حرفی از جنس رادیو

حرفهای خودمانی مدیر رادیو معارف و پاسخگویی به سوالات مخاطبان

حرفی از جنس رادیو

حرفهای خودمانی مدیر رادیو معارف و پاسخگویی به سوالات مخاطبان

حرفی از جنس رادیو

بنده محمد لطفی نیاسر هستم که اکنون افتخار مدیریت رادیو معارف به عهده بنده گذارده شده است.
این وبلاگ، جایی است که در آن نظرات شما را می بینم و حرفهایم را می نویسم. امیدوارم که بخوانید و نقد کنید.

طبقه بندی موضوعی

بهائیت از رویا تا واقعیت

شنبه, ۲۹ مرداد ۱۳۹۰، ۱۰:۴۲ ق.ظ
یکی از دوستانی که با عنوان محقق با ما همراه شدند متنی را درباره ی بهائیت ارسال کردند که به نظرم به عنوان شروع بحث بسیار خوب است و اگر موافقان و مخالفان مطالبی به آن اضافه نمایند حتما راهگشا است
نقد بهائیت امروز یک نیاز مبرم برای همه مدافعان حریم دین و مهدویت است زیرا همه مردم در معرض تبلیغات آنها قرار دارند.چند شبکه تلویزیونی و رادیوئی و ده ها سایت و و بلاگ در طول شبانه روز شبهات آنها را برای همه طبقات مطرح می کنندو رسانه هائی مثل بی بی سی و رادیو فردا و رادیو زمانه و …هم اضلالات آنها را می پراکنند و ما به یک هزارم آنها هم در آن مقیاس ها مقابله به مثل نمی کنیم.بگذریم می خواهم بگویم ضرورت طرح موضوع را معتقدم و به سهم خود حاضرم تجربیات خود و دوستانم را در اینجا ارائه نمایم.
"اولا سبک ورود آنها ورود از مسائل اجتماعی است یعنی با شعارهائی مثل وحدت عالم انسانی و تساوی حقوق رجال و نساءو صلح عمومی و …شروع می کنندو اینکه ما همه ادیان را قبول داریم و احترام می کنیم منتهی می گوئیم دست خدا باز است که پس از اسلام هم دین جدیدی بیاورد مطابق شئون جامعه امروزی که آن بهائیت است…"
تدارک پاسخ به این نحوه ورود به بحث باید متناسب باخودش باشد مثل اینکه متون شما در این موضوعات خلاف این ادعاها را ثابت می کند و نمونه هائی هست که دستور قتل دگر اندیشان و عدم صلح با ناقضین و عدم تساوی حقوق زنان و مردان و جنگ با مخالفان را دارد و بعد نمونه ها را از کتابهایشان ذکر می کنیم که بعدا ذکر خواهم نمود.
تجربه دوم مربوط به ذکر جدال های درونی خود آنهاست (چون خود بهاء گفته اگر اختلاف بوجود آید دلیل این است که من عندالله نیست)مثل دعوای ازلیان و بهائیان و جدال ثابتی و ناقضی(طرفداران دو پسر میرزا حسینعلی)وسمائی ها و ریمی ها و دعوای طرفداران بیت العدل با ارتدکسی هاو…که طبق قاعده خودشان نشان از من عندالله نبودن خود آنهاست…
بقیه تجربه های بیست گانه را متوالیا عرض خواهم نمود

نظرات  (۱۶)

سلام خدمت همه ی دوستان.
به نظرم بحثهای نظری در این مورد خیلی راهگشا نخواهد بود. اگر ما اعتقاد داریم که بهاییت افکار خود را به معرض نمایش عموم گذاشته است و بسیاری از افراد با و بدون پیش زمینه ی دینی گرفتار آن می شوند، به جای نیشستن و بحث با خود کردن سعی در جذب افراد عموم جامعه را داشته باشیم چرا که هر یک نفری که به دام بهاییت نیفتد باز هم یک نفر است. از همین وبلاگهایی شروع کنیم که برای تفریح به وب می آیند و ممکن است از این رهگذر با تفکرات انحرافی بسیاری روبروشوند. از صمیمیت های خیلی ساده ی اولیه شروع کنیم و با محبت اسلام را بیان نماییم ....وقتی ذهنی با اسلام همراه شود همراهی آن با غیر کمتر خواهد شد. منتظر نظرات خوبتان هستم موفق و موید باشید
اللهم عجل لولیک الفرج
پاسخ:
سلام خانم بنت الهدی
مطلب درستی نوشته اید محبت و مدارا پایه ی اسلام و محمل گسترش آن است
ولی حیف که بعضی از آن بی بهره اند
از همراهی شما ممنون
  • عبدالله جاسکی
  • برادر بزرگوار اگرچه این مطلب مطلوب آنهایی نیست که با دیددولتی به موضوع می نگرند ولی اظهار آن به شخص بزرگواری چون
    شمالازم نه بل ضروری است .
    واقعا فکر میکنید که الآن مشکل این جامعه بالاخص جوانان این بحثی است که شماشروع کرده اید ؟یک بحث مرده را که اصلا هیچ خاصیتی هم درزمان فعلی ندارد هی پیچ وخم می دهید که چه؟
    امثال تفکرات شما بزرگواران باید بروددنبال حل وفصل این همه مشکلات ومعضلاتی که برسرراه این جوانان کم اطلاع وکم انگیزه وکم تعهد وجوددارد نه اینکه هی بچسبید به انتشار موضوعاتی که ذره ای برای این جوان محتاج در همه چیز !نفع ندارد.
    عزیز فهمیده وسرور بزرگوارم :
    فکرنمیکنید مسیررا کمی تاقسمتی کاملا اشتباه رفته اید؟آیا خداوکیلی آیا حضرت عباسی آیا شمارا به علی قسم به ولی قسم این نیاز فعلی جوان محتاجی است که ما مدعی هستیم بهترین دین را دارد ودر بوق وکرنا کرده ایم که"" یعلو ولا یعلی علیه""؟ ؟
    چه کسی وتا کی میخواهد بفهمد که نیاز این نسل جوانی که اغلب واکثر آنها را خودمان غالبا جاهلانه وندرتا عامدانه کاشت ،داشت،
    وهم اکنون نیز برداشت ! کرده ایم این است ؟
    یک زبان خواهم به قدر این فلک تابگویم شرح آن زیباملک !
    دست که چه عرض کنم پای عزیزانی را که به این نسل وبرای بهبود برنامه وعمل جوانان مملکت عزیز واسلامیمان ایران بزرگ خدمت میکنند میبوسم وآن راافتخاری برای خودم میدانم .
