حرفی از جنس رادیو

حرفهای خودمانی مدیر رادیو معارف و پاسخگویی به سوالات مخاطبان

حرفی از جنس رادیو

حرفهای خودمانی مدیر رادیو معارف و پاسخگویی به سوالات مخاطبان

حرفی از جنس رادیو

بنده محمد لطفی نیاسر هستم که اکنون افتخار مدیریت رادیو معارف به عهده بنده گذارده شده است.
این وبلاگ، جایی است که در آن نظرات شما را می بینم و حرفهایم را می نویسم. امیدوارم که بخوانید و نقد کنید.

طبقه بندی موضوعی

رادیو معارف از هم زبانی تا همدلی

يكشنبه, ۱۳ تیر ۱۳۸۹، ۰۱:۱۴ ق.ظ
گفت و گو از: محمدرضا مانی فر
چکیده
رادیو معارف رادیویی تخصصی است که به تبیین و نشر معارف اسلامی در جامعه می اندیشد. پشتیبانی و همراهی مستمر مراجع عظام تقلید، اندیشمندان و نخبگان حوزه و دانشگاه و در کنار آن، اقبال گسترده مخاطبان که از همان آغازین روزهای فعالیت یار و یاور برنامه ریزان و برنامه سازان رادیو معارف بوده اند، سرمایه ای گرانسنگ برای این رادیوی تخصصی فعال در حوزه نشر معارف به شمار می آید؛ سرمایه ای که رادیو معارف را تنها در پوشش جغرافیای ملی و برای مخاطبان فارسی زبان محصور نساخته است، بلکه منجر به تشویق، ترغیب و حمایت برای تأسیس و راه اندازی کانال انگلیسی معارف با نام The Call of Islam شده است.
رادیو معارف با گذر شایسته از دیروز و امروز تحسین برانگیز خود و کسب تجربه های بسیار به پروازی دیگر در فردایی بهتر می اندیشد. تأمین هرچه بهتر زیرساخت های فنی مناسب برای سیگنال رسانی و پوشش حداکثری در سراسر کشور، توجه به بهره گیری نظام مند از توان و ظرفیت نخبگان، سازمان ها و نهادهای دست اندرکار مرتبط در پشتیبانی محتوایی برنامه ها، حضور گسترده و برنامه ریزی شده در میان مردم و ایجاد و تقویت پیوند روزافزون با مخاطبان، و ایجاد تحول دایمی در ادبیات، بیان، آرایه ها وشیوه های برنامه سازی همگام با روند تغییرات و تحولات اجتماعی و فرهنگی، از جمله اولویت های پیش روی فعالیت های برنامه ریزان و برنامه سازان رادیو معارف است.
رادیو معارف ضرورت هرچه افزون تر همزبانی با مردم و همراهی با نخبگان را در چشم انداز حرکت های آتی خود، بیش از پیش، درک و بر آن پافشاری می کند.
• فکر می کنم شما از جمله مدیران رادیوهای ما هستید که فعالیت خود را گام به گام از عرصه برنامه سازی و سپس برنامه ریزی آغاز کرده اید. اگر موافق باشید به گذشته بازگردیم و پیشینه فعالیت های شما را با یکدیگر مرور کنیم.
من در اسفند سال 1376 وارد مجموعه رادیو شدم و نخستین کار جدی خود را در ابتدای سال 1377 در جایگاه سردبیر یک برنامه رادیویی آغاز و ارایه کردم. البته بعدا گفتند چون ما نمی توانیم تهیه کنندگان مستقر در تهران را به قم، محل استقرار رادیوی درحال راه اندازی معارف، بیاوریم تا برنامه هایی متناسب با ویژگی ذاتی این رادیو یعنی عدم استفاده از موسیقی سازی بسازند، بهتر است شما و دیگر همکاران بیایید تهیه کنندگی کنید. لذا ما در قالب گروهی که همگی طلبه و دارای تحصیلات دانشگاهی و حوزوی بودیم به تهران آمدیم و دوره تهیه کنندگی رادیویی را گذراندیم. وقتی رادیو معارف در انتهای سال 1377 می خواست پخش مستقل برنامه هایش را به عنوان یک ایستگاه رادیویی آغاز کند، من هم سردبیر و هم تهیه کننده برنامه های قرآنی رادیو بودم. خاطرم هست در همان آغاز فعالیت این رادیوی تازه تأسیس به آقای موسوی تبار، مدیر وقت رادیو معارف، گفتم که من با این حوزه کاملا آشنا هستم و توانایی ساخت برنامه های قرآنی را دارم. ایشان هم در ابتدای سال 1378 و در حالی که هنوز چند ماهی از تأسیس رادیو معارف نگذشته بود از من خواستند تا گروه قرآن و تفسیر رادیو معارف را تشکیل دهم. گروهی برنامه ساز که الان به نام گروه قرآن و حدیث شناخته می شود. از آن زمان تا سال های 84 1383 هم مدیرگروه قرآن و حدیث، هم سردبیر و تهیه کننده برنامه های تولیدی و زنده و هم عضو کمیته های مختلف مانند کمیته موسیقی، کمیته آرشیو، کمیته نویسندگی و دیگر کمیته های تخصصی رادیو معارف بودم. البته مدتی نیز همزمان در سال 1381 مدیر پخش رادیو معارف هم شدم که مدیریت آرشیو نیز مدتی تحت نظر من قرار داشت. اما در سال های 84 1383 بود که آقای بیات، مدیر سابق رادیو معارف، به من گفتند با توجه به اشرافی که به برنامه ها و گروه های برنامه ساز رادیو معارف دارید، بهتر است به واحد طرح و برنامه بیایید. من هم به طرح و برنامه رفتم و مدیر طرح و برنامه شدم. شاید جالب باشد بدانید که در یک مقطعی هر وقت هر مدیری در رادیو معارف نبود، من سرپرست جایگزین آن مدیر با حفظ سمت می شدم. به عنوان نمونه، من همان موقع که مدیرگروه قرآن و حدیث بودم سرپرست گروه اندیشه و حکمت هم بودم. بعد هم که به طرح و برنامه آمدم دوباره گروه اندیشه و حکمت دچار مشکل شد. پس بار دیگر به آنجا برگشتم و با حفظ سمت سرپرست آن گروه شدم. چند ماهی هم سرپرست گروه فقه بودم تا اینکه دکتر خجسته، معاون سابق صدا، در اردیبهشت ماه 1387 فرمودند آقای محمدزاده، مدیر پیشین رادیو معارف، به تهران بیایند و عهده دار مدیریت رادیو قرآن شوند. به دنبال آن، من در ابتدا سرپرستی رادیو معارف را به عهده گرفتم و پس از چندی با حکم آقای صوفی، معاون صدا، در ماه های ابتدایی سال 1388 مدیر رادیو معارف شدم.
• نگاهی گذرا به فهرست رادیوهای عمومی، اختصاصی و تخصصی صدای جمهوری اسلامی ایران نشان می دهد که دو رادیوی تخصصی قرآن و معارف در حوزه طرح مباحث تخصصی قرآنی و معارفی به فعالیت می پردازند. می خواهم شما به عنوان برنامه سازی باسابقه به این پرسش من به عنوان مخاطب و ناظری بیرونی پاسخ دهید که چه تفاوتی میان شیوه های برنامه ریزی و برنامه سازی این دو رادیو وجود داشته یا «باید» وجود داشته باشد تا هویتی متناسب برای رادیوی تخصصی قرآن و رادیوی تخصصی معارف ایجاد شود و این دو ایستگاه رادیویی از یکدیگر قابل تشخیص و متمایز شوند؟
می توان گفت که دو حوزه قرآن و معارف بسیار به یکدیگر نزدیک هستند. شاید ما هیچ وقت نتوانیم خطی حایل و مشخص میان این دو بکشیم و بگوییم این حوزه برای رادیو معارف و دیگری برای رادیو قرآن است. لذا باید سطحی از همپوشانی را بپذیریم. اما نکته ای که در این میان بسیار مهم است، آن است که چنین همپوشانی نباید حداکثر شود و باید حداقل بماند. رادیو قرآن از سال 1378 ناگهان از سمت تولید و پخش برنامه های قرآنی و قرائت قرآن به سمت تولید و پخش سخنرانی و برنامه های کارشناس محور و مشاوره ای گرایش پیدا کرد. فکر می کنم کسانی که دراینباره بیشتر ایراد می گیرند این ایراد را به آن مقطع زمانی به بعد وارد می کنند. من در همان زمان هم خدمت دکتر ساری، مدیر وقت رادیو قرآن، عرض کردم که شما به سمت برنامه ریزی و برنامه سازی به سبک رادیو معارف به پیش می روید. تولید و پخش درس های اخلاق شاخصه رادیو معارف است. من نمی گویم که تولید و پخش این برنامه ها از رادیو قرآن اصلا صورت نگیرد، اما اگر به طرح اینگونه مباحث دقت کنیم کاملا می بینیم که این مباحث برای رادیو معارف است و بهتر است در رادیو قرآن نباشد. حال اگر برنامه ای اخلاقی و برگرفته از اخلاق قرآنی باشد می تواند در رادیو قرآن هم مطرح شود. بحثی هم شد که بیاییم حیطه های فعالیت را اینگونه معرفی و مرزبندی کنیم که در حوزه قرائت، هر چیزی که به آموزش قرآن و مفاهیم قرآنی؛ البته نه در سطح تخصصی قرآنی مربوط و در ارتباط است به رادیو قرآن بازگردد و برای رادیو قرآن باشد. سطح تخصصی را از آن سبب جدا کردیم که باز به همان حیطه رادیو معارف وارد می شد. البته شاید اینجا همان نقطه خاکستری و فصل مشترک فعالیت های ما باشد. یا اینکه رادیو قرآن گروه سنی 18 سال به پایین را پوشش دهد و رادیو معارف گروه سنی 18 سال به بالا را که شامل دانشجویان و دیگر گروه های اجتماعی می شود به پوشش برنامه های خود درآورد. به نظرمن، اگر اینگونه خط کشی ها و مرزبندی ها را لحاظ کنیم می توانیم به شاخص ها و معیارهایی برای تمایز و همپوشانی حداقلی دست یابیم.
