابیطالب هستی لااقل با آن خنده های مستانه همراه مشو و هیزم بر آتش افروخته توسط بهائیت مریز.
    با سلام
    در پاسخ به دوستان که در مورد دفاع عده ای از انجمن مبهوت شدند...و جناب لطفی
    دوستان:
    1- بنده نظر فعلی(و نه گذشته) اکثر علما از مقام معظم رهبری تا مراجع فعلی قم را در این مورد دیده ام لذا از رادیو معارف استدعا کردم نظر علما را در این مورد(انجمن حجتیه) جویا شود تا مساله روشن شود.
    اگر فقط ملاک شما نظر امام راحل است باید بگویم
    الف)مواردی را که حضرت امام بیان نموده اند مثل چراغانی نیمه شعبان به گواهی شهود عادل و علمای حاضر و خود اعضا انجمن این طور نبوده و اصرار بر این قضیه و بارها را برگردن امام شکستن ظلمی دگر است.
    ب)چطور شد بر نظر امام راجع به آل سعود عمل نشد آنجا که فرمودند اگر روزی با صدام آشتی کنیم با آل سعود رابطه نخواهیم داشت؟ به چه دلیل رووسای جمهور ایران با ملک فهد و ملک عبدالله دست دادند و چند بار هم میهمان شدند و رئیس مجمع تشخیص میهمان ایشان بود و ارتباط برقرار است؟ ظاهرا در مورد آل سعود عیبی ندارد آنها ارجحیت دارند بر نظر امام.
    در این مورد نظر امام وحی منزل نیست ولی در مورد انجمن هیچ توضیحی قبول نیست حتی اگر مستند باشد.
    2-بزرگ نمایی خطر انجمن حکایت از راه و روش درستی دارد که دشمن دانا آن را میفهمد و کاملا آن را رصد می کند اگر باور ندارید به گزارش وزارت امور خارجه آمریکا در چند سال قبل مراجعه کنید که نوع حرکت انجمن حجتیه را خطری برای حرکتهای فرهنگی خود می داند.
    3-استناد به اساسنامه انجمن و اینکه در آن عدم دخالت در سیاست ذکر شده امری غلط است چرا که مگر می توان برای یک بنیاد خیریه در زمان طاغوت مجوز گرفت و در اساسنامه آن ذکر کرد "مبارزه با رژیم سفاک پهلوی تحت نظر علمای ابرار و اذن ایشان" و جالب اینجاست که به این اساسنامه که در زمان طاغوت و بوده استناد میشود ولی به ه پیشنویس قانون اساسی پیشنهادی انجمن حجتیه در زمان انقلاب (که پس از فرخوان رسمی مسولین وقت در اوایل انقلاب تهیه شده و نسخه آن تقدیم مسولین تنظیم قانون اساسی شد) که ولایت فقیه را رکن قرار داده است استناد نمی شود!
    4-بله بنده اعضاء انجمن حجتیه را می شناسم و در موارد گوناگون با آنها صحبت کرده ام. مدارک را هم دیده ام. انحرافی را ندیدم مگر اینکه تبعیت از رهبری و مراجع تقلید را انحراف بدانیم! مگر اینکه تلاش برای حفظ حدود تشیع علوی را انحراف بدانیم!مگر اینکه بدون هیچ گونه چشم داشت مادی یا ارتقاع پست اداری(بلکه بر عکس پست ها را به همین بهانه از ایشان گرفته اند) از شهری به شهر دیگر رفتن ، جوانان را با محبت علوی و ولایت مهدوی آشنا کردن را انحراف بدانیم!
    این را هم بگویم هر کسی اشتباهاتی دارد انجمنی یا هر کسی دیگر که عضو باشد در هر گروهی یا تشکلی. هیچ کس بجز چهارده معصوم از خطا و لغزش مبرا و معصوم نیست. بجز چهارده معصوم برای هیچکس تضمینی بر افکار و اعمال وجود ندارد. بسیجی باشی یا نباشی ، مقلد باشی یا آیت الله ، رئیس باشی یا مرؤس فقط باید مرد باشی و عامل باشی به کلام امیر المومنین:
    و قال أمیر المؤمنین ع الحق لا یعرف بالرجال اعرف الحق تعرف أهله
    پاسخ:
    سلام جناب صادق
    1- بنده هم نظرات را دیده ام و در همین پست هم موجود است اما اینکه شما می خواهید ما اصلا فکر و تحلیل نداشته باشیم عجیب است ما در برنامه و اینجا به تحلیل افکار و اقدامات پرداختیم و فقط در مواردی که شما اصرار به بیانات دیگران داشتید ما هم آنها را مطرح کردیم ضمنا از مقام معظم رهبری "حفظه الله "نیز اگر سندی دارید مطرح کنید تا بدانیم
    درباره ی بیانات امام هم بخشی مربوط به قبل از انقلاب است که امام فقط اشاره به ضرر داشتن جلسات انجمن می کند بخشی هم مربوط به واقعه ای است که انجمن پیرو آن اعلام تعطیلی کرد و در این دو مورد هم اشاره ای به چراغانی ندارد اما بخش سوم مربوط به پیام منشور روحانیت است که امام چند نکته را می آورند که یکی از آنها عدم اعتقاد انجمن به مبارزه با رژیم طاغوت بود که اگر به سخنرانی های آقای حلبی در سال 1356 درباره ی جهاد مراجعه کنید مشخص می شود و فقط یک مورد هم امام به مخالفت با حکم عدم چراغانی در نیمه ی شعبان اشاره دارند که چون در اسناد مرکز انقلاب اسلامی سندی مبنی بر رعایت آن از سوی آقای حلبی آمده بود ما در برنامه به آن اشاره نکردیم در اینجا نیز بنده هیچ اشاره ای نکرده بودم تا اینکه خودتان اشاره کردید ضمنا در آن سند هم آقای حلبی چنین مطلبی را بیان کرده اند و به نظرم افرادی که مسن تر هستند می توانند بگویند آیا عوامل انجمن به دستور آقای حلبی عمل کرده اند یا خیر
    درباره ی آل سعود هم نظر نظام روشن است اما تعیین نوع ارتباط با هر کشوری از اختیارات ولی فقیه است که براساس زمان "حکمت -عزت - مصلحت "در مورد آن اعلام نظر میکنند و ما تابع محض هستیم
    2- ما اصلا بزرگ نمایی نکردیم فقط چند برنامه درباره ی این خط فکری برای مخاطبان توضیح دادیم و اگر لازم بدانیم باز هم خواهیم داد ولی بیشتر از این فعلا لازم نیست ضمنا گزارشات وزارت امور خارجه ی آمریکا در این باره را به ما هم بدهید بخوانیم
    3- بسیاری از مراکز خیریه ی دیگر هم در زمان طاغوت فعال بودند و اساس نامه داشتند و این بند در اساس نامه ی آنها نیست تصریح و بعد هم در چند نوبت تاکید و پیگیری آن و از سوی دیگر برخورد با اعضایی که کار سیاسی می کردند به چه معنا بود ؟ درباره ی پیش نویس قانون اساسی هم دست شما درد نکند و این نشان می دهد وضعیت اعضای انجمن همان است که مقام معظم رهبری در زمان ریاست جمهوریشان فرمودند"عده ای خوب و متدین و عده ای لجوج و غرغرو" البته درباره ی اصل ولایت فقیه و چگونگی تصویب آن در آینده بحث خواهم کرد و معلوم خواهد شد موضوع به تمامه آنگونه که گفته اید نیست
    4- بند چهارم شما هم بخشی درست و بخشی نه چندان دقیق دارد که وارد آن نمی شوم چون به بحث ما مربوط نیست فقط اگر شما تبعیت از رهبری می داشتید لااقل مثل بنده بررسی می کردید و خوب و بد خود را از هم جدا می نمودید نه اینکه یکسره فقط دفاع کنید
    السلام علی من اتبع الهدی
    آقا صابر به اجازه مرحوم آیه الله العظمی گلیایگانی استناد کردن.