    پاسخ:
    سلام آقای جاسکی
    عدالت این است که ما هرچیزی را به همان اندازه که هست ببینیم و بگوییم
    جوانان ما آنگونه که شما نوشته اید کم اطلاع و کم انگیزه و کم تعهد نیستند و ما هم برنامه های متعدد با موضوعات بسیاری برای جوانان ارائه کرده ایم اما قبول دارم هنوز برای ارائه ی همه ی زوایای دین به جوانانمان راه نرفته بسیار داریم
    ما تلاش می کنیم شما هم پیشنهاد کنید و دعا
    درباره ی بهائیت هم اگر چرخی در فعالیتهای آنها بزنید خواهید دید به هیچ عنوان مرده و کهنه نیست البته یک خطر بزرگ هم نیست به همین دلیل هم نه همه ی وقت ما را می گیرد و نه از آن قافل خواهیم بود
    موفق باشید
    دوستان عزیز
    بحث بهائیت بنابر مطالبی که عرض شد یک بحث تخصصی است که ظرف خاص خود را می طلبد.لذا در یکی از سایت های تخصصی این موضوع مثل سایت بهائی پژوهی آن را پی می گیریم.
    جناب لطفی نیاسر
    با سلام و عرض ارادت
    نمی دانم چرا بحث تفاوت رسانه دولتی و خصوصی را دل نمی دهیدعزیز دل گفتم که در موضوع فرقه به نکاتی از دولت گیر می دهندکه شما نباید در چیچ و خم آن اسیر شوید و باید آزاد از آنها او را به بحث اندیشگی از کتابهایش بنشانید.نکته به این روشنی راعرض کردم و دیگر ادامه نمی دهم.مثلا همان دو مورد امنیتی که چند بار به آنها نسبت دادید اگر بپرسند در کدام دادگاه صالحه به اثبات رسید چه می گوئید؟!صرف ادعای یکطرف کفایت می کند؟مگر قانون نیست که تا جرمی در محکمه اثبات نشده آن را رسانه ای نکنید؟شما چرا اتهامی را که هنوز در محکمه ثابت نشده در اینجا که سایت رادیو معارف است رسانه ای می کنید؟!
    یگذریم امیدوارم در عمل وقتی خواستید یک رادیوی خصوصی را ترتیب بدهیدبه آن برسید که می رسید...
    بهتر است به موضوع تخصصی بهائیت در رسانه بپردازیم.
    پاسخ:
    جناب ایرانی سلام
    به نظرم درباره ی رسانه ی دولتی و خصوصی بحثهایمان را کردیم و ادامه ی آن وجهی ندارد و اینکه چون رسانه دولتی است آنها زیر بار اندیشه نمی روند هم دلیل درستی نیست چون رسانه یا با استدلال حرف می زند یا شعاری اگر از نوع دوم بود که هیچ ولی اگر از نوع اول بود که دیگر تفاوتی بین رسانه ی دولتی و غیر آن نیست و باید حرف حساب را شنید و پاسخ داد.
    ضمنا درباره ی مواردی که گفتم در دادگاه صالحه اثبات و حکم آنهم صادر شده
    لطفا به بحث بهائیت بپردازید
    ممنون می شوم
    دوست گرامی جناب لطفی نیاسر
    از پاسخ شما به راهبرد اول و تشکرتان بابت ارسال راهبرد های بعدی سپاسگزارم.
    باید عرض کنم نسبت به دیدگاهتان در مورد رسانه مستقل ،حرف دارم.شما می فرمائید رسانه مستقل نداریم همه وابسته اندبعضی به ارزش های الهی و بعضی به ارزش های پست دنیوی.و خود را در ردیف گروه اول محسوب داشته اید. اولا این برداشت از رسانه مستقل و آزاد یا خصوصی (به معنای غیر دولتی )صحیح نیست.عرض کردم رسانه دولتی متعهد به توجیه کارهای دولت است و رسانه خصوصی از این قید آزاد است و اجباری نداردکه کارهای نظام را با هر هزینه ای توجیه کند درست نقطه قوت رسانه خصوصی و آزاد که به بحث اندیشگی می پردازد و طرف مقابل او را در پیچ و خم توجیه کارهابی روزمره مسئولان اجرائی یا قضائی زمینگیر نمی کندچنانچه در مورد فشارهای بین المللی فرقه شاهدیدو نیاز به توضیح بیشتر نمی بینم و قضاوت را به وجدان خود شما و خوانندگان وا می نهم. ثانیا اینکه شما وابسته به ارزش های الهی هستید و دیگران ...ترازوی آن چیست؟!صرف ادعا که ملاک نمی شود.آنها که با انگیزه الهی رسانه خصوصی ایجاد نمودندچرا با چوب شما مردود شوند و فقط شما بمانید و شما!
    اگر خود شما روزی در رادیو معارف نباشید و تصمیم بگیرید یک موج رادیوئی خصوصی ایجاد کنیدو به تبلیغ دین بپردازید درست است که مسئول رادیو معارف وقت شما را به اهداف دنیوی منسوب نماید؟! تمام سخن در راهبرد اول این بود که یا رسانه مستقل از دولت باشد یا نشان دهد که حقیقتا دنبال بحث معرفتی وتحری حقیقت و ارائه پژوهش های راستین و حق جویانه است و البته اگر چنین کند مشمول مدیحت الهی که :الذین یبلغون رسالات الله...
    اگر توفیق دست دهد سعی خواهم کرد به ساخت برنامه های رسانه ای در موضوع بهائیت بپردازم و توفیق از خداست...
    پاسخ:
    جناب ایرانی سلام
    با تشکر از نظرات شما
    بنده تابع قانون هستم و اگر قانون گذار تشخیص بدهد رسانه در هر شرایطی کار کند برای بنده فرقی ندارد اگر هم روزی قرار شود بنده یک رسانه ی خصوصی داشته باشم بسیار نزدیک به چیزی است که امروز در رادیو معارف شاهد هستید.
    نمی دانم چرا اینگونه برداشت می کنید که چون رسانه برای نظام است حتما مجیز گو و توجیه کننده ی اشتباهات است
    بنده اقتخار می کنم در رسانه ای و تحت نظامی کار میکنم که هرگاه فردی یا بخشی درون آن اشتباه کرد بر اساس ماموریتم میتوانم درباره ی آن برنامه سازی کنم
    به طور مثال در موضوع حجاب بیش از چهل برنامه در پیک ساعت مخاطبی برنامه سازی نمودیم و حتی هفت برنامه از آن را به صدا و سیما اختصاص دادیم و برنامه هم بسیار انتقادی بود ولی نه از مجموعه ی نظام و نه از مجموعه ی سازمان حتی کوچک ترین تذکری دریافت نکردیم و یا در خصوص آثار پخش بعضی از برنامه های تلوزیونی روی کودکان که با استقبال شنوندگان مواجه شدو....