• ما در روزگاری به سر می بریم که در آن به سبب تعدد و تنوع رسانه های گوناگون از مخاطب «هدف و تفکیک شده» به جای مخاطب «انبوه و توده وار» سخن به میان می آید. شاید بتوان گفت که روند بسط و گسترش رادیوهای مختلف اختصاصی و تخصصی صدای جمهوری اسلامی ایران معنایی جز این در بر ندارد که رادیوهای ما نیز از چنین روندی نمی توانند برکنار باشند. حال با چنین پیش زمینه ای می خواهم بدانم که شما به عنوان برنامه ساز و برنامه ریز دیروز و مدیر امروز رادیو معارف چه برداشت و تصوری از مخاطبان «هدف» این رادیوی تخصصی دارید؟
دکتر علی لاریجانی، ریاست وقت سازمان، زمانی که رادیو معارف در حال تأسیس و راه اندازی بود، فرمودند که ما می خواهیم یک رادیوی کاملا تخصصی معارفی داشته باشیم که علما مخاطب اصلی آن باشند. این ایده اولیه سازمان از تأسیس و راه اندازی رادیو معارف بود. اما وقتی ما از حیطه نظر به عرصه عمل درآمدیم بیشتر متوجه شدیم که در حوزه معارف بسیاری کارها و ظرفیت های معطل مانده و صورت نگرفته وجود دارد و ما نمی توانیم تنها رادیویی برای متخصصان باشیم. لذا اگر شما توجه داشته باشید ما در یک دوره ای از تولید و ساخت برنامه های تخصصی کمی جدا شدیم و به سمت برنامه های عمومی آمدیم. آن هم به خاطر فشار بسیار زیاد مخاطبان از طریق ارتباطات مردمی و نتایج نظرسنجی های مختلفی بود که صورت می گرفت و به دست ما می رسید. ما درحال حاضر گستره ای از مخاطبان را «هدف» قرارداده ایم. گستره ای که از جوانان سوم و چهارم دبیرستان آغاز می شود و تا کسانی که درس خارج حوزه را در سطح تخصصی می خوانند و علاقه مند به مباحث سنگین فلسفی هستند، امتداد می یابد. گستره، گستره بسیار سنگینی است. درحال حاضر برخی برنامه های رادیو معارف جنبه عمومی دارد. این در حالی است که می شنویم بعد از دو ساعت پخش یک برنامه برای عموم، برنامه ای فوق تخصصی پخش می شود. طبیعی است که مخاطب ما یک دفعه دچار تناقض می شود. پیشنهادی که ما برای سازمان داشته و داریم آن است که رادیو معارف به دو کانال عمومی و تخصصی تقسیم شود: کانال عمومی شامل مباحث فراگیر همه کس فهم باشد و کانال تخصصی شامل مباحث تخصصی در حوزه دروس دانشگاهی و حوزوی و و گفت و گوهای علمی در حوزه تخصصی معارف، فلسفه و دیگر علوم مرتبط باشد. منتها سازمان مقررات، مقدورات و محدودیت هایی دارد. سیگنال رسانی در صداوسیمای جمهوری اسلامی ایران فعالیتی زمینی و پرهزینه است. پخش، پخش ماهواره ای نیست که شما با داشتن یک ماهواره مستقل بتوانید به سهولت از راه اندازی و پوشش مطلوب رادیوهای مختلف سخن گویید. پخش زمینی، پخش گران قیمتی است.
• اشاره ای کوتاه و گذرا به مقررات، مقدورات و محدودیت های سازمانی در پوشش مطلوب رادیوهای مختلف داشتید. سخن شما را دستمایه طرح پرسش بعدی خود قرار می دهم و این پرسش را مطرح می کنم که وضعیت پوشش جغرافیایی رادیو معارف درحال حاضر چگونه است؟
رادیو معارف بر اساس گزارش بخش فنی چیزی حدود 75 درصد از پراکندگی جمعیت کشور را پوشش می دهد. در مناطقی که جمعیت بیشتر حضور دارد، سعی شده است تا آنتن های بیشتری برای دریافت برنامه های رادیو معارف به کار گرفته شود. این درحالی است که بسیاری از مناطق کم جمعیت از پوشش فرکانسی رادیو معارف محروم هستند. من در سفر اخیر به شیراز ملاقاتی با مشاور استاندار فارس داشتم. ایشان می گفتند در دومین سفر استانی آقای رییس جمهور به استان فارس و شهر شیراز گزارشی آمده بود که منطقه ای در استان وجود دارد که مردم آن بسیار محروم هستند. جالب است که وقتی مردم آن منطقه محروم به بیان تقاضاهای خود از آقای رییس جمهور می پردازند، نخستین تقاضای خود را دسترسی به رادیو معارف بیان می کنند. آنها می گویند ما به شهرهای دیگر مثل شیراز می رویم تا این رادیو را گوش دهیم. چرا که نمی توانیم رادیو معارف را در منطقه خودمان دریافت کنیم. این نشان می دهد که مشتاقان این رادیو بسیار است. ضمن آنکه رادیو رسانه ای است که در حین رانندگی بسیار کاربرد دارد. متأسفانه رادیو معارف از آن دسته رادیوهایی است که یا در جاده ها دریافت نمی شود و یا ضعیف دریافت می شود. گاه نیز صدای این رادیو از این کانال به آن کانال تغییر فرکانس می یابد. ما فرستنده های بسیار FM به مناطق مختلف شهری تخصیص داده ایم و از این نظر دارای کمیت بالایی هستیم، اما دارای کیفیت مورد نیاز برای پوشش فرکانسی آنها نیستیم. به محض آنکه از شهری دور می شویم باید تغییر فرکانس دهیم تا دوباره صدای همان رادیو را پیدا و دریافت کنیم. نمی توانیم مطمئن باشیم که شنونده ما هر دو فرکانس را می داند. برخی فرکانس های ما بر روی موج FM حدود 90 و برخی دیگر حدود 101 است. این فاصله بر روی طول موج FM یعنی از ابتدا تا انتهای آن. این مقداری شنونده را آزار می دهد. اینکه چگونه می توان این مشکل را برطرف کرد در گرو همکاری تنگاتنگ دوستان فنی ماست. بر روی موج AM نیز ما یک فرکانس بیشتر نداریم. البته دوستان فنی ما در جهت بهتر شدن صدا زحمت کشیده اند و پوشش جغرافیایی رادیو معارف نسبت به گذشته خیلی بهتر شده است. گرچه برد رادیو معارف همچنان کوتاه است و محدوه ای را که دربرمی گیرد شامل استان های قم، تهران و بخشی از استان های فارس، اصفهان و سمنان است .
• مدیری که خود در شمار نخستین دست اندرکاران رادیو معارف بوده است بهتر می تواند به این پرسش من پاسخ گوید که تا چه اندازه رادیو معارف را از دریچه ذهن مخاطب هدف خود می شنود؟ یعنی خود را به جای مخاطب هدف قرار می دهد و در هنگام تولید، ساخت، ارزیابی و بررسی برنامه ها از دیدگاه آنها نیز به برنامه ها می نگرد؟
روش کاری من اینگونه است که به دو نوع ارزیابی و شیوه بررسی برنامه ها اعتقاد دارم و در عمل نیز بر اساس آن رفتار می کنم: یک نوع ارزیابی و بررسی به این صورت است که برنامه ای را درنظرمی گیریم و با کارشناسان و متخصصان درباره آن بحث می کنیم. این یک نوع ارزیابی داخلی است؛ ارزیابی و بررسی از دریچه ذهن کارشناسان و حرفه ای های رسانه. اما نوعی ارزیابی و بررسی دیگر نیز وجود دارد: الان اگر از هرکدام از دوستان و همکاران رادیو معارف بپرسید که چه کسی بیشتر از همه به رادیو معارف گوش می کند؟ قطعا نام مرا خواهند برد. من از دوران کودکی با رادیو مأنوس بوده ام. نه اینکه وارد رادیو معارف شده باشم و بخواهم به رادیو گوش دهم. وقتی نوجوان بودم در اتاقم همیشه رادیو گوش می کردم و چندان علاقه ای به تلویزیون نداشتم. ضمن آنکه خانواده من در طبقه بالا همه تلویزیون تماشا می کردند، رادیوی من در حین مطالعه روشن بود. برنامه داستان شب، نمایش های رادیو و فرهنگ مردم و راه شب را گوش می کردم. از این روست که دارای گوشی رادیویی هستم. یکی از کارهای من از همان ابتدا آن بوده است که از دریچه ذهن یک مخاطب هم به رادیو گوش می کردم. هنوز هم در خانه ما این فرهنگ گوش دادن به رادیو وجود دارد. ما کمتر تلویزیون می بینیم. وقتی پخش رادیو معارف حتی در گفتن ساعت و مسایل دیگر دچار ایرادی جزیی می شود، خانواده به من گوشزد می کنند که فلان حرف را اشتباه زدید. چندی پیش وقتی که در کنار دخترم نشسته بودم دیدم بسیاری از سرودهای رادیوی ما را حفظ است و زمزمه می کند. بسیاری اوقات پیش می آید یک قطعه موسیقی؛ البته موسیقی بدون ساز را در رادیو برای پخش تأیید می کنیم، اما وقتی از رادیو پخش می شود زنگ می زنیم و آن را غیرقابل پخش اعلام می کنیم. چرا که وقتی از رادیو پخش می شود حس و حالی دیگر و حتی آزاردهنده برای مخاطب دارد. من می گویم پخش نشود چون آن کیفیت مطلوب را از لحاظ فنی ندارد و شنونده از رادیو زده می شود. من کاملا به حیطه گوش شنونده رادیو حساس هستم و خود بر اساس آن عمل می کنم.