    میگم: عزیز من! تا اونجا که من خبر دارم مسئولان رادیو معارف آشنایی‌شون با دیدگاه مراجع معظم کم نیست و از تمام این اجازات خبر دارن. منم خیلی از این اجازات رو دیدم و خوندم اما بد نیست با دقت و بدون جانبداری متن درخواست اجازه و متن اجازه مراجع معظم رو مطالعه کنین ببینین اون تائیدها، تائید انجمنه یا تائید فعالیت ضد بهائی‌شون؟ راستی تاریخ این اجازه‌ها برا چه زمانیه؟ زمانی که این اجازه‌ها داده شده حرکت انقلابی امام«ره» کجای راه بود؟ علما چقد به سرنگونی رژیم فاسد و دیکتاتوری شاه اعتماد داشتن؟ وقتی حرکت انقلابی امام پایه‌های رژیم رو هدف گرفت و نور امید رو در وجود همه روشن کرد و جوونای ایرانی رو به این باور رسوند که می‌تونن دیو و دیکتاتور بزرگی مثل شاه رو هم شکست بدن، عقل و دین چی حکم می‌کرد؟ وقتی زمینه برای کندن ریشه فساد و حامی بزرگ بهائیت تو ایران فراهم شده بود آیا عاقلانه بود که نیروی خودمونو صرف زدن شاخ و برگ کنیم؟ دین و شریعت این اجازه رو می‌داد؟
    مگه در همین اجازه مرحوم آیه الله گلپایگانی ننوشتن: «...فرقه ضاله مضله بهائیه که جاسوس بیگانه وعامل استعمار در ایران وکشور های دیگر بوده وهست...»
    خب اگه بهائیت جاسوس بیگانه و استعماره - که هست - وقتی زمینه برای کوبیدن و کندن ریشه استعمار از داخل کشور مهیا شده بود ایا روا بود استعمار رو رها کنیم و فقط و فقط با جاسوسش مقابله کنیم؟ آیا خود مراجع به این کار راضی بودن؟
    به امید ایکه یه روز ریشه استعمار تو کشورهای دیگه هم کنده بشه.
    سلام به همه
    من هنوز جواب سئوالم را نگرفتم. برادران انجمن چه وظیفه خاصی در راستای مقدمه سازی ظهور حضرت حجت (عجل الله تعالی فرجه الشریف) برای خود قایلند که به هویت خود اصرار دارند؟
    آیا امروزه هم با بهاییت مبارزه می کنند؟ یا مأموریت عوض شده است؟
    آیا با علم به این که رژیم پهلوی نیز از رشد زالوگونه بهاییت در بدنه خود احساس ضرر کرده و آن را بنابر فشار آمران آمریکایی، انگلیسی و در کل صهیونیست خود پذیرفته بود و نیز این نکته که بهایی ها که شاخه اجرایی فراماسونی در ایران بودند که در برخی موارد حتی منافع رژیم منحوس پهلوی را به خطر می انداختند و .... فکر نمی کنید مبارزه با بهاییت، به تنهایی، کمی به نفع رژیم ظالم پهلوی نیز می شد و به نوعی حرکت در پازل بازی جنگ پهلوی-بهایی تبدیل شده بود؟
    بهتر است انسان ها نیت سالم خود را با عقل سالم به‌کار گیرند تا عملی صالح داشته باشند.
    اللهم عجل لولیک الفرج
    آقای معلم گفتن:
    «متاسفانه سن خیلیها اقتضا نمیکند که شرائط اختناق آمیز حاکم بر محیط جامعه در دوران پهلوی و ترکتازیهای بهائیان را لمس کنند.»
    میگم:
    مرحبا بناصرنا. لطفا بفرمایین کی مجوز این ترکتازیها رو به بهائیان داده بود؟ غیر از حکومت فاسد پهلوی کی افسار بهائیان رو رها کرده بود؟ کی صدا و سیما رو گذاشته بود در اختیار یه بهائی تا از رسانه ملی بهائیت رو ترویج کنه؟
    به نظر شما مقابله با ترکتازی اسب چموش بهائی مهمتر بود یا اونیکه بهائی‌ها رو سوار کرده بود و اسب رو هم رم می‌داد؟
    یه نکته هم به اون عزیزی بگم که می‌گفت؛ سی سال از انقلاب می‌گذره اما بازهم بهائی‌ها فعالیتشون تو ایران تعطیل نشده.
    عزیز من! اولا؛شیطان اگه بیکار بنشینه جای تعجب داره. ثانیا؛ آیا الان هم بهائی‌ها تو ایران ترکتازی زمان شاه رو دارن؟ بازم رسانه و فرهنگ جامعه دست بهائی‌هاست؟ بازم مسئول بهائی داریم؟ خوبه چشم و گوشمونو باز کنیم ببینیم و بشنویم که پس مونده بهائی‌ها که داخل کشورن و حامیان گردن شکسته خارجی‌شون ایران عزیز رو به نقض حقوق بهائی‌ها متهم می‌کنن. البته ما بهائیت رو مذهب و آیین نمی‌دونیم و یه فرقه ساختگی و مهره استعمار پیر می‌دونیم و از این یاوه‌گویی‌هاشونم ابایی نداریم.
    آنچه بیش از همه چیز مرا تشویق به نوشتن چند خطی در این مباحثه گرم تاریخی،علمی و جریان شناسانه کرد، این بود که:
    1- صبر و حوصله مدیر شبکه معارف در شان یک مدیر فرهنگی بود و مرا بیش از پیش به این شبکه علاقه مند کرد.
    2- اصرار دوستان انجمنی به حفظ منش خود برایم بسیار جالب است. مثلا بنده یک بسیجی هستم. چون برای خود یک ماموریت ویژه در بقای نظام قایلم، به هویتم مصرم، سئوال اینجاست که برادران حجته ای با توجه به تلاش برای مقدمه سازی ظهور حضرت حجت، چه ماموریت ویژه ای که در راستای نظام مقدس جمهوری اسلامی نیست، قایلند که به هویت خود مصرند؟ چرا با جریان عمومی امت و حکومت حزب الله همراه نمی شوند؟
    اللهم عجل لولیک الفرج
    بنام خدا
    سلام علیکم
    در بند 2 یادداشتتان خطاب به آقای معلم فرموده اید:"پیش از انقلاب در اساس نامه ی انجمن افراد از هرگونه کار سیاسی منع شده بودند و فقط با بهاییت مبارزه می کردند آن هم بهاییانی که در راس نظام ستم شاهی نبودند مثلا شما هیچ تضادی بین انجمن و هویدای بهایی که نخست وزیر بود نمی بینید"
    این فرمایش شما نشان می دهد که خدمات انجمن در مبارزه با بهائیت در قبل از انقلاب مورد رضایت جنابعالی نیست. حال نظر حضرت امام را درست در مورد همان خدمات در قبل از انقلاب مرور می کنیم:
    "اقدامات آقایان مورد تقدیرو رضای خداوند متعال است ونیز همکاری و همراهی با آنها مرضی ولی عصر عجل الله فرجه است "
    نتیجه اینکه همان خدماتی که نه تنها مورد رضایت بلکه مورد تقدیر امام (ره)بوده و بالاتر از آن بنا به فرموده خود حضرت امام مورد رضای خدا و همکاری با همان خدمات مرضی ولی عصر عجل الله فرجه بوده ، مورد نقد جنابعالی است. عدم رضایت شما در مقابل رضایت خدا و رضایت ولی عصر و تقدیر حضرت امام قرار دارد ، محمد جان چرا وجدانتان را سرکوب می کنید ؟ به او مراجعه کنید از لابلای یادداشتهایتان معلوم است فرد با وجدانی هستید ، فقط کافی است گوش به نجوای ملکوتیش دهید. آیا شما هم به اندازه ی حضرت امام، حضرت ولی عصر، وخدا از خدمات قبل از انقلاب انجمن حجتیه در مبارزه با بهائیت رضایت دارید. یا خدای نکرده به آنها هم نقد دارید؟
    پاسخ:
    صابر سلام
    واقعا شما همیشه همین گونه بحث و تحلیل میکنید؟خدا به خیر کند
    باز یاداوری میکنم انجمن در مبارزه با بهاییت آنهم به صورت محدود خوب عمل میکرد ولی فقط سراغ بهاییانی می رفت که مبارزه با آنها اثری یر اصل رژیم طاغوت نداشت
    لذا امام فرمود :"جلساتشان ضررهایی دارد که وقتی مطلع شدم آنها را تایید نمیکنم"
    واقعا آن ضررها چه بود؟
    السلام علی من اتبع الهدی
  • محمد لطفی نیاسر
  • آقای صابر سلام
    اینکه تهدید نمی فرمایید و سوال می فرمایید جای شکر دارد
    به نظرم یک بار دیگر باید نامه ی امام به آقای گرامی را به دقت بخوانید در آنجا آقای گرامی فقط از امام سوال میکند و امام در پاسخ ایشان می فرماید "وقتی مطلع شدم دیگر تایید نکردم "پس امام صراحتا حکم قبلی خود را باطل کرده اند و لازم نیست شما برای ادامه ی راه استفتا کنید چون این نامه کاملا صریح و در زمان امام در صحیفه چاپ شده است و حجیت دارد
    نتیجه اینکه بیانات امام ربطی به آقای گرامی ندارد که شما آنرا ادعا خواندید
    اما مطالبی که شما به آن استناد میکنید همه صحبتهای بزرگواری است که در یک سخنرانی بوده و هیچ گاه به وسیله ی افرادی که به آنها استناد داده شده مورد تایید قرار نگرفته
    به نظرم بر اساس آنچه گفته شد پاسخ سوال شرعی هم روشن است مگر اینکه شما نخواهید آنرا بپذیرید.