    پس همانگونه که گفتم بودن یا نبودن تحت نظام مسئله نیست بلکه عالمانه و صادقانه گفتن ملاک است
    از همراهی شما ممنون
    این راهبرد های چهارگانه به درخواست مدیر رادیو معارف برای وبلاگ ایشان با عنوان "حرفی از جنس رادیو" در سایت این رادیو ارسال گردید لیکن از تاریخ پنجم مرداد تا کنون بالا نیامده است.شاید به دلیل تعطیلات باشد.ضمن تبریک عید سعید فطر به جناب لطفی چنانچه مایل باشند در نظرات بعدی می توان وارد چند و چون برنامه سازی در این موضوع شد و ساز و کارهای نقد اندیشگی مورد نظر را تبیین نمود.برای همه پژوهشگران و خانواده ی بهائی پژوهی آرزوی سعادت دارم.ایرانی
    پاسخ:
    جناب ایرانی سلام
    از اینکه دیر پاسخ می دهم عذر می خواهم زیرا بسیار درگیر کارهای رسانه هستیم ضمنا تعطیلات برای رسانه معنا ندارد
    ابتدا به بررسی بخشی از مطالب نوشته ی اول شما می پردازم و در پایان از نوشته های بعدی شما سپاسگزارم
    - آیا در دنیا نظام رسانه ای مستقل و آزاد داریم؟
    - همه رسانه ها بر اساس پیش فرض هایی بنیان گذارده شده اند
    هر کس بگوید رسانه مستقلی ایجاد کرده ام بدانید به شما دروغ می گوید اما مهم این است که وابستگی به چه چیزی باشد وابستگی به منافع پست دنیوی یا وابستگی به خدا.
    داستان رسانه، مانند داستان خود انسان است، هیچ انسانی آزاد نیست و بنده است اما مهم این است که بنده ی چه چیزی است؟ شهوت، قدرت، ثروت ... و یا خدا؟
    رسانه ملی جمهوری اسلامی در مقابل هژمونی رسانه ای غرب از مستقل ترین رسانه هاست و در مقابل یک حرکت کلی اومانیستی در جهان سعی می کند یک خط سیر الهی داشته باشد البته ممکن است در رهگذر اقداماتی که انجام می دهد خطاهایی هم داشته باشد. مهم این است که سیرکلی یک رسانه فلاح و رستگاری باشد نه شقاوت
    اما در خصوص بهائیت ، سیر حرکت در نظام جمهوری اسلامی دو گونه است :
    1) حرکت امنیتی
    که فقط در مواردی است که آنها اقدامات خاصی مثل آنچه در شیراز و یا در فتنه 88 در تهران گذشت انجام دهند (البته این بخش به بنده مربوط نمی شود و خود بنده شاهد هستم خانوادهای بسیاری در ایران هستند و همه هم می دانند این افراد بهائیند ولی دستگاههای امنیتی نظام به آنها کاری ندارد.
    2) حرکت فرهنگی که وظیفه رسانه است
    در این خصوص رادیو معارف برنامه های مختلفی را ارائه نموده و همه بدور از شعارزدگی و کار عوامانه است و در آنها بر اساس گزارشهای تاریخی و بررسی کتب موجود حتی کتبی مثل ایقان و غیره که شما نام بردید و همچنین خاطرات بازگشت کنندگان از این راه تاریک برنامه سازی شده است و امیدواریم خداوند متعال نیز ما را در ادامه این راه یاری نماید.
    واما درباره دخالت در سیاست یا عدم دخالت نیز نکته همین است. امکان ندارد رسانه ای بتواند بگوید من از سیاست جدا هستم چون سیاست با زندگی ما در هم تنیده شده است و نمی توان آنرا جدا نمود
    برای شما یک مثال می زنم :
    اگر ما رسانه ای ایجاد کنیم و اصلا نگوییم راه حق چیست فقط حلال و حرام و امور شخصیه فقهی و مباحث کلامی غیر سیاسی و اینگونه موارد را بگوییم به نظر شما آیا از سیاست جدا شده ایم؟
    به نظر بنده خیر، زیرا بخش اعظمی از جریانهای ضد دینی همین را می خواهند ، می خواهند دین نباشد و اگر باشد در صحنه نباشد، جدایی سیاست از رسانه ی دینی بمعنی راه دومی است که حتما افراد ضد دین خوشحال می شوند.
    البته حتما مثل خود شما تاکید می کنم منظور ما از سیاست، سیاست زدگی و خط بازی و پیروی از منافع پست جریانی نیست.
    ضمنا اگر کسی در جایی از نظام هم اشتباه کرد، دستگاههای نظارتی نظام هم مسئول پیگیری هستند کما اینکه تا کنون این کار در عالی ترین سطحها انجام شده و حتما لازم است ادامه داشته باشدهمچنین رسانه نیز این گونه موارد را پیگیری می نماید.
    در یک کلام راهبرد اصلی برای صحت حرکت رسانه ی دینی در وابستگی یا عدم وابستگی به نظام دینی نیست بلکه برنامه سازی عالمانه و صادقانه بر اساس دین است.
    از همراهی شما ممنون
    راهبرد چهارم
    چهارمین راهبرد اخلاص است.
    خدای متعال مجاهدان را به شرط اخلاص وعده پیروزی داده است.
    به شرط ایمان و استقامت و صبر،یکی از آنان را بر فوجی غلبه داده است.
    قلم عالمان مجاهد در مسیر ارزش های الهی را بر خون شهیدان برتری داده است.
    مبلغان رسالات الهی را که جز خشیت از او ندارند ستوده و اثرکارشان را جاودانی قرار داده است.
    خدمتگزاری به آستان ثقلین را ماندنی و اخلاص در این راه را بیمه پیروزی شان قرار داده است.
    آنان که به این میدان می شتابند راست که آرزوئی جز رضایت رب نجویند و جز برای حق تلاش نکنند.
    از سر شهرت و مقام و پول و کینه و دنیا به این وادی نیایند که ثمره اش گذرا و بی عاقبت وبا فرجامی ناخوشاینداست.
    دفع دشمنان دین که آرمان پاک مهدوی را نشانه رفته و شریعت خیرالمرسلین را منسوخه اعلام
    نموده اند باید از سر اخلاص باشد تا به پیروزی منتهی شود و تجربه نشان داده است که در این مورد خاص،
    فئه قلیله مخلصان بر افواج کثیر حریفان غلبه پیدا نموده و موتور تبلیغی شان را متوقف ساخته اند...
    این راهبرد شرط و بیمه کننده تلاش های علمی و معرفتی در کارزار های تبلیغی برابر حریفان دگر اندیش است.