• شما با داشتن گوشی رادیویی و حساسیت در شنیدن رادیو و برنامه های آن از دریچه ذهن مخاطبان هدف، تصور می کنید رادیو معارف با چه مجموعه ویژگی هایی در میان مخاطبان هدف خود شناخته می شود؟
من حس می کنم کسانی که از ابتدا بنای این رادیو را پایه ریزی کردند و مبنای آن را نهادند، خیلی تیزهوشی به خرج داده اند. اینکه رادیوی ما از قم به پخش برنامه می پردازد و در ارتباطات مردمی بسیار به ما گفته می شود که اگر همین برنامه های شما از تهران پخش می شد، چنین حس و حال و هوایی را ایجاد نمی کرد؛ اینکه گوینده ما اعلام می کند که در خدمت شما هستیم با رادیو معارف از قم، در جوار کریمه اهل بیت! همه اینها یک حس سرشار از اعتماد را نزد مخاطبان ما ایجاد می کند. چون ما کاملا نزدیک به منبع خبر هستیم. در بحث های اقتصادی و تجاری هم اینگونه است. مثلا اگر بگویند محصول یک کارخانه در کنار کارخانه سازنده آن توزیع می شود، خیلی راحت تر می توان به کیفیت آن محصول اعتماد کرد. همین حس نیز درباره رادیوی ما وجود دارد که حرف ها و سخنان ما را قابل اعتمادتر برای مخاطبان می سازد. در کنار این مطلب، مطلبی دیگر که بسیار مورد توجه و نظر مخاطبان ماست، کارشناسان برنامه های رادیو معارف هستند. ما بارها تجربه کرده ایم اینکه چه کسی بگوید برای شنوندگان ما خیلی مهم است و منجر به اطمینان و اعتماد بیشتر آنها می شود. بخشی از کارشناسان ما آشنا و معروف هستند و برخی دیگر آشنا و معروف نیستند. گروه دوم طی یک پروسه و دوره ای که از آنها برنامه پخش می کنیم شناخته می شوند. در این حالت، مخاطب اگر آنها را به چهره هم نشناسد با اطمینان به مکانت رادیو معارف به آنها اعتماد می کند. اما سومین مؤلفه ای که اخیرا سرمایه گذاری بر روی آن را آغاز کرده ایم آن بوده است که احساس کرده ایم باید به سمت طراحی قالب های خاص برنامه ای هم حرکت کنیم. ما نمی توانیم تا ابد بر مبنای سخنرانی و برنامه های کارشناس محور کار و فعالیت کنیم. باید به سمت برنامه هایی بیاییم که مخاطب را درگیر کند. ما باید به سمت طرح و تولید برنامه های زنده بیاییم. در مدت کوتاهی که من در خدمت دوستان هستم، سهم برنامه های زنده را از 90 دقیقه در روز به 210 دقیقه در روز رسانده ایم. این به آن معناست که ما در روندی افزایشی و روبه رشد قرارگرفته ایم. البته ممکن است این پرسش طرح شود که با توجه به مسئولیت های پیشین شما در رادیو معارف، چرا چنین افزایشی را پیشتر از این شاهد نبودیم؟ پاسخ هم آن است که چون هنوز شرایط آن مهیا نبود. برنامه سازان ما دارای تجربه کافی در این عرصه نبودند و تجربه آنکه با آنتن زنده درگیر شوند را نداشتند. در این حالت، هرگونه اتفاقی ممکن بود رخ دهد. ضمن آنکه کارشناسی هم که بتواند در چنین عرصه ای درگیر شود یعنی بتواند خیلی راحت برنامه زنده را بگرداند، به صورت کنونی وجود نداشت. الان کارشناسان حوزه آموخته اند چگونه تحت زمانی مشخص صحبت کنند و به ارایه نظرات خود بپردازند. الان بسیاری از کارشناسان رادیو معارف، نه تنها در توانمندی علمی بلکه در مهارت رسانه ای کردن مباحث علمی شاخص هستند. قالب های برنامه سازی برای ما دارای اهمیت بیشتری از پیش است. به عنوان نمونه، برنامه صبحگاهی رادیو معارف که در حدود سی دقیقه است، برنامه ای است که سعی دارد همه محتوایش را خوب، کامل و جامع در مؤلفه ها و بسته بندی های جدید برنامه ای ارایه دهد. به نظر می رسد قالب های برنامه سازی در رادیو باید جدی تر گرفته شوند.
• شما از جمله برنامه سازان و برنامه ریزان رادیوهای ما به شمار می آیید که تجربه فعالیت در عرصه سردبیری و تهیه کنندگی را به صورت توأمان دارید. می خواهم بدانم از دیدگاه شما تا چه اندازه ضرورت به کارگیری سردبیر تهیه کننده در رادیوهای امروز ما می تواند به انسجام بیشتر محتوا و فرم در ارایه برنامه های رادیو منجر شود؟
جدایی سردبیر و تهیه کننده در برنامه های رادیویی ما پیشینه و سابقه ای دارد که عموما به سال های آغازین پس از پیروزی انقلاب اسلامی بازمی گردد. واقعیت آن است در آن موقع به آن سبب عنوان سردبیری در برنامه های رادیویی به وجود آمد که تهیه کنندگان وقت رادیو آن آگاهی و علم را از شرایط به شدت پرتکاپوی آن روزگار و مقتضیات محتوایی متفاوت از پیش یک جامعه انقلابی نداشتند. اما مسأله ای که ما امروز در رادیوهای به ویژه تخصصی با آن دست به گریبان هستیم آن است که همه یا بیشتر برنامه های ما در چنین رادیوهایی دارای محتوا و موضوعی تخصصی است. من واقعا نمی توانم تهیه کننده ای را انتخاب کنم و به او علم تفسیر بیاموزم و بعد بگویم سردبیری و تهیه کنندگی کن. خیلی سخت و گاه ناشدنی است. اگر ما بتوانیم بر فرض در حوزه برنامه های رادیو معارف متخصصان فقه، قرآن، تاریخ، فلسفه و دیگر علوم مرتبط را گردهم آوریم و یا در رادیو سلامت بتوانیم متخصصان پزشکی، دندانپزشکی و دیگر دانش های تخصصی را انتخاب بکنیم و به آنها برنامه سازی رادیویی را یاد دهیم شاید بتوانیم به این سمت حرکت کنیم. الان سردبیر و تهیه کننده بیشتر برنامه های رادیو معارف یک نفر است. البته در قلیل برنامه ها هم از دو فرد به صورت جداگانه استفاده می کنیم. آن هم به این خاطر است که ما یا متخصصی نداشته ایم که دوره برنامه سازی دیده باشد یا اینکه تهیه کننده مؤظفی داشته ایم ولی او علم این برنامه ای را که ما الان می خواهیم بسازیم نداشته است. طبیعی است که مجبور شده ایم یک سردبیر در کنار او بگذاریم. ما از ابتدا در رادیو معارف به سمت ادغام جایگاه و نقش سردبیری و تهیه کنندگی رفته ایم. آنچنان که عرض کردم همه دوستان در دوره اول تهیه کنندگی رادیو معارف که من هم جزء آنها بودم، طلبه بودند. ضمن آنکه بالای %80 آنها دارای تحصیلات دانشگاهی نیز بودند. خود من آن موقع لیسانس حقوق داشتم. الان هم کارشناسی ارشد قرآن و حدیث دارم و در حوزه هم درس خارج خوانده ام. برخی دوستان ما هم دارای سطح تحصیلی کارشناسی و کارشناسی ارشد سیاسی بودند و دروس حوزوی هم خوانده بودند. یکی از دوستان ما کارشناسی ارشد فلسفه غرب داشت که الان دکترای فلسفه غرب گرفته است و در کنار آن درس خارج هم در حوزه خوانده است. اگر ما چنین نیروهایی داشته باشیم می توانیم این دو جایگاه و نقش را با یکدیگر ترکیب کنیم. اما اگر چنین نیروهایی نداشته باشیم، طبیعی است که این دو حوزه کاری را باید از یکدیگر جدا کنیم. گرچه ایده آل، ترکیب جایگاه و نقش سردبیری و تهیه کنندگی با یکدیگر است.