    ضمنا دقت کنید ببینید مستند نامه ی امام در مقام یک مناسبت سیاسی است یا سخنرانی که شما به آن استدلال می کنید
    باسم رب الشهدا-سروران محترم و گرامی
    شما متاسفانه با پدیده انجمن حجتیه احساسی و بدون تحقیق برخورد میکنید و بدون اینکه تحقیق عمیقی داشته باشید صرفا به انچه در محیط اینترنت و فقط از سوی مخالفان انجمن درج شده است استناد میکنید .
    متاسفانه سن خیلیها اقتضا نمیکند که شرائط اختناق آمیز حاکم بر محیط جامعه در
    دوران پهلوی و ترکتازیهای بهائیان را لمس کنند .
    انجمن حجتیه با کسب اجازه از مراجع محترم تقلید در این راه گام برداشت و با امکانات بسیار محدود هدفش یک مبارزه فرهنگی و علمی با تبلیغات فرهنگی ضد اسلامی بهائیت بود و بایستی این کار خطیر را در سایه حکومت وحشت و ترور و ساواکی رژیم شاه انجام میداد . ساواکی که رئیسش بهائی و رئیس اداره امنیت داخلی آن هم بهائی بود . ولی همین مبارزه فرهنگی با بهائیت وسیله ای بود برای تربیت هزاران جوان علاقمند به فراگیری مکتب تشیع و در این راه هزاران افراد تربیت شده و بدون اینکه الزام و اجباری به ادامه فعالیت در انجمن داشته باشند وارد جامعه شده و صدها نفر از آنان در پیروزی انقلاب و ادامه آن و جنگ تحمیلی و تمام عرصه های انقلاب حضور داشته و دارند و هرگز از گذشته افتخار آمیز خودشان هم ناراحت و ناامید نیستند و حاضرند دست مدرسان خودشان در انجمن را ببوسند که آنها را به نور تشیع هدایت کردند و مانع از پیوستن آنها به گروهکهای منحرف شدند .بسیاری از مقامات مملکتی تربیت شده همان انجمن بوده اند . آنهائی که وظیفه شرعی شان را در ادامه همکاری با انجمن در مبارزه فرهنگی
    با بهائیت به عنوان یک وظیفه شرعی با کسب مجوز از مرجع تقلید خودشان ادامه دادند هرگز با روند انقلاب اسلامی معارضه نداشته و ندارند و هر اقدامی که برای پیروزی و تداوم انقلاب از دست و توانشان بر میآمده انجام داده اند . تهمت زدن و لگد مال کردن یک عده شیعه مخلص و معروف به تقوی و پاکی در هر شهر و دیار که معروف خاص و عام هر دیار هستند نه اخلاقی است و نه شرعی و نتیجه آن دلسردی یک خیل جمعیت تربیت شده توسط کلاسهای انجمن از روحانیت رادیو معارفی است .
    پاسخ:
    آقای معلم سلام
    یک نگاه مجدد به مرقومه ی شریف بیاندازید کاملا می بینید که یک بیانیه ی سیاسی است بدون دلیل و معلوم است اصلا به آنچه برای شما نوشتم دقتی نفرمودید
    ما کی و کجا گفتیم هرکسی در انجمن بوده منحرف است؟
    ما کی و کجا گفته ایم هر اقدامی در انجمن شده و همه ی افکارشان باطل بوده ؟
    به هر حال به نظرم حرف جدیدی در استلالات موجود نیست پس اگر موافق باشید به این بحث خاتمه بدهیم
    فقط اگر استدلال جدیدی بود به بحث درباره ی آن خواهیم پرداخت
    سلام.
    خیلی خوشحالم که این سعه صدر در مدیر رادیو معارف وجود دارد که همه پیام ها را منتشر می کند. حتی آنها که بر علیه رادیو جوسازی راه انداخته اند. اما از مجموع این بحث ها و اطلاعات جانبی، به نظرم اینطور می آید:
    1- انجمن حجتیه به هیچ وجه یک انجمن مرده و از رده خارج نیست. بلکه الآن هم مشغول فعالیت است و دلیل آن هم دفاع جانانه اعضای آن در این وبلاگ است.
    2- فعالیت پنهانی انجمن حجتیه، در شرایطی که قبلا اعلام انحلال کرده بودند، اثبات بعضی حرف هاست که البته رادیو معارف به درستی دنبال آن را گرفته است.
    3- دوستان انجمنی، تلاش دارند اولاً از بزرگان و حتی حضرت امام مویدی برای انجمن خود بیابند و ثانیا اگر مویدی پیدا نشد، حتماً آن «بزرگ» آدم بدی بوده که انجمن حجتیه را رد کرده است.
    4- بی صبری دوستان هم جالب است. مثلا آقای صابر در روز 15 مرداد در عرض نیم ساعت 5 پیام گذاشته و حتی صبر نکرده که مدیر وبلاگ آن را تایید کند. بعد تایید نشدن پیام را دلیل حقانیت خودش دانسته و صاحب وبلاگ را به خودسانسوری متهم کرده است.
    5- تعداد افراد محدودی که اینجا از انجمن حجتیه دفاع می کنند (اگر واقعا چند نفر باشند و یکی به جای همه ننوشته باشد)، نسبت به جامعه بزرگ مخاطبان رادیو، که فرمایشات حضرت امام را حجت خود می دانند قابل توجه نیستند، اما بالاخره فضای مجازی است و هر کسی بیشتر شلوغ کند، بیشتر دیده می شود. چاره ای هم نیست و باید شلوغ بازی بعضی ها را تحمل کرد.
    اگر پراکنده بود ببخشید. در مبارزه با انجمن حجتیه، موفق باشید.
    سلام.
    آقای خزعلی سال 62 یا 63 در مورد انجمن سخنرانی کردند ولی حضرت امام خمینی سال 67 انجمن رو رد کردند. بنابراین ممکنه در این فاصله حقایقی روشن شده باشه که اول معلوم نبوده.
    ضمن اینکه برای ما حمایت آیت الله خزعلی (با همه بزرگواری ایشون) اصلاً مهم نیست. مهم نظر حضرت امام است.