    جناب لطفی نیاسر
    با سلام و تبریک عید سعید فطر
    چند روز است از شما خبری نیست.در دنباله پست قبلی ادامه آن را ارسال می نمایم:
    راهبرد دوم
    این راهبرد استقرار یابهره گیری از علم است.
    اندیشه را با اندیشه می توان چاره جوئی نمود. وقتی حریف با سلاح استدلال و برهان _حتی ناقص_به میدان آمده است،باید با همین سلاح با او هماوردی نمود.
    به جز عوامل جانبی که در گرایش افراد به بهائیت دخیلند _و کم هم نیستند_ اما آنچه که دل افراد را به سوی آنها متمایل می کند مطالب و استدلال هائی است که با فنون بیانی و تبلیغی آمیخته می شود و ایشان را جذب می نماید.در بررسی جامعه شناختی گروندگان به بابیت و بهائیت تیپ هائی از مسلمانان معتقد،طلاب علوم دینی و بعضا محققان را می توان دید که _علاوه بر عوامل جانبی که موثر هم بوده _جذب مطالب آنها شده و استدلال های آنها را پذیرفته اند.کتاب هائی همچون ایقان و کشف الغطاء و استدلالیه میرزا نعیم سدهی اصفهانی نقش زیادی در این جذب داشته اند.
    تلاش علمی وافری که در نقد این کتاب هاو مطالب استدلالی آنها توسط چند عالم فرهیخته انجام شد به خوبی توانست در این مقابله کارساز افتد. لذا راهبرد بهره گیری از علم در این میدان ،راهبردی بنیادین است.
    راهبرد سوم
    راهبرد سوم تجهیز به سلاح"تخصص" است.
    در میدان تقابل اندیشه ها فنون خاص و تاکتیک های رزمی ،معین و یاور مبارز در پیروزی و غلبه بر حریف شمرده می شود. از این فنون به عنوان تخصص در این نبرد علمی یاد کرده ایم.بسیار عالمان بوده اند که از علم برخوردار بوده اند اما چون به فنون رزم و تاکتیک های تبلیغی و مناظراتی و مباحثه و مجادله آن هم با حریف خاص که به تاکتیک های ویژه ای مجهز است ، مسلط نبوده اند لاجرم در این هماوردی ،کم آورده اند و پیروز نگشته اند و میدان را به حریف سپرده اند. حتی دیده شده است که کسی به قصد ارشاد و مناظره و به قصد شکست دادن دشمن وارد این کارزار شده اما به دلیل عدم تخصص ،شکست خورده و خودش هم اسیر آنها شده است!
    اما در مقابل جوانانی مجهز به سلاح علم و تخصص ،توانسته اند پوزه حریف را در این کارزار خاص به زمین بمالند و او را قطع وتین علمی نموده و حجت شان را داحضه نمایند!
    این است که به جد توصیه می شود هر کسی به این مصاف نیاید مگر آنکه علم و تخصصش در این حوزه خاص به تایید مربیان کارکشته در این میدان _که سالها همه فنون حریف های قدیم و جدید را دیده و کلاسه نموده اند _رسیده باشد.
    ادامه دارد...
    ضمن استقبال از پیشنهاد جناب لطفی ،بعضی راهکارهائی که به نظرحقیر می رسد عرض می کنم.
    امیدوارم به آنها به دیده نظرات شخصی و تجربه های اجتماعی فردی بنگرید و متاسفانه مثل تحلیل های سست و مغرضانه شایع سعی نکنید فوری آن را انگ وابستگی به این یا آن جناح بزنید و از کارآیی بیندازید!
    مع الاسف آفت سیاست زدگی به همه بحث های اندیشگی ورود پیدا کرده و نمی گذارد فارغ از باید و نباید های سیاسی،یک بحث مستوفای علمی به نتیجه برسد.اصحاب رسانه و سیاست کاری می کنند که منتقد از ترس انگ هائی که به اومی زنند از خیر هر انتقاد و بحث فرزانگی در مورد مشکلات فکری بگذرد .امید که این بحث ها از این آفت برکنار بماند...
    راهبرد اول
    این راهبرد اصلی ترین راهبرد است و کمی دشوار!
    اس و اساس این راهبرد ایجاد "رسانه مستقل یا آزاد یا خصوصی" است.
    خوب یا بد امروز همه رسانه های دیداری شنیداری کشور ، وابسته به دولت و نظام هستند و در معرض این شائبه که نمی توانند به نظام و عملکرد او،منتقد باشند.لذا اگر کسی از دولت و نظام گلایه مند بود نمی تواند به این رسانه ها تکیه کند و انتظار پاسخ صحیحح داشته باشد.رسانه ها نیز چون کارمندان و مدیران خود را از میان کارمندان وفادار به رسانه بر می گزینند هرگز کارگزاری که خلاف منویات آنها عمل کند را یا بر نمی گزینند یا اگر به لحاظ شخصی چیزی بر خلاف آنها گفت را بر نمی تابند و از کار برکنار می کنند.
    از استثنا ها بگذریدآیا جو رسانه وابسته به دولت و نظام چنین اقتضائی ندارد.
    چه بخواهیم یا نخواهیم طبق قانون اساسی،ایجادرادیو تلویزیون خصوصی امکان پذیر نیست و رسانه های دولتی هم دچار چنان مشکلی هستند که ذکر شد. باید چاره اندیشی نمود.بعضی کسان بخاطر همین مشکل و با انگیزه مذهبی رفتند در خارج و به خاطر فضای باز آنجا رسانه های خصوصی ایجاد نمودندو شدند رادیو تلویزیون های ماهواره ای خصوصی و آزاد که مشتری های زیادی هم دارند و آنجا خود را از این آفت رها نمودند.نمی گویم آنها هیچ مشکلی ندارند و صد در صد بی عیب انداما از اول تکلیف خود را با مخاطبان خود روشن کردند که یا در سیاست دخالت نمی کنند یاوابسته به دولت نیستند تا پاسخگوی اقداماتش باشند.بالاخره اگر کسی با عملکرد های غلط بعضی ارکان نظام مسئله پیدا کرد پای دین نمی نویسد...
    این را برای این عرض کردم که بگویم رویکرد ما در موضوع بهائیت و بهائیان از این مسئله خارج نیست.
    اگر رسانه مستقل بود و خصوصی و آزاد می گفت من به عملکرد نظام کاری ندارم دارم از مکتب اسلام دفاع می کنم.بسیار حکومت ها آمده اند و رفته اند
    و اسلام باقی است .این حکومت هم اگر درست یا نادرست عمل کند،اعتقاد اسلامی مستقل ار آن است و بدین ترتیب طرف مقابل خلع سلاح شده و مجبور می شود که به بحث اندیشگی از کتاب هایش تن دهد و شما وارد نقد اندیشه هایش می شوی از جنس همان بیست تجربه ای که محقق عزیز در بالا ذکر نمود و او باید به حرف حق شما مستقل از حاکمیت تن دهد.