• رادیو رسانه ای انعطاف پذیر و درلحظه است که می تواند نسبت به تحولات و رخدادهای پیرامون به سرعت واکنش نشان دهد. شاید به سبب چنین ویژگی هایی است که رادیو می تواند علی رغم پیشرفت های فنی بسیار در دسترسی به دیگر رسانه ها همچنان رسانه ای پویا، فعال و پرنشاط در جامعه باشد. شما خود چند صباحی مدیر طرح و برنامه رادیو معارف بوده اید. اکنون هم که مدیر رادیو معارف هستید. پرسش من از شما این است که فرآیند تبدیل ایده به عمل رادر رادیوهای ما؛ به ویژه رادیو معارف تا چه اندازه متناسب با ویژگی های ذاتی رادیو، انعطاف پذیر و درلحظه می دانید؟
چون من از ابتدا در رادیو معارف بوده ام و آگاهی و علمی کافی درباره فعالیت در دیگر رادیوها مانند رادیو جوان، سلامت، تجارت و... ندارم لذا پاسخم را مبتنی بر واقعیت های رادیو معارف بیان می کنم. برنامه ریزی و سامان دهی محتوایی رادیو معارف کاملا از دریچه واحد طرح و برنامه آن صورت می گیرد. من این مبنا را زمانی که مدیر طرح و برنامه بودم بنا نهادم و الان هم به همان مبنا پایبند و وفادار هستم. موضوعات بسیاری از داخل و خارج به واحد طرح و برنامه وارد می شود. این موضوعات پس از بررسی و تأیید، بسیار ریز و جزیی می شود و سپس برای گروه های برنامه ساز ارسال می شود. گروه های برنامه ساز هم بر اساس آن عمل می کنند. البته اینگونه نیست که گروه های برنامه ساز تنها مجری سوژه ها و موضوعات ارسالی واحد طرح و برنامه باشند. بسیاری از سوژه ها و موضوعات هم در گروه ها طراحی و برای بررسی و تأیید به واحد طرح و برنامه ارسال می شود. من معتقدم اگر برنامه ریزی و ساماندهی محتوایی در واحدهای طرح و برنامه رادیوها صورت نگیرد، اجرای مأموریت ها و وظایف اعلامی آنها به درستی محقق نمی شود. در عین اینکه گروه های برنامه ساز هم در این میان فعال و نقش آفرین هستند، اما وظیفه هماهنگی نهایی برعهده واحد طرح و برنامه است تا همپوشانی در فعالیت های آنها ایجاد نشود و حرف ها تکراری نباشد. به نظرمن، دوستان و همکاران رادیو معارف دارای سرعت عمل مناسب نسبت به پوشش متناسب رخدادها و وقایع پیرامون خود هستند. مثلا ما در موضوع غزه که موضوعی سیاسی و مذهبی بود و مصداق بارز مبارزه مسلمانان در مقابل کفار به شمار می آمد، بسیار فعالانه برخورد کردیم. همان شب که این حمله وحشیانه از سوی صهیونیست ها آغاز شد، پخش برنامه های رادیو معارف دچار تغییرات سریعی شد و متن ها به سرعت رنگ و بوی شرایط موجود را گرفت. ما درحال حاضر آمادگی پوشش مناسب و متناسب هر اتفاقی را در رادیو معارف داریم. کافی است با شروع یک اتفاق با نویسندگان تحریریه پخش تماس بگیریم و به آنها اطلاع دهیم که کار خود را آغاز کنند. از طرف دیگر، می توانیم سریع به آرشیو زنگ بزنیم که فلان قطعات را آماده و ارسال کند تا ما آن را پخش کنیم. در همین رخداد غزه چون تولید و پخش خبرهای سیاسی هم برعهده خود ماست، به سرعت یک برنامه زنده 90 دقیقه ای طراحی و اجرا کردیم. بچه های ما در این پخش کاملا فعال بودند و توانستند برنامه غزه در آتش را به طور زنده با گزارش، صحبت و گفتگو با بزرگان، صاحبنظران و کارشناسان به روی آنتن ببرند. ضمن آنکه همچنان به مأموریت و وظایف خود علاوه بر طرح و بررسی مسایل سیاسی می پرداختیم، حواس مان هم بود که همزمان یک آنتن انگلیسی در اختیارمان هست. برنامه های انگلیسی را در بسته های مختلف ایجاد و در قالب DVD به پخش ارسال می کردیم. گرچه پخش انگلیسی ما کاملا تولیدی است، اما درعین حال ما پیام مقام معظم رهبری را سریع به انگلیسی ترجمه کردیم و در فواصل پخش برنامه های آن قرار دادیم. فردای آن روز هم دو برنامه به زبان انگلیسی با حضور کارشناسان مسایل بین المللی و اسلامی درباره غزه تولید و پخش کردیم. حتی به درخواست دوستان رادیو اینترنتی ایران صدا این برنامه ها را به آنها تحویل دادیم که بر روی پایگاه اطلاع رسانی و سایت اینترنتی ایران صدا قرارگیرد. در بخش های دیگر هم به این صورت هستیم و اخبار را همزمان به صورت فارسی و انگلیسی بر روی سایت رادیو معارف قرارمی دهیم. فکر می کنم توانسته ایم در این عرصه ها فعالیت خوبی داشته باشیم.
• از کانال انگلیسی رادیو معارف سخن گفتید که در ماه های آخر سال 1386 افتتاح و راه اندازی شد. حال که گفت و گوی من با شما به اینجا رسید می خواهم بدانم با توجه به زمان به نسبت کوتاهی که از فعالیت این کانال تازه ارتباطی می گذرد، ارزیابی شما از ضرورت این اقدام و فعالیت های کانال انگلیسی رادیو معارف چیست؟
ما از همان اوایل آغاز به کار رادیو معارف که به خدمت بزرگان حوزه می رسیدیم با اصرار و تأکید فراوان آن بزرگواران روبه رو می شدیم که از ما می خواستند برنامه های رادیو معارف را به زبان های مختلف دنیا چون انگلیسی، عربی، ترکی و دیگر زبان ها تولید و پخش کنیم. البته امکان چنین اقدامی در آن زمان برای رادیوی ما فراهم نبود. چرا که رادیو معارف باید در ابتدا خود به بلوغی مناسب در برنامه ریزی ها، برنامه سازی ها و نیروها و منابع انسانی خویش می رسید. البته چنین چشم اندازی همچنان وجود داشت و درباره آن بحث و گفت و گو صورت می گرفت. تا اینکه در سال 1386 آقای محمدزاده، مدیر پیشین رادیو معارف و مدیر حال حاضر رادیو قرآن، به جایی رسیدند که تصمیم به راه اندازی کانال انگلیسی گرفتند. با دکترخجسته، معاون وقت صدا، و دیگر مسئولان ارشد سازمان رایزنی شد. خوشبختانه پشتیبانی های خوبی صورت گرفت و با زحمات آقای محمدزاده و آقای اکبری که مدیرگروه برنامه ساز کانال انگلیسی هستند، امکان پخش برنامه های رادیو معارف به زبان انگلیسی فراهم شد. ما در راه اندازی این کانال از ظرفیت همکارانی که کم و بیش به زبان انگلیسی مسلط بودند استفاده کردیم. پتانسیل خوبی هم دراینباره وجود داشت و دارد.
ما در اوایل راه اندازی این کانال امکان پخش بیش از 21 ساعت برنامه تولیدی را نداشتیم. اما چون ظرفیت آنتنی که روی ماهواره به ما داده بودند خالی بود، این برنامه ها تکرار می شد. در مدت زمان کمتر از پنج یا شش ماه با زحمت دوستان حجم تولید برنامه های ما به 90 ساعت در ماه رسید. به این ترتیب ما بیش از %400 افزایش زمان تولید در حوزه برنامه سازی داشتیم. استقبال و سرعت عمل همکاران بسیارخوب بوده است، ولی ما چون محتاج و نیازمند به نیروهای مسلط برنامه ساز به زبان انگلیسی هستیم باید مدام به آموزش نیروها بپردازیم. البته چند نفری در رادیو معارف بودند و نفرات دیگر را هم از بیرون جذب کردیم. از جمله دیگر مشکلات ما آن بود که عنوان «معارف» در سایت های اینترنتی برای کاربران انگلیسی زبان بی معنا می نمود. با دکترخجسته که صحبت کردم قرار بر آن شد تا نام این کانال را نوای اسلام بگذاریم که به انگلیسی هم The Call of Islam ترجمه و معرفی شود. معرفی این نام موجب می شود وقتی که کاربران انگلیسی زبان در اینترنت به جستجو می پردازند ما را راحت تر پیدا کنند. تقریبا بالاتر از %90 دوستان که الان در این بخش کار می کنند طلبه هستند که به همراه دیگر دوستان که به زبان انگلیسی مسلط هستند به نگارش و اجرای متون برنامه می پردازند.
• رادیو معارف رادیویی تخصصی در حوزه معارف اسلامی است که بیش از دیگر رادیوها نیازمند محتوای مبتنی بر پژوهش است. شما به عنوان کارشناس ارشد علوم قرآنی که پیشینه فعالیت مستمر در چنین رادیویی دارید بهتر می توانید به این پرسش من پاسخ دهید که آیا رادیو معارف را باید بیشتر تولیدکننده یا مصرف کننده محتوا در عرصه طرح مباحث معارفی دانست؟
حضرت آیت الله جوادی آملی تعبیری دراینباره دارند که آن را در مراسم سالگرد تأسیس رادیو معارف بیان کردند. ایشان فرمودند: رادیو معارف یک رسانه است. رسانه باید رسانا باشد. کسی که متولی تولید است همانا حوزه و دانشگاه است. مطالب باید در آنجا تولید شود و رادیو معارف باید آن مطالب را به صورت رسانه ای عرضه دارد و به دست مخاطبان خود برساند.