    آقا صادق گفتن:
    «چرا الان به این مباحث پرداخته میشود؟»
    من می‌گم:
    به نظر شما کی باید پرداخته می‌شد؟ دیر شده؟ زوده؟ ضرورتی نداره؟ یا اصلا اشتباه بود؟
    گفتن؛
    «آیا این یک برنامه طراحی شده توسط دشمن نیست؟»
    می‌گم:
    آیا اینطور فکر کردن همون تئوری توطئه نیست؟ چرا وقتی جریانی که شما موافقش هستین نقد میشه فکر می‌کنین علیه‌تون توطئه شده؟ چطور نقد شما بر برنامه تاجمعه‌ظهور نقده اما نقد این برنامه بر جریان فکری حجتیه توطئه‌اس؟
    گفتن:
    «آیا این جریان پس از سی سال این قدر پر توان و فعال است که این همه به آن پرداخته می شود؟»
    می‌گم:
    تاجمعه‌ظهور یه جریان تاریخی و یه فکر انحرافی رو نقد کرده کاری به توانایی، ناتوانی، فعال یا غیر فعال بودنش نداره. وظیفه‌شو انجام می‌ده.
    گفتن:
    «آیا اعضای آن را در شهر و دیار خود می شناسید؟ و برآوردی از فعالیت آنها دارید و از اعتقاد آنها خبر دارید؟ خدمات و خیانت آنها را برآورد کرده اید؟»
    می‌گم:
    اگه بگم؛ اعضای اصلی انجمن رو می‌شناسم، از عقاید خوب و بدشون خبر دارم و براوردم اینه که امام شناسی‌شون قوی نیست و تفکرشون با اونچه از سیره اهل بیت می‌شناسم فاصله داره، قبول می‌کنی؟ اگه همین سوالها رو از خودتون بپرسم، جوابی دارین؟مثبت یا منفی بودن جوابتون قابل تامله، اینطور نیست؟
    گفتن:
    «آیا حضرت امام را معصوم می دانید؟ ...»
    می‌گم؟
    امام معصوم نبودن اما خیلی پاک‌تر از اون چیزی بودن که من و تو بتونیم تصورشو بکنیم. امام معصوم نبودن اما حجت منصوب از طرف معصوم بودن که امام صادق(ع) می‌فرماین:«...انّی قد جعلته علیکم حاکما». امام معصوم نبودن اما حجت معصوم بودن که امام عصر(عج) که انجمن فقط عشق بدون معرفتش رو داره می‌فرماین:«و امّا الحوادث الواقعه فارجعوا فیها الی روات حدیثنا...فانّکم حجّتی علیکم و انا حجّة الله».
    امام معصوم نبودن اما کی گفته در چنین امری فقط معصوم می‌تونه تصمیم بگیره؟
    گفتن:
    «اگر موضوع این قدر مهم است (آنچنان که می گویید) نباید توسط مسوولین مملکت با آنها برخورد شود؟»
    می‌گم:
    مگه مسئولان دارن از این جریان حمایت می‌کنن؟
    اشکال داره رسانه‌ای تو مبارزه با یه تفکر انحرافی جلوتر از مسئولان عمل کنه؟
    این گزارش رو هم درباره اجازه حضرت امام و نمایندگی آیه الله خزعلی بخونین بد نیست.
    امام خمینی(ره) در خواست اجازه مصرف سهم امام را در انجمن در 28 دیماه 1349 برابر شعبان 1390 می دهند ولی در سال 1351 این اجازه را لغو می کند. و امام پس از انقلاب آیت الله خزعلی که برای تهیه گزارش و تکمیل اطلاعات خودشان درباره انجمن به امام مراجعه کرد و امام ایشان را برای نظارت جهت تهیه گزارش بر این گروه تعیین کردند تا انجمن را زیر نظر گرفته وگزارش فعالیت های آن را به امام تقدیم نماید. انجمن نیز اقدام به چاپ و تکثیر سخنرانی های آیت الله خزعلی در تأیید خود نموده و کوشید وانمود کند که امام و نماینده ایشان هوادار انجمن است و امام این نظارت را در 12 رمضان 60 شمسی لغو می کند و به آقای خزعلی می فرمایند شما دیگر در رابطه با آنها ارتباطی نداشته باشید.
    {در شناخت حزب قاعدین، ص 236}
    در جواب اونایی که به استفتاء حضرت امام«ره» استناد می‌کنن میخواستم بگم: حضرت امام در آغاز اجازه‌ای که دادن این نکته رو آوردن که؛ «در صورتی که احراز شود، آنچه در سوال مذکور است ...» این قید جلو خیلی از سوء استفاده‌ها رو می‌گیره.
    خوبه فقط اونچه نفع انجمن توشه رو از سخن یا دست خط مبارک امام نبینید و اگه ایشونو قبول دارید - که اگه نداشته باشین استنادتون به اجازه ایشون هم بی مبنی است - موضع‌گیری‌های بعد حضرتشون رو هم توجه کنین.
    امام عزیز در مورد انجمن حجتیه به آقایان ناطق نوری و پرورش وزیران وقت کشور و آموزش و پرورش می‌فرماین: "به آنها پست کلیدی ندهید. خطرناکند. وقتی آمدند بین شما تفرقه ایجاد می کنند، تشتت ایجاد می کنند. برادران را به جان هم می اندازند. آنها کار دیگری دارند. دنبال مسئله دیگری هستند. اینها با شاه همکاری می کردند. برایشان مسئله دین مطرح نبوده است.
    آیا این موضع قاطع، پایانی بر اجازه سابق تلقی نمیشه؟
    درباره اجازات بزرگان دیگه هم حرف دارم اما وقتی ولی فقیه - که طبق نظر مشهور فقها نظرشون در مسائل حکومتی بر مراجع دیگه مقدمه - درباره انجمن اینطور موضع می‌گیرن؛ حرفی برا گفتن می‌مونه؟
  • تازه از راه رسیده
  • سلام.
    من یک بار کارشناسی راجع به حجتیه را شنیدم و فکر نمی کردم اینهمه بحث و گفتگو راجع به آن اینجا باشد.
    حالا که بیشتر بحث ها را خواندم، چند چیز برایم جالب بود. یکی اینکه طرفداران انجمن از طرفی ادعا می کنند که حرف از انجمن، صحبت از یک جریان مرده است و از طرف دیگر حرف از آبروی مومن می زنند و اینکه باید از اعضای انجمن خواست از خودشان در برنامه دفاع کنند. اینها که با هم تناقض دارند
    یکی دیگر اینکه این دوستان سعی دارند بحث را بزرگ کنند و به کل رادیو بکشانند. مثلا می گویند رادیو به این گستردگی!! به موضوع حجتیه پرداخته و امثال این حرفها. در صورتی که فقط بخشی از یک برنامه در مورد این بحث بود و تمام شد و موضوعاتی مثل بهائیت و وهابیت و امثال اینها، خیلی بیشتر و گسترده تر در رادیو بحث شده است.
    نکته آخر هم اینکه فهمیدم چون حضرت امام خمینی با اینها مخالفت کرده، حاضرند همه حرفی در مورد او بزنند و از طرف دیگر از حرفهای دیگران مویدی پیدا کنند در تایید خودشان. مثلا احمد آقا و آقای خزعلی و کی و کی چه حرفهایی زده اند. حالا سند دارد یا ندارد مهم نیست، مهم این است که به ذهن بقیه بیفتد که ممکن است کسی هم دفاع کرده باشد.
    اما به فرض که اینها حرفی هم زده باشند، این حرفها کجا و حرف حضرت روح الله (روحی فداه) کجا
    برای همه دوستان رادیو معارف در مبارزه با انحرافات آرزوی توفیق می کنم
    به نام خدا
    سلام برشما و با تشکر از درج نظراتم
    و امتنان مضاعف از ذکر حقایقی از خدمات مرحوم آقای حلبی و مواضع به حق انجمن در مبارزه با بهائیت و عدم تعارض مواضع انجمن با نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران و اینکه قبول کردید که امام فرموده اند نباید انجمنی ها تصفیه شوند و..