    تا رسیدن به آن موقعیت چه باید کرد؟! باید در رادیو و تلویزیون موجود نشان داد مدیر یا تهیه کننده یاکارگردان برنامه برای جا انداختن عملکرد دولت و نظام با هر هزینه ای نیست.بلکه کسی است که از سر دلسوزی و با روش علمی قصد بررسی پژوهشی موضوع بهائیت را دارد و بر روش های نظام مند، نقد خود را متعهد می بیند و از کسی دستور نمی گیرد.چیزی که" لطفی "عزیز کمتر رعایت می کند و به ادنی مناسبتی خود را سخنگوی نظام فرض می کند و در کامنت هایش می خواهد دهان مخالفان را بشکند و در نظر نمی گیرد که او بخاطر مدیر رادیو معارف بودن باید از حرف های شعاری و سبک و سست پرهیز کند چه در مورد حجتیه یا بهائیت یا هر گروه دیگر تا رفتار او را رفتار نظام اسلامی فرض کنند و اسلام در معرض حمله قرار گیرد...
    این راهبرد اگر چه مشکل است اما می توان با درایت _هم تاسیس رسانه های آزاد و خصوصی و هم تغییر سبک رسانه های داخلی و علم مند شدن آنها_آن را چاره جوئی نمود...
    ادامه دارد...
    ضمن استفاده از مطالب فوق بنده هم چند نکته را عرض می کنم:
    نکته اول:
    معلوم نیست چرا در این نوع امور به تخصص توجه نمی شود.ما که برای تعمیر ساعت خود حاضر نیستیم به غیر متخصص مراجعه کنیم و برای درمان مثلا قلب خود ساعتها دنبال متخصص می گردیم وقتی بحث تخصصی معرفتی و موضوع کارشناسی دین پژوهی می رسد به متخصصان این فن مراجعه نمی کنیم و می خواهیم با اطلاعات اندک شخصی سر و ته مطلب را یک نوعی به هم بدوزیم و سرهم بندی کنیم و خیلی سطحی موضوع را از سرخود باز کنیم.نتیجه اش هم عدم ارضاء مخاطب و لاجرم شبهه ناک شدن او و حاصل شدن نتیجه عکس است.
    در موضوع بهائیت کارشناسان فن کنار گذاشته شدندو تا به حال هیچ کار در خوری در رسانه های کشور ارائه نشده است.اولا نزدیک به سه دهه در رسانه ها سکوت محض برقرار بوده است.تلویزیون هاکه هیچ برنامه ای نداشته اند از رادیو ها هم فقط رادیو معارف در چند سال اخیربرنامه های مختصری داشته که آنهم بسیار ابتدائی و بعضا غیر کارشناسی بوده است.آیا واقعا این استراتژی صحیح بوده است؟!
    نکته دوم:
    به پژوهش های آکادمیک در این حوزه توجهی نشده است.به کرسی های دین شناسی و نحله پژوهی در دانشگاههای غربی نگاهی بیندازید و اهتمامشان را به پژوهش های عمیق در زوایای پنهان موضوعات تاریخی و دینی و معرفتی ببینید و بعد مقایسه کنید با کارهائی که در این سه دهه در دانشگاهها و حوزه های دینی ما در خصوص بهائیت شده است و ملاحظه کنید که چند کار فاخر می توانید در موضوع بهائیت نام ببرید که چاپ و منتشر شده باشد؟!
    اگر قرار باشد در کل جهان یک مرکز پژوهشی در موضوع بهائیت باشد کجا شایسته تر از ایران است که به این کار بپردازد که هم زوایای تاریخی آنها را در اختیار دارد و هم متون آنها را که به زبان فارسی و عربی است می تواند بکاودو بعد دستاورد علمی خود را می تواند در اختیار سایر ملت ها قرار دهد؟
    نکته سوم:
    پرداختن به بهائیت وظیفه یک نهاد خاص است یا یک عزم فراگیر و ملی را نیاز داردتا نتیجه شایسته به بار آرد؟ سه دهه است که کسانی اصرار کرده اند که کسی به این حوزه وارد نشود و این حوزه کار نهاد اطلاعاتی کشور است و در این مدت آنها توانستند با توان تبلیغاتی فردی و تشکیلاتی و رسانه ای خود در سایت ها و رادیو و تلویزیون ماهواره ای خویش، هجمه های های حساب شده به معتقدات امت وارد آورده و کسانی را به خود ملحق و دیگرانی را متزلزل نمایند و در مقابل هیچ نهاد پژوهشی و علمی تشکیلاتی در برابر آنها نبود که راهشان را سد کند و آمدند و آمدند تا جائی که می بینید و اکنون هزاران فرصت از دست رفته است.البته اگر امروز هم جاره اندیشی شود بهتر از فرداست...
    نکته چهارم:
    کار رسانه ای خود یک تخصص است.شناخت رسانه و حال و هوای آن و ظرفیت های هنری و زبان خاصش ،آن را از منبر و سخنرانی متمایز می سازد.امروز بسیاری از برنامه های تلویزیونی ما ،رادیوئی است و اصلا زبان تلویزیونی ندارد و رادیوی ما هم دچار بیماری افراط و تفریط چنانکه ملاحظه می نمائید...
    در خصوص کار تخصصی بهائیت نیز اگر قرار است برنامه ای رسانه ای فراهم آید بایسته است هم از تخصص علمی و هم تخصص تکنیکی بهره گرفته شود.
    ضمنابلحاظ استفاده دوستان پژوهشگر بنده این گفتگوها را به سایت بهائی پژوهی هم منتقل نمودم تا افراد دیگری هم به تکمیل بحث کمک نمایند و نتیجه مورد نظر سردبیر محترم این سایت حاصل آید.
    پاسخ:
    جناب ایرانی سلام
    از مطالبتان بهره بردم
    مطالب خوبی را نوشته بودید درست است در نهادهای علمی و پژوهشی و دینی کم کاری هایی شده ولی کتابها و آموزشهای خوبی هم صورت گرفته که البته کافی نبوده
    به نظرم اگر شما راهکار و یا تجربه ی خوبی دارید در اختیار همه قرار دهید تا بهره ببرند
    از همراهی شما ممنون
    به منظور امانت علمی باید عرض کنم تجربه های بیست گانه فوق را از تارنمای بسیار پژوهشی و کم نظیر "بهائی پژوهی " استفاده برده ام و آماده ادامه آنها تا ده ها تجربه دیگر هستم.
    خدا نگهدار تان.