• وضعیت موجود را تا چه اندازه رضایت بخش می بینید؟ به چه تدبیر یا تدابیری برای هرچه بهتر شدن آن اندیشیده اید؟
من در این سال هایی که کار کرده ام بخش اعظم پاسخ به این پرسش ها که چه محتوایی را بگوییم و آن را از کجا بیابیم تا بگوییم؟ برعهده همکاران برنامه ساز ما بوده است. برحسب آنکه خود آنها اهل مطالعه و تحقیق در زمینه های موردنظر بوده اند به چنین پرسشی پاسخ های متفاوت داده اند. البته ما به دنبال آن هستیم که از استراتژی های جدید برای مقابله با چنین وضعیتی بهره بگیریم. ما الان در رادیو معارف استراتژی جدیدی را طراحی و تعریف کرده ایم:
این استراتژی که نام آن استراتژی پرواز پروانه است به این معناست که رادیو معارف باید به سمتی برود که سازمان ها و مؤسسات ذی ربط را شناسایی و از توان هرکدام از آنها بر مبنای آن چه در رسانه می تواند مورد نیاز باشد، استفاده کند. یعنی طراحی و پشتیبانی محتوا از آن سازمان و مؤسسه و برنامه سازی و رسانه ای کردن برعهده رادیو معارف. ما در ابتدای این راه هستیم. اما در همین مدت برنامه هایی که با این استراتژی به انجام رسانده ایم واقعا جواب داده است. مثلا برنامه هایی که به صورت مشترک با دارالحدیث و دانشکده حدیث قم شروع کردیم در ابتدا از دیدگاه همکاران بسیار دشوار به نظر می رسید. اما پس از آنکه ما یک دوره آموزش حدیث گذاشتیم و توانستیم در آن بیان کنیم که چه چیزی حدیث است و کاربرد حدیث در زندگی چیست، آنگاه با رضایت بسیار مخاطبان روبه رو شدیم. اگر خود من با گروه های برنامه سازم می خواستم این برنامه را طراحی و اجرا کنم شاید به چنین کیفیتی نمی رسیدم. ما الان دوره معارف مهدوی را به عنوان نگین آفرینش روی آنتن می بریم. همه کارهای رسانه ای این برنامه با ماست و کار پشتیبانی محتوایی و کارشناسی آن برعهده مؤسسه و مرکز تخصصی مهدویت حوزه است. وقتی مخاطب احساس می کند که یک مرکز تخصصی مهدویت این حرف ها را زده است بهتر و بیشتر به پذیرش و اعتماد به مفاهیم مطرح شده می رسد. برای ما نیز خیلی راحت تر است که تنها به جنبه های رسانه ای برنامه بپردازیم. ما می خواهیم بیشتر به این سمت برویم. منطقی هم هست. چرا که وقتی من فرصت پیدا می کنم و سرم خلوت می شود که محتوا را کس دیگری تهیه کند. البته ما در ابتدا کاملا چنین مجموعه هایی را شناسایی می کنیم و بعد خواهان همکاری با آنها می شویم. برنامه ساز ما هم فرصت پیدا می کند که به آن سمت برود که با آرایه های رسانه ای در اختیار، برنامه ها را زیباتر دربیاورد.
• به ساختار رادیو معارف نگاهی بیندازیم: درحال حاضر چند گروه برنامه ساز در رادیو معارف مشغول فعالیت هستند؟
اگر ما گروه برنامه ساز انگلیسی را جدا بدانیم، پنج گروه برنامه ساز در رادیوی ما مشغول فعالیت هستند: گروه های برنامه ساز قرآن و حدیث، فقه و سیره، اندیشه و حکمت، خبر و برنامه های سیاسی، فرهنگ و ادب.
• خبر و گروه های برنامه ساز سیاسی سازمان صداوسیما به طور معمول زیرمجموعه معاونت سیاسی سازمان هستند. البته رادیو معارف در این میان یک استثناست. چرا که خبر و برنامه های سیاسی آن همانند دیگر گروه های برنامه ساز در بدنه این رادیو قرار دارد. از دلایل ایجاد و شکل گیری این ساختار سازمانی و تأثیر آن در روند فعالیت های رادیو معارف بگویید.
دلیل اصلی ایجاد چنین ساختاری در ابتدا آن بود که رادیو معارف دور از تهران قرار داشت. معاونت سیاسی سازمان هم نمی توانست مجموعه ای مستقل را در قم مستقر کند. لذا در ابتدا مسئولیت خبر و برنامه های سیاسی این رادیو را به خود ما واگذار کردند. این اقدام آنقدر برای ما مزیت داشت و خوب بود و دوستان ما آنقدر این ظرفیت را به خوبی به کار گرفتند که «خبر و برنامه های سیاسی» درحال حاضر از جمله گروه های تخصصی ماست. اکثر دوستان فعال در این گروه طلبه هایی با تحصیلات دانشگاهی کارشناسی تا کارشناسی ارشد در رشته علوم سیاسی هستند. این یک مزیت اصلی برای ماست که می توانیم درحوزه معارف دارای فعالیت های یکپارچه ای باشیم. فقه و اصول بگوییم و همزمان با آن اخبار مرتبط را اطلاع رسانی کنیم. در واقع یک مجموعه کامل هستیم. ما اگر این بخش اطلاع رسانی و خبر را نداشتیم مجموعه ای ناقص بودیم. این یکی از مزیت های اصلی ما نسبت به دیگر رادیوهاست. نمی دانم می توانم توصیه کنم یا نه، ولی اگر دیگر رادیوهای عمومی، اختصاصی و تخصصی ما بتوانند در این عرصه وارد عمل شوند و تعاملی مناسب با معاونت سیاسی سازمان برقرار کنند، آنگاه می توانند به دستاوردهایی بهتر در این عرصه دست یابند و بخش های خبری مختص به خود ایجاد و راه اندازی کنند. به این معنا که مثلا در رادیو سلامت چند بخش خبر پزشکی داشته باشیم؛ در رادیو جوان هم چند بخش خبری جوان پسند و در دیگر رادیوها هم به همین ترتیب.
• جدول پخش(کنداکتور) مفهومی آشنا و متداول برای برنامه ریزان و برنامه سازان رادیوهای ماست. طراحی و چینش برنامه های هر ایستگاه رادیویی از جمله ضرورت هایی است که اگر به درستی مورد توجه قرارگیرد، می تواند دارای تأثیری شایسته و مناسب در روند هویت سازی از رادیوهای مختلف ما در جامعه باشد. شما به عنوان مدیری ارشد که سابقه مدیریت طرح و برنامه رادیوی خود را نیز برعهده داشته اید، تا چه اندازه جدول پخش(کنداکتور) امروز رادیوهای ما؛ به ویژه رادیوی خود را متناسب با انتظارات و توقعات مخاطبان و القاکننده هویت خاص رادیو در میان آنها می دانید؟
من هم از دید یک مخاطب و هم از دید کسی که جدول پخش(کنداکتور) را می شناسد به این پرسش شما پاسخ می دهم: ما شاهد طیفی گسترده و متنوع از مخاطبان هستیم؛ مخاطبانی که دارای سطح آگاهی ها و تحصیلات مختلف از عمومی تا فوق تخصصی هستند. مسلم است که چنین طیفی گسترده از مخاطبان دارای انتظارات و توقعات متنوع و گاه پیچیده هستند. زمانی بود که طراحی و چینش برنامه های ما برای پاسخگویی به چنین انتظارات و توقعاتی «ترکیبی» بود. یعنی به ترکیبی از اینگونه نیازها در برنامه های خود پاسخ می گفتیم. البته اتخاذ و اعمال چنین شیوه ای ذهن شنونده را به هم می ریخت تا جایی که نمی دانست که چه زمانی باید به سراغ برنامه خاص خودش برود. ما برای رفع این مشکل به یک طراحی کلی دست زدیم. به طوری که برنامه های تخصصی رادیو معارف را در دو بخش جدول پخش(کنداکتور) متمرکز کردیم تا شنونده رادیو معارف بداند در فلان ساعت ها برنامه های تخصصی پخش می شود. این طراحی انجام شد و ساعت های انتهایی شب و ابتدایی صبح به برنامه های تخصصی رادیو معارف اختصاص یافت. علت نیز مشخص بود؛ چرا که مخاطبان برنامه های تخصصی ما حوزویان و دانشگاهیانی بوده و هستند که به اینگونه مباحث علاقه مند و نسبت به آن پیگیر هستند. این گروه از مخاطبان یا در حوزه و دانشگاه هستند یا نیستند. اگر باشند که خودشان مستقیم می روند و از محضر اساتید استفاده می کنند. به این ترتیب طبیعی است که این گروه در ساعات میانی روز درگیر مباحث خود هستند. ضمن آنکه بخش اعظمی از آنها مشغول و مؤظف به انجام کارهای اجرایی در جاهای مختلف هستند. اینها اگر بخواهند به یک برنامه تفسیری و عرفانی سنگین گوش دهند باید در ساعاتی باشد که آنها فارغ از فعالیت روزانه باشند. پس به نظرمان رسید قبل از آنکه وارد کاری شوند و بعد از آنکه از ساعات کاری خود بازگشتند می توانند اینگونه برنامه ها را بشنوند. اما اینکه بتوانیم همه را راضی کنیم، مسلم است که نمی شود. چون هرکسی بر مبنای ساعت زندگی خود دوست دارد فلان برنامه را در فلان ساعت گوش کند. مثلا من گفتم که از دوستان بپرسید تفسیر حضرت آیت الله جوادی آملی را دوست دارند در چه ساعت هایی بشنوند؟ چهار ساعت متفاوت به دست ما رسید. البته برای رسانه ها امکان پذیر نیست که در چهار نوبت به پخش یک برنامه بپردازند. اگر اینگونه شود، پس دیگر بحث ها در چه ساعت هایی باید پخش شود؟ انتقادها به این ترتیبی که اکنون به جدول پخش(کنداکتور) برنامه های ما وجود دارد تقریبا کم است. ولی اشکالی نیز در این میان وجود دارد. اینکه برخی برنامه ها در رأس زمان مقرر خود آغاز نمی شوند. حجم زمانی برنامه ها در رادیو معارف گاه بسیار زیاد است. این درحالی است که برنامه ها باید به صورت موزاییکی در کنار یکدیگر قرارگیرند و نباید از نظم زمانی خاص خود تخطی کنند. با این اتفاق، برخی برنامه ها به جای آنکه بر فرض در ساعت 6:30 آغاز شوند در ساعت 6:40 یا6:50 شروع می شوند. ما در بررسی های صورت گرفته به این نتیجه رسیدیم که نه می شود زمان چنین برنامه هایی را کم کرد و نه می شود اصلا برنامه را حذف کرد. البته این ایراد به جدول پخش(کنداکتور) رادیو معارف وارد است. دوستان ما در واحدهای اطلاعات و برنامه ریزی و طرح و برنامه رادیو معارف سعی بسیار دارند که این مشکل را حل کنند. از حق هم نباید گذشت تا جایی که امکان پذیر بوده است به اصلاح این مشکل پرداخته اند. گرچه همچنان برخی جاها این مشکل وجود دارد. برنامه ریزان و برنامه سازان رادیو معارف به شورا و واحد طرح و برنامه آن اعتماد دارند. از این روست که شورای طرح و برنامه بر جدول پخش(کنداکتور) رادیوی ما حاکم است. به جرأت می توان گفت که هیچ کس در رادیو معارف احساس مالکیتی نسبت به جدول پخش(کنداکتور) برنامه ها ندارد و سهمیه ای خاص را از آن طلب نمی کند. ضمن آنکه هیچ در بسته ای هم برای پذیرش اندیشه ها، ایده ها و طرح های نو وجود ندارد.