    اینکه فرمودید نگران سرتان نیستید خیلی امیدوار شدم لذا جسارت و تهدید نمی کنم ، البته در عرایض قبلی هم چنین قصدی نداشتم علت برخی الفاظ ،عدم رعایت حق تقدم در درج نظرات بود، چنانچه موجب رنجش شده عذرخواهی می کنم. این بار به احترام شما ودر موضع شاگرد از جنابعالی دو سئوال دارم ، یکی اینکه: ،
    به نظر جنابعالی و به نظر مستمعین محترم رادیو معارف در خصوص موضع بعد از انقلاب حضرت امام (ره)در مورد انجمن استناد به کلام آقای گرامی (در نقل از صحیفه حضرت امام) که هیچ مستندی تاکید می کنم هیچ مستندی جز ادعای آقای گرامی ندارد معقول است یا استناد به سخنان آیت الله خزعلی که در جمع کثیری از مردم مشهد سخنرانی کرده اند و نیز نظر محرم اسرار حضرت امام(ره) حاج احمد آقا رحمه الله علیه که فرمودند دفاع از انجمن برای ما واجب شرعی است و نیز نظر آیت الله مرعشی که همه بعد از طرح مسئله توسط آیت الله جنتی و بعد از انقلاب و مقارن با نظر غیر مستند آقای گرامی می باشد؟
    و یک سئوال فقهی : بنده مقلد حضرت امام بودم و با فتوای مکتوب ایشان با انجمن حجتیه همکاری و همراهی می کردم چون بقیه داشتم مرضی حضرت ولی عصر عجل الله تعالی فرجه الشریف است و گاها از ثلث سهم امام از محل اندک خمسی که داشتم زیر نظر مرحوم حلبی برای مصرف در خدمات انجمن هزینه می کردم و بعد از ارتحال امام با اجازه ی مقام معظم رهبری بر تقلیدم باقی ماندم ، آیا تنها با استناد به اظهار یک نفر (مثل آقای گرامی)یا استماع برنامه ای از صدا و سیما ، یا مطالعه کتابی در نقد انجمن می توانم فتوای مرجع تقلیدم را نادیده گرفته و عمل نکنم؟! و باور کنم که خدمات آقایان دیگر مرضی حضرت حجت نیست ؟ البته با آن هجمه های طوفانی شک کردم نکند موضع فقهی حضرت امام تغییر کرده باشد و فتوای جدیدی داده باشند و بنده بی اطلاع باشم .لذا حسب احتیاط همراه یکی از دوستان نامه ای به دفتر حضرت امام نگاشته شد(در سالهای قبل از ارتحال حضرت امام) و طی استفتائی ضمن اشاره به فتوای سابق و اجازه ی حضرت امام ،احتمال عدول ایشان از فتوای قبلی سئوال شد و ذکر گردید چنانچه پاسخی برای استفتاء وصول نشود بنا را بر دوام حکم قبلی خواهیم گذاشت که پس از دو سه سال چشم انتظاری پاسخی داده نشد و حضرت امام هم به رحمت الهی پیوست. آیاغیر از این راه شرعی برای دست یابی به نظر فقهی مرجع تقلیدم داشتم؟
    آیا زندگی با اتکاء به فتوای ولی فقیه درست است یا اتکا به سخنرانی در یک مناسبت سیاسی و یا ادعای یک فرد عادی ویا بادی که هر روزی از سویی می وزد و یا براساس مصلحت دنیائی و دست یابی به نانی و آبی و پستی و عنوانی و یا.....؟ویا ... ؟ جالب است بدانید بنده پستم را در پایبندی به همین فتوای حضرت امام از دست داده ام، چون یقین دارم آنچه مرضی حضرت حجت است سعادت دنیوی و اخروی دارد ولا غیر.
    بسیاری از جوانان این مرز و بوم دچار ضایعه عدم اطلاع و آگاهی از تاریخ معاصر ایران هستند واین دوران هم به خوبی روشن وتبیین نشده است یک علت آن اختناق شدید دوران پهلوی میباشد .
    حجم مطالب و سخنرانی ها واظهار نظرهای متعددی که در سال های پس از پیروزی انقلاب و تا همین اواخر
    در مورد انجمن حجتیه منتشر شده و می شود نشانگر " غلبه آفات تاریخی " به این جریان فکری اسلامی میباشد .
    نتیجه گیری از مجموع این مباحث نشان می دهد که اکثرا فکر می کنند انجمن حجتیه گروهی است بی اعتقاد به مبانی انقلاب اسلامی و در جهتی غیر از جریان ولایت فقیه قرار دارد و هیچگونه دلبستگی به این نظام ندارد.
    بنده بعد از مطالعه دقیق مدارک و اطلا عیه ها واعلامیه هایی که خودم داشتم و آنهایی را که این دوست گرامی از انجمن در اختیارم گذاشت متوجه حقایقی خلاف تصور فوق الذکر شدم وبه این نتیجه رسیدم که این انجمن در حمایت از آرمانهای انقلاب ورهبری آن از هیچگونه کوششی فرو گذار نکرده است .
    لذا این مطالب را در چند فصل دسته بندی کرده و ضمن اعتقاد به اینکه آنچه را که نوشته ام ممکن است قابل نقد و بررسی واصلاح باشد از همه مورخین و خردمندان و علاقه مندان تقاضای اظهار نظر وراهنمایی دارم .
    http://www.hamgaman.blogfa.com/
    به امید پیروزی حق و حقیقت
    پاسخ:
    آقای معلم سلام
    مطالبی که در وبلاگتان آورده اید قبلا دیده بودم و با بعضی از افراد این انجمن هم صحبت کرده ام اما همه ی دوستان به چند نکته توجه کنند :
    1- همان طوری که در برنامه ی تاجمعه ی ظهور هم گفتیم و در بحثهای اینجا هم آمد انجمن ترکیبی از افراد مختلف بود که بعضی به انقلاب پیوستند و بعضی راه خود را پیمودند لذا نقد مربوط به نوع خط فکری است نه همه ی افرادی که سابقه ای در انجمن دارند.
    2- پیش از انقلاب در اساس نامه ی انجمن افراد از هرگونه کار سیاسی منع شده بودند و فقط با بهاییت مبارزه میکردند آن هم بهاییانی که در راس نظام ستم شاهی نبودند مثلا شما هیچ تضادی بین انجمن و هویدای بهایی که نخست وزیر بود نمی بینید
    3- شما که ظاهرا با این آقایان گفتگو دارید لطفا از ایشان بخواهید سخنرانی های کامل آقای حلبی را که در خصوص جهاد در سال 56 بیان نمودند در اختیار شما قرار دهند شما هم در اختیار مخاطبان قرار دهید در آنجا اگر بدون سانسور باشد خواهید دید ایشان مطالبی را دارند که در زمان غیبت و با احتمال کشته شدن نمی توان قیام کرد(نقل به مضمون)
    4- پس از انقلاب نیز احتمالا بیشتر اطلاعیه ها فقط برای این صادر می شد که انجمن را همراه انقلاب نشان دهد زیرا این مشی انجمن بود در زمان طاغوت هم به همین گونه طی طریق میکردند مثلا بررسی کنید حتی نزدیک و یا بلا فاصله پس از پیروزی انقلاب هم اطلاعیه ای ندادند
    5- در اطلاعیه ها هم بررسی کنید باز درباره ی استکبار جهانی و صهیونیسم "جریان طبس و روز قدس و فلسطین و مبارزه با اسرائیل و...."اطلاعیه ای ندادند و فقط هرجا حساسیت بود و احتمال متهم شدن داشتند اطلاعیه صادر می کردند.
    باز هم میگویم افکار انجمن حجتیه باطل مطلق نیست و اشکالاتی درونی دارد همانگونه که امام در نامه به آقای گرامی فرمودند "ضررهایی دارد" که تقویت این اندیشه می تواند اصل آمادگی پیش از ظهور را مختل کند
    السلام علی من اتبع الهدی
  • محمد لطفی نیاسر
  • از اینکه چند روزی پاسخ ندادم عذر می خواهم چون خیلی سرم شلوغ بود و گاهی هم دسترسی به اینترنت مناسب نداشتم
    اما در مورد سخنرانی آیه الله خزعلی باید بگویم آنرا شنیده ام ولی هرچه پیگیری کردم نه در زمانی که ایشان سخنرانی کردند و نه تا کنون هیچ تاییدی از افرادی که در آنجا از آنها نام برده شده ندیدم و اگر تا این حد این افراد متنبه شدند چرا صحبتی از آنها نشنیدیم .