    پاسخ:
    جناب محقق سلام
    از مطالبی که ارسال کردید بی نهایت سپاسگزارم امیدوارم خوانندگان نهایت بهره را ببرند
    از همراهی شما ممنونم
    تجربه شانزدهم همراهی آنها با ظالمان و جنایتکاران است.عبدالبها در کتاب مکاتیب این چنین دستور می دهد:""...اهرمن را ملائکه شمارید. ‏
    جفاکار را مانند وفادار به نهایت محبت رفتار کنید ‏
    و گرگان خونخوار را مانند غزالان ختن و ختا مشک معطر به مشام رسانید. ‏خائنان را ملجآ و پناه گردید ...‏"
    تجربه هفدهم اعتراف آنهاست به گم شدن نماز شان توسط ناقضین!
    توضیح اینکه ناقضین طرفداران پسر دیگر بهاءالله هستند که عبدالبها آنها را متهم می کند که:ناقضین بسیاری از ‏الواح و آثار حضرت بهاء الله را سرقت! نموده در آنها دست برده اند و از همه بدتر آن که صورت نماز نه ‏رکعتی بهائیت را به همراه احکام متمم کتاب اقدس دزدیده و آئین نازنین را ناقص کرده اند
    تجربه هیجدهم به بازی گرفتن همه مفاهیم قدسی مثل عبادت و نماز و قبله است.آنها کاریکاتوری از همه مفاهیم قدسی آورده اندتاظاهری به اسم دین برای فریب خوردگان بسازند مثلا در مورد قبله گفته اند قبله وجود بهاءالله است وقتی زنده بود رو به او نماز بخوانید و وقتی مرد رو به قبرش!
    تجربه نوزدهم فحاشی و مجازات مخالفان حتی به اسم مسافرت بدون اذن ایشان است:شوقی ولی امر بهائیان در مورد یک بهائی که بدون اجازه او سفر کرده می گوید:"در موضوع صادق فرزند آقا محمد جواد آشچی فرمودند بنویس:
    این شخص بداخلاق و پست ‏فطرت اخیرا مخالف دستور این عبد مسافرت به فلسطین نموده و وارد ارض اقدس گشته، ‏تلغرافی راجع به طرد و اخراج او از جامعه به آن محفل مخابره گردید به والدش صریحا اظهار و ‏انذار نمایند مخابره با او به هیچ وجه من الوجوه جائز نه، تمرد و مخالفت نتایجش وخیم است!
    تجربه بیستم علیرغم دعوای های داخلی خودشان مثل دعوای بهاءالله با برادرش ازل و دعواهای عبدالبها با برادرش و فحش کاری های آنها به یکدیگر بر سر مقام ،این چنین افاضه می فرمایند که اصلا نزاع و دعوا حرام است حتی با شیطان!
    عبدالبها:""نزاع و جدال سبب حرمان است حتّی با شیطان لهذا در این عصر نورانی بموجب تعالیم الهی حتّی با شیطان نزاع و جدال جائز نه" !
    تجربه یازدهم ارتباط وثیق بهائیت با اسرائیل است.این سخن خانم روحیه ماکسول همسر شوقی افندی ولی امر بهائیان به بن گوریون نخست وزیر وقت اسرائیل است :"ما به اینجا (اسرائیل) تعلق داریم اگر قرار باشد قائل به تمیز و امتیاز هم شد من ترجیح می دهم که جوانترینِ ادیان در یکی از تازه ترین کشورهای جهان نشو ونما نماید و در حقیقت باید گفت آینده ما چون حلقات زنجیر به هم پیوسته است."

    تجربه دوازدهم شعار ریا کارانه عدم دخالت در سیاست و نیز شعار اطاعت محض از حکومت هاست بمنظور ایجاد حاشیه امن برای خود در هر حکومتی تا آزادانه به تبلیغ بپردازند.در حالیکه از همان آغاز در سیاست دخالت نموده و برای سرنگونی حکومت های مخالف خود از همه توان بین المللی بهره گرفته اند.از ترور ناصرالدین شاه که با نقشه و حمایت شخص بهاءالله بود گرفته تازمان حاضر که برای سرنگونی حکومت ایران از همه توان تشکیلانی در جهان و سازمان های بین المللی بهره گرفته اند و می گیرند.
    تجربه سیزدهم تمسخر قوانین اسلام و منسوخ دانستن آن است که آن را تاریخ مصرف گذشته و مربوط به دوران گذشته معرفی می کنندکه قوانین آن به درد جامعه متمدن امروزی نمی خورد و باید در موزه ادیان قرار گیرد و در عوض مترقی دانستن بهائیت و دین جدید معرفی کردن آن است که بدینوسیله به قاطبه دومیلیاردی مسلمانان جهان اهانت نموده و با دین رسمی کشور به ستیز می پردازند و آن را کهنه معرفی می نمایند.
    تجربه چهاردهم کتمان عقیده و نفوذ در بطن جوامع مخالف است علیرغم آنکه می گویند تقیه را حرام می دانند اما به سبک عبدالبها که در فلسطین خود را مسلمان جا زده و در نماز جماعت مسلمین حاضر می شد تا مردم را بفریبد در همه ارکان حکومت ها داخا می شدند تا از درون همه مخالفت ها علیه خود را در هم شکنند مانند آنچه در زمان شاه اتفاق افتاد که از پست وزارت تا سازمان اطلاعات و ارتش و کشاورزی و اقتصاد تا پزشک شاه نفوذ نمودند و هم اکنون نیز در کشورهای مختلف چنین کرده اند و می کنند...
    تجربه پانزدهم سلاح طرد است برای هر صدای مخالفی که از درون علیه آنها برخیزد .ابتدا طرد اداری و بعد طرد روحانی می کنند تا هیچ بهائی جرئت مخالفت با تشکیلات اسرائیل نشین را پیدا نکند و مطیع بی چون و چرای آنها گردد.ووقتی کسی را طرد می کنند حتی فرزندان و همسر و برادراو خواهرانش و خلاصه همه همکیشانش حق تکلم و حتی سلام و کلام با اورا ندارند:".نسبت به کسانی که از جامعه امر منفصل شده اند آیا سلام و کلام با آنها جایز است یا نه؟ فرمودند اگر چنان چه انفصال روحانی است تکلم به هیچ وجه جائز نه.»
    ادامه دارد

    تجربه ششم وجود تناقض های شدید در متون آنهاست و این خود دلیل بطلان دعاوی آنهاست که خداوند فرمود ولو کان من عند غیرالله لوجدوا فیه اختلافا کثیرا.تقریبا هر ادعای آنها با تناقضی در همان موضوع در کتبشان روبروست.مثلا در جائی ادعای وحدت عالم انسانی می کنند و در جائی شیعیان را مشرک و اعراض از آنها را واجب می شمرند.در جائی ادعای تساوی حقوق زن و مرد می کنند و در جائی زن را از عضویت در بیت العدل و حقوق مساوی در ارث محروم می دارند.در جائی دستور دوستی حتی با گرگان خونخوار را می دهند و در جائی دستور طرد ناقضین را می دهند و صدها نمونه تناقض که در آثار آنها وجود دارد.