• رادیوهای تخصصی قرآن، معارف و نوا از جمله رادیوهایی هستند که نگاهی خاص به گزینش و کاربرد موسیقی در برنامه های خود دارند. شما به عنوان مدیر رادیو معارف در پی بهره گیری از چه تدابیری برای ایجاد شخصیت موسیقایی متمایز برای رادیوی خود؛ به ویژه در مقام مقایسه با رادیوهای قرآن و نوا هستید؟
قاعدتا منظور شما از موسیقی، موسیقی بدون ادوات و ساز است. ما از ابتدا با همکاران رادیو قرآن قرار بر آن گذاشتیم که از قطعات همخوانی(تواشیح) و قرائت در رادیو معارف کمتر استفاده کنیم. اینگونه هم دست آنها برای گزینش و کاربرد قطعات همخوانی(تواشیح) و قرائت قرآن باز می شود و هم ما به سمت گزینش و به کارگیری نغمات و سرودهای فارسی می رویم. اما آن چیزی که رادیو معارف را درحال حاضر از رادیو نوا متمایز می کند همانا مؤلفه اساسی محتواست. همین محتواست که ما را از رادیوهایی دیگر چون ایران و پیام نیز جدا و متمایز می کند. رادیو نوا تنها به پخش نغمات می پردازد و وارد حوزه های بررسی و تفسیر احکام نمی شود. ما کاملا با یکدیگر متفاوت هستیم. البته باید ظرفیت موسیقایی سازمان و دیگر سازمان ها و نهادهای دست اندرکار را بررسی کرد و به چنین پرسشی پاسخ داد که آیا ظرفیت موسیقایی موجود ما در حدی هست که یک گونه موسیقی خاص را برای رادیو معارف ایجاد کند یا نه؟ به نظر می رسد ما هنوز به آن درجه موسیقایی نرسیده ایم. البته باید به این نکته نیز توجه کنیم که موسیقی های ما مبنای محتوایی دارد. پس اگر ما بتوانیم میان حیطه های موضوعی رادیوهای قرآن و معارف خط کشی و مرزبندی کنیم، آنگاه قطعات موسیقایی ما هم از یکدیگر تفکیک و جدا می شود. فرض بفرمایید اگر قرار باشد رادیو معارف تنها در حوزه احکام فعالیت کند، آنگاه هرچه نغمات در حوزه احکام وجود دارد از آن رادیو معارف می شود. لذا هر وقت مخاطب رادیوی ما را می شنود با خود می گوید: اینکه صدای رادیو معارف است. یا اینکه در حوزه نغمات قرآنی، هرچه نغمات است از آن رادیو قرآن باشد. اینجاست که مخاطب می داند صدایی که می شنود، صدای رادیو قرآن است. البته پیش نیاز تحقق چنین هدفی در طبقه بندی و جداسازی محتوا و موضوعات ارایه شده از سوی دو ایستگاه نهفته است. وقتی قرار باشد همه برنامه ها با موضوعاتی مشترک در دو رادیو ارایه شود قطعا نغمات آنها هم مشترک می شود و شخصیت موسیقایی متمایزی از رادیوهای ما به مخاطب ارایه نمی شود.
• به تجربه بیش از یک دهه فعالیت مستمر شما در رادیو؛ به ویژه رادیو معارف بازگردیم. شما برنامه ریزان و برنامه سازان امروز رادیوهای ما را تا چه اندازه در مقایسه با دیروز آگاه تر، توانمندتر و خلاق تر در شناخت و استفاده از استعدادها و ظرفیت های ذاتی رسانه «رادیو» برای انتقال مؤثر پیام به مخاطبان هدف خود می دانید؟
احساس من آن است که بچه ها و همکاران امروز ما از قالب های کلاسیک و قدیمی به تدریج دور شده اند. آنها با جسارت درحال حرکت به سمت و سوی قالب های نو هستند تا جایی که گاه حتی ایجادکننده قالب هایی نو برای ارایه مفاهیم شده اند. این به آن معناست که بچه های ما جرأت و شهامت خطرپذیری و ریسک را یافته اند. من فکر می کنم وضعیت امروز ما به مراتب نسبت به دیروز بهتر است. منتها این را هم باید بدانیم که خلاقیت از دل دو چیز بیرون می آید: علم فرد؛ و توانمندی فرد. دوستان ما معمولا توانمندی را از دل تجربه های خود یا از میان تجارب برنامه سازان و همکاران قدیمی و باسابقه به دست می آورند. اما علم را باید از میان پژوهش ها و همایش های رادیویی؛ منتها با رویکرد کاربردی به دست آورد. حضور صاحبنظران و کارشناسان رسانه و کسانی که واقعا در رشته های مرتبط فعالیت کرده اند و دارای ذهنیت کاربردی و نه انتزاعی هستند، می تواند در کسب چنین علمی مؤثر باشد. اگر این علم و توانمندی باهم جمع شود، خلاقیتی مثبت اتفاق می افتد. اما اگر آن علم نباشد ولو آنکه توانمندی هم باشد، شما شاهد خلاقیت های منفی در رادیو خواهید بود که باعث ریزش مخاطبان می شود. حال اگر علم باشد و توانمندی نباشد، برنامه ساز گرچه به سراغ یک قالب برنامه سازی می رود اما چون تجربه ای درباره آن ندارد نه تنها آن قالب را خراب می کند بلکه کار را برای نفر بعدی هم دشوارتر می کند. حتی ممکن است که دیگر به شما اجازه ندهند که با آن قالب کارکنید. پس ما اگر با توانمندی حاصل از تجربه و علم و جسارت جوانانه حرکت کنیم و مدیران ما هم این جسارت را داشته باشند که حاضر به خطرپذیری و ریسک باشند، چون تا زمانی که مدیران خطرپذیر نباشند هیچ اتفاقی نمی افتد، آنگاه خلاقیت با بروز و ظهوری مثبت آشکار می شود.
• ایجاد و راه اندازی رادیوهای تخصصی می تواند زمینه ای مناسب برای جریان سازی های متناسب با مأموریت ها و وظایف هر رادیو در جامعه و در میان مخاطبان هدف پدید آورد. رادیوی تخصصی معارف تا چه اندازه به دنبال استفاده مؤثر از چنین ظرفیتی در جامعه و در میان مخاطبان هدف خود است؟
جریان سازی در حوزه معارف دینی از جمله راهبردهای جدی رادیو معارف است که همواره مدنظر بوده است. فعالیت های رادیو معارف اگر نتواند به جریان سازی های مناسب و متناسب در حوزه های فرهنگی و دینی جامعه منجر شود، نمی تواند چندان مثمرثمر باشد. به جرأت می توانم بگویم نخستین رسانه ای که شهامت و جرأت آن را داشت تا درباره پدیده گلدکوئیست در جامعه، پیش از آنکه هیچ قانونی در مجلس شورای اسلامی تصویب شود، سخن گوید رادیو معارف بود. دوستان ما در برنامه فقه و زندگی وارد بحث گلدکوئیست شدند. گرچه ما از سوی دوستان درون و بیرون سازمان نهی بسیار داشتیم تا وارد این موضوع نشویم، اما هم دوستان ما خلاقیت به خرج دادند و هم مدیران ما توان پشتیبانی از این ریسک و خطرپذیری را داشتند. بعد از آن بود که برخی روزنامه ها شروع به طرح این بحث کردند که در نهایت به مجلس و قوه قضائیه منتهی شد و مسایل قانونی مرتبط با آن پیش آمد. همچنین در بحث تولید مثل و قوانین مربوط به آن که خیلی بحث و مسأله حساسی است و شامل اجاره دادن رحم و دیگر مسایل مرتبط می شود نیز همه دوستان خوف داشتند. اما باز هم این بحث با خلاقیت دوستان مطرح شد و بسیاری از کارشناسان حتی از سوی وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی هم در برنامه حضور یافتند و به ما در اجرای این برنامه یاری رساندند. روند برنامه ها هم اینگونه بود که بر فرض از کارشناسان می پرسیدیم چگونه در مسأله رحم های اجاره ای عمل می کنید؟ کارشناسان مدعو کاملا به این پرسش پاسخ می دادند و می گفتند ما این اقدامات را انجام می دهیم. در مقابل، کارشناسان مذهبی برنامه می گفتند اگر تا اینجا و به این صورت عمل کنید، ایرادی ندارد اما اگر از این حد بگذرید ایراد شرعی دارد و باید راهکاری دیگر بیندیشید. ما در طرح بسیاری دیگر از مسایل نیز اینگونه اقدام و عمل کرده ایم. در بحث بهاییت هم ما اولین رسانه ای بودیم که این موضوع را به وضوح بر روی آنتن بردیم و بیان کردیم که وقتی می گوییم اینها استعماری هستند با چه دلیل و مدرکی می گوییم. معارف اینها چیست که ما می گوییم منحرف هستند. شاید ما این موضوع را در حدود پنج سال پیش گفتیم. البته بسیاری از رسانه های مکتوب هم ما را در این راه یاری دادند و این رفته رفته به یک «جریان» تبدیل شد و مسئولان فرهنگی جامعه را به تأمل انداخت که راه حل ها و راهکارهای فرهنگی برای این امر بیابند. چون خیلی نمی توان به راه حل های امنیتی در این عرصه تأکید و تکیه داشت. در بحث وهابیت هم ما الان سه سال است که این بحث را بر روی آنتن داریم. در حوزه مربوط به عرفان های انحرافی نیز برنامه ای با عنوان سراب تهیه کردیم که در آن کارشناسانی را از مجموعه های مختلف به قم دعوت کردیم که آمدند و بحث های خوبی با آنها صورت گرفت. این برنامه هم تبدیل به جریانی مناسب شد تا از رهگذر آن، بسیاری از جنبه های این مسأله به اندیشمندان و نخبگان حوزه ارایه شود و نوعی طرح بحث صورت بگیرد. وضعیت کنونی به گونه ای است که وقتی رادیو معارف به طرح موضوعی خاص می پردازد، نخبگان، فضلا و اندیشمندان حوزه می آیند و درباره آن بحث می کنند. من به یاد دارم که زمانی بانک مرکزی از رادیو معارف تشکر کرد که به عنوان نخستین رسانه مباحث مربوط به سود بانکی را مطرح می کند و روی آنتن درباره حلال و حرام بودن آن بحث و بررسی می کند. در بحث بورس هم اینگونه بود که دکتر صالح آبادی که مدیریت بورس را درحال حاضر برعهده دارند جزء کارشناسان ما بودند که در برنامه فقه و زندگی درباره بورس و مبانی آن با کارشناسان ما بحث می کردند.