    نکته ی دیگر اینکه ایشان در آن سخنرانی میگویند احمد آقا از قول امام نقل کرده اند کسی حق تصفیه ی حجتیه ای ها را از ادارات ندارد و این مطلب هم کاملا درست است چون حجتیه ای ها هیچگاه محارب نبوده اند که لازم باشد نظام با آنها برخورد فیزیکی کند ضمن اینکه همانطور که در برنامه از مقام معظم رهبری در دوره ی ریاست جمهوری نقل کردیم ایشان در پاسخ خبرنگار فرموده اند در انجمن افراد خوب و متدینی حضور داشتند و البته کسانی هم بودند که غر میزدند و با انقلاب همراه نبودند.
    یک نکته ی دیگر هم اینکه تاریخ سخنرانی امام در مورد حجتیه و افکار آنها پس از سخنرانی آقای خزعلی است و همچنین پیام امام موسوم به منشور روحانیت که مربوط به اسفند سال ۶۷ است و اگر امام با توضیحات آقایان قانع شده قاعدتا لازم نبود اینگونه مطالبی بیان نمایند.
    باز هم از همراهی شما متشکرم
    یه الله گلپایگانی :
    ۱- تشکیل انجمن صاحب الزمان به منظور مبارزه با فرقه ضاله اگر زیر نظر حضرت حجه الاسلام آقای حلبی باشد بسیار خوب است...
    ۲- سوابق این انجمن در احیاءامر حضرت بقیه الله ارواح العالمین له الفداء وتربیت جوانان دلباخته وشیفته آن حضرت وهمچنین خدمات آن علیه فرقه ضاله مضله بهائیه که جاسوس بیگانه وعامل استعمار در ایران وکشور های دیگر بوده وهست،مشکورومورد تقدیر است.خداوند متعال همگان را در انجام وظایف دینی و دفاع از حریم اسلام وحفظ دستاوردهای انقلاب اسلامی موفق ومسلمانان را از سوءظن به یکدیگر و موجبات نفاق وشقاق حفظ فرماید.
    پاسخ:
    سلام صابر
    چند نکته :
    1- تهدید نفرمایید ما برای سرمان نگران نیستیم چون سر به ولایت سپرده ایم
    2- چندان صابر نیستی و زود نتیجه می گیری و محکوم می کنی
    3- فتوای امام را تایید کردم تا همه ببینند اما در ادامه ی آن همه را دعوت می کنم به صحیفه جلد 2 مراجعه کرده و پاسخ نامه ی امام به آقای گرامی را هم ببینند((نسبت به شخصی که مرقوم شده بود "آقای حلبی و انجمن حجتیه" جلساتش ضررهایی دارد از وقتی مطلع شده ام تاییدی از وی نکرده ام و ان شاءالله نمی کنم ))
    4-متن کامل بیانات مقام معظم رهبری را هم که در زمان ریاست جمهوری در پاسخ به خبرنگار فرموده اند بفرستید تا همه مطالعه کنند
    5- ارجاع به حضرت حجت را هم کاملا می پسندم
    6- نظرات مراجع و علمایی را هم که ارسال کردید قبلا دیده بودم همه متعلق به مبارزه با بهاییت است و اعتمادی که در آن دوره به آقای حلبی بوده است و البته ما به همه ی این موارد در برنامه ی تاجمعه ی ظهور اشاره کردیم ای کاش این مبارزه ی فرهنگی با میارزه با اصل طاغوت همراه می شد تا کامل شود نه اینکه ابتر بماند
    می دونی علت مزاحمت مکررم چیست ؟ بنده که صابر هستم دیگه به این همه بی عدالتی شما در درج نظرات مستمعین نمی توانم صبر کنم، مرجع دیگری به جز امام زمان و خدا نیست که این بی عدالتی شمارا ببیند و نهی تان کند. یا صاحب الزمان خودت از حق حمایت فرما.
    معارف جان پاسخ 11 را درج کرده اید پاسخ بنده که قبل از آن بود چرا درج نشد مگر عین حقیقت نیست ؟ خدا را خوش نمی آد یک طرفه به قاضی بروید. مگر شما نمی خواهید حقیقت بر مستمعین آشکار شود خوب نظرات بنده که کاملا مستند و جز حقیقت نیست نظراتم را ثبت کنید دیگه.
    با عرض سلام مجدد
    شاید درج پاسخ مقام معظم رهبری به سوال هشتم خبرنگار روزنامه اطلاعات در زمان ریاست جمهوری ایشان صحت و سقم اقدام رادیو معارف در طرح موضوع حجتیه به این گستردگی را بر همگان روشن کند.
    با سلام و آرزوی توفیقات روز افزون لطفا برای شناسائی موضع حق این فتوای مکتوب حضرت امام خمینی (ره) را درج فرمایید. رادیو معارف جان شما که حیاتتان را مدیون امام هستید پس سانسور نکنید لطفا.
    امام خمینی :
    اقدامات آقایان مورد تقدیرو رضای خداوند متعال است ونیز همکاری و همراهی با آنها مرضی ولی عصر عجل الله فرجه است وهم مجازند مومنین از وجوه شرعیه از قبیل زکوات وتبرعات به آنها بدهند ودر صورت لزوم مجازند از ثلث سهم مبارک امام علیه السلام به آنها کمک کنند البته تحت نظارت اشخاص معتمدو اگرجناب مستطاب حجه الاسلام آقای حلبی دامت برکاته می توانند تحت نظارت ایشان وجوه داده شود.
    خب خدا را شکر!
    با حذف دوباره پیغامم توسط صاحب وبلاگ متوجه شدم که حق با کیست!
    ممنونم
    پاسخ:
    مستمع سلام
    کلام شما کاملا درست است و هرکسی موظف است در حد توان با هر مصداقی از اصحاب شیطان مبارزه کند اما بحث بر سر این بود که عده ای به جای مبارزه با علت به مبارزه با معلول پرداختند حتی تا سال 1356 هم حرکتی بر علیه اصل نظام شاه انجام ندادند و انجمن زمانی از تشکیل حکومت اسلامی پیش از ظهور صحبت کرد که ماهها از تشکیل حکومت اسلامی در ایران گذشته بود (کتاب آخرین فروغ از انتشارات انجمن حجتیه)
    همچنین این انجمن اساس نامه ی خود را که در آن صراحتا اعضای خود را از انجام هرگونه کار سیاسی منع می کرد پس از انقلاب اصلاح کرد
    پس از انقلاب نیز در بعضی امور با انقلاب همراه شدند که منجر به بیانیه ی 5 نفر از فقهای شورای نگهبان در خصوص انجمن شد ولی باید توجه داشت که برنامه ی تاجمعه ی ظهور بدنبال نقد تفکر بود لذا نافی زحمات بخشی از افراد حقیقی در انجمن نبود
    از همراهی شما ممنون
    با حذف کامنت هایم جواب خود را گرفتم و مطمئن تر از قبل شدم به آنچه می دانستم.
    ولی هرگز فکر هم نمی کردم در این سطح از رسانه چنین رویکردی به مسائل وجود داشته باشد.
    از میان کلام فقط آن را که می توانید علیه فرد از آن استفاده کنید و جواب مورد قبول خود را به آن بدهید انتخاب میکنید.
    باور کنید یا نکنید تا امروز فقط رادیو معارف را گوش می دادم و دوست داشتم من هم از عوامل و همکاران آن می بودم ... ولی حالا چیزی را فهمیدم که به نگاه من عمق بیشتری داد.