    تجربه هفتم لزوم تبلیغ برای هر بهائی است که می گویند بهائی که تبلیغ نکند مرده است امادر جای دیگر دستور می دهند که در اسرائیل تبلیغ نکنید که حرام است!وقتی به آنها اعتراض می کنیم که چرا در اسرائیل تبلیغ را حرام می دانید ولی در کشورهای اسلامی از جمله ایران تبلیغ بهائیت می کنید و جوانان مسلمان را به انحراف می کشانید می گویند ما اطاعت از حکومت ها را واجب می دانیم چون حکومت اسرائیل تبلیغ را ممنوع کرده از حکومت اطاعت می کنیم و تبلیغ نمی کنیم!می گوئیم مگر در ایران تبلیغ بهائیت توسط حکومت مجاز شمرده شده که شما تبلیغ می کنید و سایت ها و رادیوها و تلویزیون های فارسی دارید و تبلیغ فردی هم می کنید؟!
    تجربه هشتم انکار معاد جسمانی است.صراحتا در متونشان بعث و نشور و قیامت و بهشت و دوزخ و پاداش و عقاب جسمانی را انکار نموده و همه را توجیه معنوی می کنندو می گویند به عقل جور در نمی آید که معاد جسمانی تحقق یابدو مثال های در انکار معاد جسمانی ارائه می نمایند در حالیکه اصل بنیادین همه ادیان توحیدی اعتقاد به معاد جسمانی است و این خود دلیل دین نبودن آنهاست.
    تجربه نهم جواز ربا خواری است که صراحتا در متونشان آنرا مجاز و موهبتی از سوی شارع بهائی برای بهائیان شمرده اند.یعنی همین عاملی که موجب فساد اقتصادی است و موجب بحران بزرگ جوامع غربی و شکاف عظیم طبقاتی و هزاران مفسده دیگر است به اسم دین مجاز شمرده اند و موهبت دانسته اند.
    تجربه دهم باور تبعیض بین انسانهاست علیرغم ادعای وحدت عالم انسانی .در کتاب عبدالبهاء آمده است که سیاهان آفریقائی مخلوقات گاوی خدا هستندکه به صورت انسان آفریده شده اند :خلق الله اللبقر علی صوره البشر و این اهانت بزرگ را به مردم آفریقائی روا می دارند و با کمال بی حیائی دم از وحدت عالم انسانی می زنندو محافل جهانی را که از کتاب های آنها اطلاعی ندارند می فریبند.
    ادامه دارد...
    پاسخ:
    جناب محقق سلام
    از مطالب شما بی نهایت سپاسگزارم با اجازه ی شما براساس همین تجربه ها در حال تهیه ی طرح رادیویی هستیم از ادامه ی ارائه ی مطالب هم پیشاپیش ممنون هستم
    ضمنا رادیو قبلا هم برنامه هایی با موضوع بهائیت داشته است در آن برنامه ها ما سه رویکرد داشتیم
    ا- تبین تاریخ
    2-تبین و نقد آرائ و اندیشه ها و کتب بهائیان
    3- نقد از درون در مصاحبه با خانم رئوفی و آقای قادری
    از همراهی شما ممنون
    سلام .
    خوشحالم که با ابتکار شما پست جدیدی ایجاد شد تا نظرات مختلف و تجربه ها مطرح شوند.
    امیدوارم از نظرات محقق محترم و سایر عزیزان استفاده کنیم.
    اگر چه فرصتی برای رودرروئی مستقیم با اعضای این فرقه نداشته ام،ولی بعنوان یک علاقمند و با توجه بضاعت مزجاتم از زاویه ای دیگر مطالبی عرض می کنم:
    در سال های اخیر با توجه به احساس خطر در برابر فعالیت ها ی این فرقه ی گمراه،مؤسسات مختلف فرهنگی اقداماتی در این زمینه داشته اند و از جمله رادیو معارف در تلاش هایی ارزشمند، برنامه های متعددی تهیه و پخش نموده است .
    نکته ای که بنظر اینجانب می رسد ،لزوم ایجاد فرصتی است برای تعامل بیشتر و همسوئی اقدامات انجام شده تا به لطف امام معصوم عصرمان ،تمرکز بهتر و نتایج مؤثرتری را در سطح جامعه شاهد باشیم.
    چند سؤال در اینجا مطرح است که امیدورام مورد بحث و گفتگو قرار گیرند و همه در این مورد است که :"چه روشی در برابر آنان باید اتخاذ کرد و باچه راهبردی؟"
    شناختن بهتر آنها می تواند کمک کننده باشد.تا آنجا که می دانم چند مورد از شیوه های آنها :
    1- چهره ی عوام پسند (یا همان عوام فریب)،به نحوی که در قالب فعالیت های اجتماعی و اظهار نوعدوستی ،بدنبال جائی برای خود را در دل های مسلمانان کم اطلاع و ظاهربین هستند تا در فرصتی مناسب به تخریب باورهای آنان بپردازند.
    2- مظلوم نمائی شدید .از گذشته این شیوه را داشته اند و بهره برداری کرده اند.روش های غلط در برخورد با آنها(بویژه برخوردهای قهرآمیز و نسنجیده) ،فرصت های بهتری فراهم میکند تا بیان های ترحم برانگیز ،زمینه های تبلیغی بیشتری بدست آورند.
    3- بهره گیری از ناآگاهی مسلمانان در تمام رده ها ،خصوصاً جوانان و افراد فرهنگی و مسئولین که با بی شرمی ،تا وقتی معارضی آگاه و تربیت یافته در برابر خود نبینند، به اغفال نسل مسلمان ادامه دهند.
    و ده ها روش دیگر که هم بسته به شرائط تغییر می دهند و هم آگاهی از آنها لازم است تا بدانیم با که روبروییم و خطر را دست کم نگیریم.
    از علمای آگاه آموخته ایم که اولین و مهم ترین قدم ،خالص کردن نیت برای رضای خداست و توسل به دامن عنایت معصومین و خصوصاً امام غریب عصر (که سلام خدا بر او باد) ، و در قدم بعد :
    چه باید کرد و چگونه؟
    • آیا با نقد تنها می شود کاری از پیش برد؟هر چند نقد بافته های انها ضروری است امّا کافی بنظر نمی رسد.
    • آیا با تهدیدو ارعاب و دستگیری و کلاً روش های قهری می شود این انحراف را ریشه کن کرد یا حتی جلوی گسترش آن را گرفت؟تجربه ها در این زمینه کم نیست .زمان بررسی تأثیر و نقد این روش ها فرا رسیده است.مظلوم نمائی انها بعنوان یک حربه قابل توجه است .حربه ای که اگر از دستشان گرفته نشود باز هم در میان مسلمانان ناآگاه جای پائی خواهند داشت.
    • آیا فقط دولت و ارگان های انقلابی باید متولی اقدام جدّی باشند ؟حجم کار و روش های لازم ایجاب می کند که دیگران هم وارد شوند یا نه؟آیا لازم است کسی یا گروهی در سمت هماهنگ کننده ی اقدامات مقابله ای مؤثر ایفای نقش کند و نیروهای پراکنده را هم دل و هم جهت سازد؟
    • آیا لازم است افرادی فقط در این جهت آموزش داده شوند و تربیت یابند تا بتوانند بطور تخصصی ، به سالم سازی آلوده شدگان به این عامل خطرناک بپردازند و از دام ها ی بافته ،نجاتشان دهند؟
    آراء و نظرات عزیزان می تواند راه را روشن تر کند.
    پاسخ:
    جناب بهرام سلام
    روشهای امنیتی و قهری فقط در جایی از سوی نظام عمل می شود که این افراد اقدامات براندازانه ی عملی داشته باشند مثل آنچه در شیراز اتفاق افتاد و الا ما در جاهای مختلف ایران بهائیانی را می شناسیم که به زندگی عادی خود مشغولند برای همین به نظرم باید فعالیتهای فرهنگی را تقویت کرد به طور مثال هیچ طلبه ای نباید به تبلیغ اعزام شود مگر اینکه یک دوره ی هرچند کوتاه درباره ی این فرقه آموزش دیده باشد و همین طور کارهایی باید در دانشگاهها انجام شود .
    درباره ی چهره ی عوام پسند هم باید با شناسایی و مصاحبه با افرادی که از این فرقه جدا شده اند نتایج خشونت بار "طرد روحانی"که افراد این فرقه با جداشدگان دارند را برای مردم تبین کنیم
    به هر روی کمک شما می تواند ما را در طراحی برنامه یاری دهد
    تجربه سوم بهره گیری از شیوه نادرست مصادره به مطلوب است که در بحث های مبلغان بهائیت دیده می شود.بدین ترتیب که می گویند هر پیغمبری که آمد با مخالفت قومش مواجه شد و از سوی مردم آزار دید و...حال چون باب و بها هم با مخالفت قوم روبرو شدند پس پیغمبر بودند!
    این نحوه بحث مثل آن می ماند که ظریفی نیمه شب فریاد کرد که آی دزد آی دزد...مردم بیدار شدند و دیدند دزدی در کار نیست گفتند به چه دلیل گفتی دزد آمده گفت شنیدم که دزد هنگام شب و در حال سکوت و خواب مردم می آید و اکنون همه شروط حاضر است پس دزد آمده است!آیا هرکس ادعا پیغمبری کرد و با مخالفت مردم روبرو شد پیغمبر است؟!شما هنوز ادعای پیامبری ایشان را اثبات نکرده اید مدعای آنها را راست انگاشته اید؟!از همین سنخ است اینکه می گویند پیامبران کتاب داشته اند چون باب و بها هم کتاب داشته اند پس پیامبرند!
    تجربه چهارم مظلوم نمائی است که یکصد و شصت سال است از آن بهره برده اند.دائما در کوس مظلومیت دمیده اند که ما را زدند و کشتند و شکنجه کردند و این دلیل حقانیت ماست حتی پا را فراتر گذاشته خود را با شهیدان کربلا قیاس کردند که ما بیش از آنها شکنجه شدیم پس از کربلائیان برتریم!در حالیکه اولا اگر مظلومیت و کشته شدن و آزار بینی دلیل حقانیت است تشیع که از آغاز تا کنون با مظلومیت هزاران برابر آنها مواجه بوده و هر روز تعداد کثیری از آنها بر اثر ترور ها و بمب گذاری ها و...روبروست حقانیتش ثابت تر و مخالفانش باطل ترند!
    کدامیک از بهائیان مثل شیعیان هر روز در ترور های کور مثل عراق و پارا پنار و کشمیر و کویته و ...به خاک و خون می غلطند؟!
    تجربه پنجم تحریف متون اصلی خودشان است که با شرایط فعلی شان نا سازگار است امثال تحریف هائی که درچاپ های بعدی کتاب "نظر اجمالی به دیانت بهائی "احمد یزدانی انجام داده اند زیرا مطالبی در چاپ اول این کتاب بوده که نشان از بی اعتباری بیت العدل بدون ولی امر دارد و چون شوقی نوه بهاءالله عقیم از کار در آمد و بیت العدل بی سرپرست شدمشروعیت خود را از دست داد و لذا در چاپ های بعدی مطالبش را تحریف کردند در جهت توجیه وضعیت فعلی بیت العدل بدون ولی امر.پنانکه در پاپ های مختلف ایقان هم دستکاری نمودندو تغییراتی دادندزیرا در چاپ اول ایقان مطالب نادرست و استنادات غلطی به قرآن وجود داشت.
    ادامه بحث را بعدا عرض خواهم نمود...
    پاسخ:
    محقق سلام
    با تشکر از مطالبتان اگر اجازه دهید یک دسته بندی دیگر به مطالبتان بدهم
    1- بهائیت در رویا معتقد به وحدت عالم انسانی است ولی در واقعیت خود بیشترین دسته بندی ها و جدا کردن انسانها از یکدیگر را دارد.
    2-در رویا معتقد به تساوی زن و مرد است اما در تعالیم دینی و احکام نتنها بین زن و مرد که حتی بین روستایی و شهری را فرق گذارده و روستایی را شهروند درجه ی دو می داند.
    3- در اعتقادشان میگویند خدایی که دین اسلام را آورده امروزه نیز بهائیت را آورده اما به چند نکته توجه ندارند:
    الف-در ادیان توحیدی هر دینی وعده ی دین پس از خود را داده ولی اسلام چنین وعده ای نداده
    ب- در تعالیم اسلامی به صراحت صحبت از خاتمیت ارسال پیامبران مطرح شده
    ج-خود علی محمد باب ادعای دین جدید نداشته و مدعیات او از مهدویت شروع شده
    د-...
    4- در رویای بهائیت هرگونه اختلاف من عند غیر الله است ولی فرقه ی کوچک بهائیت مملو خبرهایی از درگیری های بین افراد و گروهها و جریانها است
    منتظر علاقه مندان به بحث هستم

    ارسال نظر

    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
    تجدید کد امنیتی