• فقدان برنامه ریزی مناسب برای معرفی رادیوها و برنامه های رادیویی به مخاطبان هدف آنچنان آشکار و بارز است که حتی از نظر مخاطبان نیز پوشیده نمانده است. نگاهی کوتاه به مجموعه نظرسنجی های صورت گرفته نشان دهنده آن است که «فقدان تبلیغات مناسب» و به دنبال آن، ناآشنایی مخاطبان از جمله دلایل گریز و روگردانی آنها از رادیوهای ماست. آیا شما با چنین برداشتی موافق هستید؟ در صورت موافقت، راه حل را در کجا جستجو می کنید؟
چنین برداشتی به نظر من کاملا درست است. نظرسنجی ها هم کاملا همین را می گویند. چندی پیش نتایج یک نظرسنجی درباره برنامه های رادیو؛ به ویژه رادیو معارف را می دیدم که در میان افراد 18 سال به بالا در تهران و یازده شهر مرکز استان انجام شده بود. جالب است که بر اساس نتایج این نظرسنجی نزدیک به %56 پرسش شوندگان اصلا از وجود برخی رادیوها اطلاعی نداشتند. چنین وضعیتی کم و بیش در شهرهایی مثل تهران، اصفهان، مشهد، قم و ... که رادیو معارف در آنها دارای آنتن کامل است نیز وجود دارد. این نشان دهنده آن است که رادیوهای ما با آسیبی به نام «فقدان اطلاع رسانی و تبلیغات مناسب» مواجه هستند. ما بر اساس آن نظرسنجی %16 شنونده رادیو معارف داریم و از آن مهم تر که رییس سازمان هم به آن توجه داشتند آن بود که %87 شنوندگان رضایت مندی «زیاد و خیلی زیاد» از رادیوی ما دارند که البته یافته ای مهم برای رادیو معارف محسوب می شود. البته کاری که ما برای تبلیغ رادیو معارف در طی این سال ها انجام داده و با وسعتی بسیار دنبال می کنیم شاید جزء گسترده ترین کارها در مقایسه با فعالیت های تبلیغی رادیوهای دیگر باشد. ما به سفرهای استانی می رویم و با امامان جمعه، دانشگاهیان و حوزویان ملاقات های منظم داریم. با آنها صحبت و جلسات نقد برپا می کنیم. ما حتی با روزنامه ها و مطبوعات همکاری اطلاع رسانی و خبری داریم. ما دو فوق برنامه دایم در رادیو معارف داریم: یکی طرح او خواهد آمد است که طرحی چند رسانه ای است و شامل معرفی و شرح کتاب های مرتبط با نشر فرهنگ انتظار است و دیگری طرح وبلاگ نویسی است که با مخاطبان ما در حوزه وبلاگ سروکار دارد. به نظر می رسد اینترنت رسانه ای بسیار مهم و پرنفوذ در زندگی جوانان ما خواهد بود و سرمایه گذاری در آن بسیار لازم و ضروری است. مسلم است وقتی ما در حوزه های مختلف کارهای فوق برنامه انجام می دهیم خود به خود به مخاطبان هم معرفی می شویم. گرچه باید در اینجا مسأله ای را هم بگویم و آن این است که همه رادیوهای ما برای مؤفقیت در چنین عرصه ای به رعایت کامل دو مورد نیازمند هستند. اگر این دو مورد رعایت نشود، تبلیغات رادیوهای ما به رغم همه فعالیت های دست اندرکاران تأثیری نخواهد داشت: یکی آنکه صدای رادیو باید شفاف شنیده شود. صدای رادیو اگر شفاف شنیده نشود تنها منجر به آن می شود که مخاطب، رادیو را خاموش کند. چند روز پیش در اتومبیل بودم و رادیوی اتومبیل روشن بود. یک لحظه چشمانم را بستم و بازکردم و دیدم رادیو خاموش است. به راننده گفتم: رادیو گوش نمی کنید؟ گفت: دیدم خش خش می کند، خاموشش کردم. این یعنی آنکه مخاطب به مجرد شنیدن کوچک ترین پارازیت، رادیو را خاموش می کند. ما باید یک بحث و تأمل جدی درباره کیفیت سیگنال رسانی داشته باشیم تا صدای ما شفاف شنیده شود. دومین مورد آن است که ما نیازمند دوپینگ در عرصه تبلیغات رادیویی هستیم. این دوپینگ هم حاصل نمی شود مگر با همکاری برادرمان در تلویزیون. تلویزیون با آن گستردگی که دارد می تواند به کمک رادیو در عرصه تبلیغات بیاید. ما برای تبلیغ رادیو معارف و برنامه های آن از ظرفیت زیرنویس های تلویزیونی بهره می گیریم. البته در این میان مقداری بسیار هم عدم اقبال هست و چندان استقبال و حمایتی از این مسأله صورت نمی گیرد. برای تبلیغات مطبوعاتی هم باید هزینه بسیار سنگینی پرداخت کرد که چنین ردیف بودجه ای در رادیوهای ما وجود ندارد. مگر آنکه با تعامل خبری از طریق واحدهای روابط عمومی بتوان خیلی کم در این عرصه فعال بود. البته ما از این ظرفیت هم غافل نبوده ایم و نیرویی را برای ارایه اطلاعات و اخبار از برنامه های رادیو معارف به روزنامه ها و خبرگزاری ها قرار داده ایم. البته اینگونه فعالیت ها همچنان جای کار بسیار دارد.
• رادیو معارف تا چه اندازه به دنبال آن است تا برای ایجاد، تقویت و تداوم ارتباط مؤثرتر خود با مخاطبان هدف به گزینش و استفاده از صداهای شاخص، چه در جایگاه گوینده و چه در جایگاه کارشناس مجری، روی آورد؟
اگر ما به پویایی رادیو اعتقاد داریم و به ضرورت آن می اندیشیم، چاره ای جز تدبیر مناسب در این عرصه نداریم. کسانی که صدای آنها روی آنتن رادیوهای ما می رود، چه گوینده و چه کارشناس مجری، دارای طول عمری مفید در ایجاد و برقراری ارتباط مؤثر با مخاطبان هستند. اینکه صدای یک فرد حدود سی سال همچنان در اوج رسانه ای خود بماند معمولا اتفاق نمی افتد. البته در این میان استثنا هم وجود دارد. مثلا می گویند عمر کارشناسی در رسانه ای چون تلویزیون کوتاه است، اما آقای قرائتی بیش از سی سال است که در تلویزیون حضور دارند و هنوز هم در نظرسنجی های صورت گرفته جزء رده های بالا در اقبال و توجه مخاطبان هستند. البته این قانون نیست. آنچه قانون است آن است که عمر کارشناسی مؤثر در رادیو و تلویزیون کوتاه است. مگر آنکه کارشناسان و نخبگانی که در این عرصه فعالیت می کنند همچنان دارای ارایه رسانه ای منحصربه فرد باشند و پویندگی دایم در خود ایجاد کنند. اگر من مدیر، رسانه ام را به گونه ای طراحی کنم که تنها صداهای خاص از آن شنیده شود شاید بعد از مدتی با سکون و ایستایی در رسانه خود مواجه شوم. ما وقتی که به مباحث تخصصی وارد می شویم باید به دنبال شاخص ترین کارشناسان برویم. البته ممکن است صدای آنها فقط ده تا بیست برنامه بتواند با ما همراهی کند. مگر آنکه کارشناس به جهت توانمندی بالای علمی و دیگر شاخص ها بتواند چند سال دیگر روی آنتن باقی بماند. اما باز تکرار می کنم که این قاعده نیست. البته ملاحظه ای دیگر نیز در حوزه تخصصی وجود دارد. مثلا اگر من کارشناس حوزه معارف مهدوی هستم، آیا صلاح است که در حوزه حدیث هم کارشناسی کنم؟ به نظر می رسد چنین کاری از نگاه مخاطب جذاب و جالب نیست. مخاطب باید این احساس را داشته باشد که رسانه در هر بحثی که پیش می آید به دنبال کارشناس و متخصص همان بحث است. لذا اینکه ما با اصرار و با صرف هزینه تنها به دنبال حفظ یک صدای ثابت روی آنتن باشیم، نه! اینگونه نیست. مگر آنکه موضوعی دایمی و دنباله دار مانند احکام مطرح باشد و کارشناس آن بتواند با توانمندی به پاسخگویی بپردازد. مانند آقای محمدزاده که مخاطبان ما چند سال است با ایشان انس دارند و برنامه های ایشان را همچنان دارای جذابیت و گیرایی می دانند. اما به نظر من در کل بهتر است از توان و صدای کارشناسان متفاوت در برنامه های رادیو استفاده شود.