    ٌ عَنْ أَبِی حَمْزَةَ الثُّمَالِیِّ قَالَ قَالَ لِی أَبُو عَبْدِ اللَّهِ ع إِیَّاکَ وَ الرِّئَاسَةَ وَ إِیَّاکَ أَنْ تَطَأَ أَعْقَابَ الرِّجَالِ قَالَ قُلْتُ جُعِلْتُ فِدَاکَ أَمَّا الرِّئَاسَةُ فَقَدْ عَرَفْتُهَا وَ أَمَّا أَنْ أَطَأَ أَعْقَابَ الرِّجَالِ فَمَا ثُلُثَا مَا فِی یَدِی إِلَّا مِمَّا وَطِئْتُ أَعْقَابَ الرِّجَالِ فَقَالَ لِی لَیْسَ حَیْثُ تَذْهَبُ إِیَّاکَ أَنْ تَنْصِبَ رَجُلًا دُونَ الْحُجَّةِ فَتُصَدِّقَهُ فِی کُلِّ مَا قَالَ
    ایاک ان تنصب رجلا دون الحجه و تصدقه فی کل ما قال
    خدا را شاکرم که من را به مسولیت و ریاستی نگمارد تا در تنگنای اعتلای حق و زیر پا گزاردن حق قرار گیرم.
    حرفی باقی نمانده
    پاسخ:
    صادق سلام
    آقا صادق کامنت هایتان را حذف نکردم فقط تا نبینم نمی توانم آنرا تایید کنم
    کلامتان کاملا درست است در برنامه هم ما به بررسی علل انحرافی بودن این افکار پرداختیم ولی دوستان مصر هستند با تاییداتی که در گذشته بوده ما را ساکت کنند و این غیر علمی ترین راه است
    و اینکه عرض کردم حضرت امام حجت موجه ماست به این دلیل است که در دوره ی غیبت کبری ما موظف هستیم به فقها مراجعه کنیم و به نظرم خود انجمن نیز به این امر معتقد است لذا ما در نوع تعقلمان و حرکتمان بر علیه طاغوت و نوع مبارزه با استکبار جهانی و جنگ و شناخت افکار انحرافی به امامی اقتدا کردیم که یک فقیه مسلم بود .
    از همراهی شما ممنون
    به مستمع دیگر:
    خدا خیرتان دهد! بنده هم همین را میگویم! بهاییت یک انحراف بزرگ است که باید با آن مبارزه کرد! حالا هرکس هرچقدر که میتواند!
    یکی می خواهد با طاغوت مبارزه کند یکی میخواهد با بهاییت مبارزه کند یکی می خواهد با صهیونیسم مبارزه کند .... هیچ کس هم مزاحم دیگری نیست و همانطور که جناب لطفی فرمودند ریشه همه اینها شیطان است و هدف مبارزه با شیطان و ترویج اسلام ناب محمدی است، اگر غیر از این است بفرمایید تا ما هم بدانیم!
    در ضمن بنده همانطور که گفتم بیطرفم و اطلاع دقیقی از فعالیت انجمن در حال حاضر ندارم ولی تصور میکنم دوستانی که در اینجا نظر دادند از مدافعین و شاید فعالین انجمن باشند و یا شاید اطلاعی داشته باشند
    با تشکر از جناب آقای لطفی نیاسر که به موارد توجه دارند
    برادر گرامی و ارجمند
    اگر حقی زیر پا رفت ولو اگر خلخال از پای دختر یهودی به ظلم بیرون بیاید جا دارد که مسلمانی از غصه بمیرد چه رسد به اینکه نگران باشد . لذا بنده شرمنده ام که فقط نگرانم!
    اینکه از شما خواستم مراجع عظام را در حد یک کارشناس ساده به حساب بیاورید و جویا شوید حرف گزافه ای نزدم .
    ضمنا شما که خود را در صف مقدم مبارزه میدانید این را هم متوجه شوید اگر آبروی مومنی را خدشه دار کنید یا در مسیر مبارزه با دشمن با این کار خود خدشه ای وارد کنید این خود انحراف است .
    حضرت امام هم با تمام خصوصیات ویژه و برتر خود که دارای مقام عصمت نبوده اند . اگر حقی زیر پا گذاشته شود خود ایشان هم راضی نخواهند بود که به اتکای فرموده ایشان از تمام دلایل و قرائن چشم بپوشیم و شهادت و نظر کسی را قبول نکنیم.
    این برخوردی یک سویه و غیر عالمانه و از همه مهم تر غیر مسولانه خواهد بود.
    جناب آقای لطفی اینکه شما یک گروه را منحرف اعلام می کنید از رسانه رادیو معارف جمهوری اسلامی و در کنار آن نظر قاطبه علما را در نظر نمی گیرید و مسولیت کار را متوجه حضرت امام می کنید، می دانید که تاریخ را آیندگان خواهند خواند و در صورتی که خلاف این ثابت شود بزرگترین ظلم به امام هم صورت پذیرفته است.
    چرا که ایشان و حتی مقام معظم رهبری انتقاد به خود را حرام نکرده اند و از مقام معظم رهبری از تریبون مجلس نقل کرده اند که ایشان باب انتقاد حتی به خود را باز می دانند .
    این قوت تفکر شیعه است. وقتی که پیامبر در آخرین روزهای حیات خود با دارا بودن مقام عصمت در مسجد حاضر می شوند و از مردم می خواهند اگر حقی بر گردن ایشان دارند مطالبه کنند درس بزرگی است برای همیشه تاریخ.
    اینکه قاضی اگر بر اساس شواهد حکمی دهد مگر دلیل بر این است که دیگر حق دفاع برای محکوم وجود ندارد یا حتما حکم کاملا درست بوده است .
    اگر عده ای بر خطای فردی شهادت دهند و قاضی هم حکم به مجازات کند آیا امکان ندارد فرد مبری از آن خطایی باشد که به خاطر آن مجازات می شود؟
    اگر افرادی بدانند که او خاطی نیست و با او مجرمانه برخورد کنند و حکم قاضی را دلیل بیاورند مسول نخواهند بود؟ قطعا قاضی به وظیفه خودش عمل کرده ، دیگران هم باید به وظیفه خودشان عمل کنند.
    وَ قُلِ اعْمَلُوا فَسَیَرَى اللَّهُ عَمَلَکُمْ وَ رَسُولُهُ وَ الْمُؤْمِنُونَ وَ سَتُرَدُّونَ إِلى‏ عالِمِ الْغَیْبِ وَ الشَّهادَةِ فَیُنَبِّئُکُمْ بِما کُنْتُمْ تَعْمَلُون
  • یک مستمع دیگر
  • به نظرم بر خلاف مطلب مستمع محترم پاسخها قانع کننده بود ضمن اینکه مگر برنامه سازان رادیو گفتند کار مقابله با بهاییت بد است
    آنچه بنده فهمیدم این بود که این رادیو سعی دارد با همه افکار انحرافی مبارزه کند برای همین هم علیه بهاییت برنامه ساخته که بنده خودم مدتها این برنامه را شنیدم و فکر کنم دو سری برنامه بود و هم علیه انحرافهای دیگر
    ضمنا مگر نگفتید اکنون چنین جریانی وجود ندارد پس چگونه از آنها دعوت کنند و اگر هم هستند لااقل باید سایتی داشته باشند لطفا راهنمایی کنید تا ما هم با مطالب ایشان آشنا شویم
    با سلام نظر آقا بهرام بسیار متین و استدلالی و منظقی است و به همان اندازه و در نقطه مقابل پاسخ سردبیر شعارگونه و بدون استناد
    خواستم اشاره ای به سخنرانی آیت الله خزعلی که هم از نظر امانت داری و تقوا و هم از نظر سن ، و هم عصر بودن با فعالیت های انجمن حجتیه ، اظهاراتشان مورد اعتمادتر از کارشناسان کم سن و سال و کم اطلاع نقد انجمن می باشد اشاراتی بکنم. ایشان می فرمایند فرزند امام خمینی (ره)مرحوم حاج احمد آقا نزد من فرمودند: امام پاسخ انجمن به هفت سئوال آقای جنتی را در روزنامه خواند و فرمود ما از مومنین همین را می خواهیم . و هم او (حاج احمد آقا) فرمود دفاع از انجمن برای ما واجب شرعی است . و نیز آیت الله خزعلی به نقل از آقای جنتی می فرمایند : ای کاش قبل از طرح سئوالات با شما مشورت می کردم و این کار را نمی کردم.
    شهید هاشمی نژاد هم که در سخنانی بر علیه انجمن صحبت کرده بود بعد از اطلاع از بی اساس بودن آن اظهارات در جمعی عنوان کرده بود که من این شجاعت را دارم و عرض می کنم که سخنانم را پس می گیرم. جویندگان اصل حقیقت از رادیو معارف بخواهند سخنرانی کامل آیت الله خزعلی در مشهد را در هفته وحدت (سال 62یا63) پخش کنند اگر خواستند برایشان ارسال می کنم.
    جناب آقای لطفی نیاسر
    به نظر بنده هم که کاملا بی طرف هستم جوابهای شما قانع کننده نیود چرا که هرکس در حد توان می تواند به فعالیت مبارزاتی ادامه دهد، حال که مبارزه در ابعاد وسیع بین المللی از دست تک تک افراد جامعه بر نمیاد ولی میتوان با همین آگاهسازیها و مبارزات کوچک داخلی از رشد بیشتر بهاییت هرچند بسیار کم جلوگیری کرد.
    در ضمن برنامه شما یک طرفه به قاضی میرود ! همانطور که میدانید و در احادیث هم ذکر شده حکمی که در غیاب یکی از طرفین باشد قبول نیست، چرا شما یکی از فعالین انجمن را دعوت نمیکند تا پاسخهای اتهامات وارده را صراحتا بگوید؟
    یک جای کار شما میلنگد انگار!!
    سلام
    توجه کنید که چرا الان به این مباحث پرداخته میشود؟
    آیا این یک برنامه طراحی شده توسط دشمن نیست؟
    آیا این جریان پس از سی سال این قدر پر توان و فعال است که این همه به آن پرداخته می شود؟
    آیا اعضای آن را در شهر و دیار خود می شناسید؟ و برآوردی از فعالیت آنها دارید و از اعتقاد آنها خبر دارید؟ خدمات و خیانت آنها را برآورد کرده اید؟
    آیا حضرت امام را معصوم می دانید؟ آیا ایشان نمیتواند اشتباه کند؟ مگر در طول تاریخ از اشتباهات فقهی و احیانا تاریخی علمای شیعه صحبت نمی شود و این انتقادها را نقطه قوت شیعه نمی دانید؟
    اگر موضوع این قدر مهم است (آنچنان که می گویید) نباید توسط مسوولین مملکت با آنها برخورد شود؟
    پاسخ:
    سلام صادق
    این اندیشه هم یکی از اندیشه ها ست که به آن پرداخته ایم قبلا هم به اندیشه های دیگری پرداخته بودیم که میزان پرداختن به آنها خیلی بیشتر بود پس طرح این مباحث نقشه ی دشمن نیست ولی نمی دانم شما چرا از طرح و نقد آنها این قدر نگرانید فرض کنید ما از یک گروه منقرض صحبت میکنیم.
    درباره ی حضرت امام هم دوست و دشمن معتقدند ایشان از جریانات سیاسی -اجتماعی -دینی به خوبی و خیلی جلو تر از زمان خود شناخت و درک و تشخیص داشتند که برای فهم آن کافی است تاریخ مبارزات ایشان را مطالعه کنید و به نظرم باید به جای شکستن آیینه خود را شکست
    ضمنا درباره ی جریانات فرهنگی ما کاری به دستگاههای نظام نداریم چون خود ما هستیم که باید در عرصه ی فرهنگی در صف مقدم مبارزه باشیم
    یک چیز دیگر هم بگویم حجت موجه ما حضرت روح الله است و در پی روی از ایشان از قهر و آشتی دیگران باکی نداریم
    موفق باشید
    سلام.
    برنامه های شما، نشان داد انجمن حجتیه آنطورها هم که ما فکر می کردیم مال قدیم نیست. واکنش هایی که به این برنامه نشان داده شد، ثابت کرد که الان هم در حال فعالیت است.
    اما در مورد ریشه و شاخه، من فکر می کنم بهتر است اصطلاح زمینه رشد را به کار ببریم که بهائیت مستقل از پهلوی بوده و هست، اما پهلوی برای رسیدن به اهداف خودش، زمینه رشد زیادی برای بهائیت فراهم می کرده و پر و بالش می داده است. بنابراین مانند آن قصه مولوی:
    اول ای جان دفع شر موش کن
    وانگهی در جمع گندم کوش کن
  • سید محمد باقر
  • سلام علیکم
    خدا قوّت
    پاسخ شما را به منتقد برنامه انجمن حجتیه دیدم
    گمان می‏کنم انتقاد ایشان در باره ریشه و شاخه وارد بود
    اما توضیحات بعدی شما بسیار خوب و پاسخ‏گو بود
    توفیقتان مستدام
    سید محمد باقر
    نروژ، اسلو
    پاسخ:
    سلام آقا سید
    ریشه ی همه ی انحرافها شیطان است و یکی از شاخه های آن استعمار و صهیونیسم جهانی است و بهائیت یکی از شاخه های آنها است و طاغوت ستم شاهی یکی از علل اصلی اصلی گسترش بهائیت در ایران بود حال آیا برای مبارزه با بهائیت فقط مبارزه با اعتقادات آنها کافی است؟ یا باید با طاغوتی که زمینه ساز آن است مبارزه کرد ؟
    به نظر امام قبل از انقلاب مبارزه با طاغوت مبارزه با همه ی مفاسد در ایران است و اصل اولی و به نظر انجمن مبارزه با بهائیت اصل است ولو در مقابل طاغوت سکوت کنیم و این نقطه ی تفاوت حرکت امام و انجمنیهاست
    سلام برادر گرامی
    آیا اکنون که 30 سال از انقلاب گذشته و ما رژیم شاهنشاهی را از میان برداشته ایم بهائیت نیز از بین رفته است ؟
    آیا واقعا بینی و بین ا... شما شخصی از اعضای انجمن را سراع دارید که ترویج فساد بدهد تا امام زمان ظهور فرمایند ؟
    آیا شما از تبلیغ گسترده بهائیت در ایران اطلاعی دارید ؟
    ببخشید الان بهائیت در ایران چنان عمل نکرده که کشور ما را در محافل بین المللی به چالش کشیده است ؟
    مگر انجمن چه خیانتی به انقلاب و دین و تشیع کرده که چنین بر او می تازید و لگد مال می کنید و رد می شوید ؟
    پاسخ:
    آقا احسان سلام
    قطعا بهاییت از بین نرفته و کسی هم چنین ادعایی ندارد ولی گسترش دهنده ی آن در ایران که حکومت طاغوت بود اکنون نیست و اصل بحث بر این بود که در دوره ی ستم شاهی اصل مبارزه با طاغوت بود یا مبارزه با یکی از معلولهای آن
    بنده هم از تبلیغ و فعالیتهای بهاییت مطلعم و رادیو معارف تا کنون برنامه هایی درباره ی عقاید فاسد و ریشه های استعماریش ساخته است و خواهد ساخت اما پرداختن به آنها مانع از پرداختن به موضوعات دیگر نخواهد شد از شما هم میخواهم موضوعاتی که به نظرتان لازم است بفرمایید تا اگر کار نشده بود پیگیری کنیم .
    اما درباره ی مضرات انجمن یکی اینکه پیش از انقلاب باعث ریزش نیروهای حرکت اصلی انقلاب می شد که حضرت امام نیز به آن اشاره کرده اند و در صحیفه موجود است پس از انقلاب نیز مانع حرکتهای رو به جلوی انقلاب میشود.
    و این که سوال کرده اید آیا کسی را سراغ دارم که انجمنی باشد و گناه را ترویج بدهد اگر منظورتان گناه علنی است خیر اما یک نکته از روایات به شما میگویم:
    شیطان بر دو قسم است شیطان ناطق که دعوت به باطل می کند و شیطان ساکت که افرادی هستند که در موقع لزوم درباره ی مطلبی که باید بگویند و عمل کنند کاری نمی کنند"ان الساکت عن الحق شیطان اخرس"

    ارسال نظر

    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
    تجدید کد امنیتی