• رادیو معارف به عنوان رادیویی تخصصی که مخاطبانی خاص چون مراجع بزرگوار، اندیشمندان، نخبگان و فضلای حوزه و دانشگاه دارد، می تواند دارای دغدغه ها و حساسیت های ویژه در روند برنامه ریزی ها و برنامه سازی های خود باشد. چه تدابیری به کار می بندید تا بتوانید تعامل و تعادلی مناسب میان نیازهای مخاطبان و مصلحت های سازمانی و حکومتی ایجاد و برقرار کنید؟
به نظرمن، اساس تمام این نیازها و مصلحت ها یکی است. من اینها را جدا از یکدیگر نمی بینم. بزرگ ترین مصلحت نظام ما آن است که مردم پاسخ هر سؤال، شبهه و بحث در حوزه معارف را نزد ما بیابند. مصلحت نظام در آن است که تمام مبانی تئوریک آن برای مردم بیان شود و لذا ما هیچ محدودیتی نه در زمینه طرح اینگونه مباحث و نه در حوزه بهره گیری از آرا و اندیشه های نخبگان داریم. ما در رادیو معارف تا کنون تلاش بسیار کرده ایم تا در حوزه مبانی تئوریک نظام و نه مسایل سیاسی پیرامون آن به هر شبهه ای که مطرح می شود، پاسخ مناسب گوییم. ما در حوزه معارف اسلامی هر مسأله ای را که به نظر می رسد مطرح می کنیم؛ چرا که به حوزه نخبگان خود اطمینان کامل داریم. ما چند وقت پیش در حوزه شبهات با این مسأله که آیا قرآن کلام خدا یا یک تجربه نبوی است؟ مواجه شدیم. برخی می گفتند: این مسأله را مطرح نکنید. اما بالاخره این پرسش برای مردم در جامعه وجود داشت. مردم می خواستند پاسخ این پرسش را بدانند و ما می خواستیم نشان دهیم که نخبگان ما قدرت پاسخگویی به اینگونه پرسش ها را دارند و نظام هم می پسندد که به اینگونه نیازها پاسخ داده شود. ما این موضوع را مطرح کردیم و یکی از کارشناسان آمد و به این مسأله پاسخ داد. در حوزه ولایت فقیه هم به هر آنچه که شبهه به نظر می رسید، پاسخ دادیم و درباره آن بحث کردیم. در مورد دیگر مسایل تئوریک نظام که سؤال در مورد آن وجود داشت نیز بحث کردیم و به مسایل مختلف این حوزه پاسخ دادیم. نشان دادیم که خود نظام هم با این امر موافق است. نشان دادیم که جوانان ما از دین فراری نیستند بلکه نسبت به دین سؤال دارند و از آدم های به ظاهر دینی فراری هستند. ما در حوزه مردمی قادریم که به تمام پرسش های معارفی پاسخ دهیم. معتقدیم که هیچ سؤالی بدون پاسخ نیست. شاید جواب پرسشی را آقای الف نداند اما آقای ب که می داند. مجموعه نخبگان حوزه و دانشگاه کاملا به رادیو معارف اعتماد دارند. ما با بسیاری از مجموعه های نظام مانند آموزش و پرورش، سازمان اوقاف، بسیج و دیگر سازمان ها و نهادهای دست اندرکار تعامل کامل داریم.
• نظرسنجی های مرکز تحقیقات سازمان را تا چه اندازه برای برنامه ریزان ارشد رادیوهای ما تأثیرگذار و راهگشا می دانید؟
روند انجام و ارایه نتایج نظرسنجی های مرکز تحقیقات سازمان اخیرا بهبود مناسبی یافته است. ما نتایج این نظرسنجی ها را در اختیار واحد طرح و برنامه خود قرار می دهیم تا آنها را بررسی و تحلیل مناسب کنند. اگر نتایج نظرسنجی در حوزه تهیه و تولید برنامه های ما باشد، پیشنهادات متناسب از سوی واحد طرح و برنامه به گروه های برنامه ساز ارسال می شود. من خود همیشه از نظرسنجی های مرکز تحقیقات سازمان استفاده می کنم. گرچه نتایج نظرسنجی های دیگر مراکز تحقیقاتی را دیده ام، اما باز نتایج نظرسنجی های مرکز تحقیقات سازمان را بهتر و دقیق تر می دانم. البته به نظر من در حوزه معارف بهتر است نظرسنجی ها بر مبنای طرح مسایلی که احساس می شود در جامعه نسبت به آن پرسش و حساسیت وجود دارد، تخصصی تر و دقیق تر شود. برخی نظرسنجی ها درحال حاضر خیلی کلی است. مثلا می پرسند: آیا شما گرایش به دین دارید یا نه؟ این پرسش خیلی کلی است. ولی اگر در جامعه رفتیم و از مردم پرسیدیم که شما تا چه حد به سهم امام دادن توجه دارید و یا آیا اصلا شما سهم امام می پردازید یا نه؟ یا اینکه تحقیق شود که آیا افراد به حساب و کتاب زندگی خود واقف هستند یا نه؟ که اگر نباشند لقمه حرام وارد زندگی آنها می شود و هزاران مشکل مختلف در جامعه فراهم می آید و حتی اثرات بدی هم برای خود فرد دارد. یا نظرسنجی درباره اینکه آیا مردم به مسجد می روند یا نه؟ مردم قرآن می خوانند یا نه؟ تا چه اندازه تفسیر قرآن را می دانند؟ آیا به نماز جمعه می روند یا نه؟ و ... اگر نظرسنجی ها دقیق باشد کمکی بسیار به برنامه ریزان و برنامه سازان رادیوهای ما می کند. اما مسأله دیگر، تلاش برای اثرسنجی است که شنیده ام مدت هاست بر روی آن کار می شود. نمی دانم آیا مرکز تحقیقات سازمان هنوز به مدلی خاص دراینباره رسیده است یا نه؟ اینکه آیا پس از پخش موسیقی از رادیو تغییر و تحولی از لحاظ فرهنگی ایجاد می شود یا نه؟ یا دیگر پرسش هایی از این دست می تواند برای برنامه ریزان رادیو بسیار تأثیرگذار و راهگشا باشد.
• به پایان گفت و گوی به نسبت مفصل با شما رسیدیم. پرسش پایانی من از شما به عنوان برنامه ساز دیروز و برنامه ریز ارشد امروز رادیو؛ به ویژه رادیو معارف آن است که در تحقق شعار سالیان گذشته و حال رادیوهای ما در «حفظ مخاطب فعلی و جذب مخاطب جدید» چه اولویت هایی را به منزله اولویت های اصلی خود پیشنهاد می کنید؟
من در حوزه رادیو معارف علاوه بر نگاه جدی به تأمین زیرساخت های فنی مناسب این ایستگاه رادیویی، سه اولویت اصلی و اساسی را پیشنهاد می کنم:
نخست؛ استفاده از ظرفیت های فکری نخبگان به صورت سیستمی در روند برنامه ریزی ها و برنامه سازی های رادیوهای ماست.
دوم؛ ما باید به چشم مردم بیاییم. من دیده ام که برخی رادیوها در بوستان ها، نمایشگاه ها و دیگر اماکن عمومی به اجرای برنامه می پردازند. ما نیز در بعضی همایش ها حضور رادیویی داشته ایم. ما این تجربه جدید را در نمایشگاه بین المللی قرآن کریم و جشنواره کریمه اهل بیت به مناسبت تولد حضرت معصومه (س) آزمودیم و به نتایجی مناسب دست یافتیم. اینکه مخاطبانی که صدای ما را می شنوند بدانند چه روندی طی می شود تا برنامه ای رادیویی ساخته و پخش شود، می تواند در نوع خود بسیار جذاب و شایسته توجه باشد.
سوم؛ که اولویت به نسبت خطرناکی هم هست به تغییر ادبیات و زبان رادیو معارف بازمی گردد. به این معنا که کارشناسان ما بیان گاه خیلی رسمی، حوزوی وکلاسیک دارند. ما برای حفظ مخاطبان فعلی و جذب مخاطبان جدید ناگزیر هستیم تا متناسب با آن، بیان و زبان خود را تغییر دهیم؛ به گونه ای که محتوای رادیوی ما تغییر نکند که البته کار بسیار سختی است. ما درحال حاضر بیشتر از کارشناسانی در رادیو معارف استفاده می کنیم که دارای قوت علمی بالا همراه با زبان و گویش متناسب؛ به ویژه برای جوانان باشند. فکر می کنم با ادامه این رویه بتوانیم شاهد افزایش خوبی در شمار مخاطبان خود باشیم. مخاطبان ما باید احساس کنند که رادیو زبان آنهاست و دغدغه ها و مطالب آنها را بیان می کند. ما تنها برای خود حرف نمی زنیم، بلکه برای اثرگذاری در جامعه و تأثیر بر مخاطبان هدف خود سخن می گوییم. ما زمانی می توانیم یک رادیوی پرمخاطب باشیم که هم با زبان مردم سخن گوییم و هم در ارتباطی تنگاتنگ با نخبگان جامعه باشیم.

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی