حرفی از جنس رادیو

حرفهای خودمانی مدیر رادیو معارف و پاسخگویی به سوالات مخاطبان

حرفی از جنس رادیو

حرفهای خودمانی مدیر رادیو معارف و پاسخگویی به سوالات مخاطبان

حرفی از جنس رادیو

بنده محمد لطفی نیاسر هستم که اکنون افتخار مدیریت رادیو معارف به عهده بنده گذارده شده است.
این وبلاگ، جایی است که در آن نظرات شما را می بینم و حرفهایم را می نویسم. امیدوارم که بخوانید و نقد کنید.

طبقه بندی موضوعی

بهار یا پاییز(2) بررسی مقاله آقای غروی

سه شنبه, ۲۱ آبان ۱۳۹۲، ۱۰:۱۸ ق.ظ


ولایت

از پست قبل قرار گذاشتیم خیلی مختصر و ساده به بررسی مطالب آقای غروی در روزنامه بهار بپردازیم ، آنچه در پی می آید بخش دوم بررسی ها است ضمنا مطالب ایشان در پرانتز آمده تا رعایت امانت شده باشد.

نکته ی  دیگری که آقای غروی به آن اشاره کرده اند این است که ((از سیاق آیات چنین به نظر می رسد نعمتی که تمام شده است همان وحی خداوندی «قرآن» و تحقق عینی آن «اسلام» باشد. یعنی اکنون که وحی بدون هیچ نقص و گزندی به مردم ابلاغ شده است، نعمت بر ایشان تمام است)) از این بیان فهمیده می شود که ایشان روز نزول این آیات را روز اتمام نعمت قرآن می دانند چون قرآن با این آیات کامل شده، در حالی که به تصریح تمام مورخین اهل سنت و شیعه، این آیات آخرین آیات احکام در قرآن نیست و آیات دیگری هم بعد از این زمان نازل شده است کما اینکه آیات بعدی سوره مائده هم که بعد از این آیه آمده درباره احکام است.

علامه طباطبایی در رد این احتمال، فهرستی از آیات احکام را از شیعه و اهل سنت نقل می کند که پس از این آیه نازل شده: آرى بار دیگر چشم خود باز کنیم ببینیم بسته شدن باب تشریع چه زمانى بوده، آیا روز نزول سوره مائده که سوره مورد بحث ما است و به پایان رسیدن روز عرفه سال نهم بوده؟ در حالی که روایات بسیارى وارد شده بر اینکه احکام و واجباتى بعد از آن روز نازل شد، و آن قدر این روایات بسیار است که نمى‏توان آنها را بى ارزش شمرد، و شما خواننده مى‏توانى این روایات را در تفسیر آیه صیف یعنى آیه کلاله در آخر سوره نساء و آیات ربا مطالعه کنید. و هیچ دانشمندى نمى‏تواند این روایات را ضعیف بشمارد، و آیه را بر آنها ترجیح دهد، براى اینکه آیه شریفه صریح در مفاد خود نیست و حتى ظهور هم ندارد که منظور از کلمه" الیوم" چه روزى است و این روایات است که باید آن را معین کند

پس نمی توان نزول این احکام را اتمام نعمت دانست چون اساسا هنوز نزول قرآن پایان نیافته بود لذا ما مجبور هستیم واقعه ی دیگری را برای واژه «الیوم» بیابیم

اما عمده دلیل ایشان دو چیز است:

1-      سیاق آیات یعنی جمله بندی کل آیه که از احکام گوشتهای حرام شروع شده تا انتهای آیه که درباره کسی است که به خوردن این گوشتها مضطر و مجبور می شود.

2-      ((اگر منظور خلافت علی(ع) بود باید همانجا بلافاصله ذکر می کرد زیرا خداوند حکیم است و تاخیر بیان از وقت حاجت از حکیم قبیح است.))

درباره سیاق باید گفت که تنظیم آیات قرآن شباهتی به تنظیم کتب معمولی ندارد همانگونه که فصل بندی و موضوع بندی و موارد دیگر آن متفاوت است، در کتبی که ما می نگاریم کلمات و سپس جملات وبدنبال آن پاراگراف ها تنظیم می شود اما در تنظیم قرآن سورها با نزول آیه «بسم الله الرحمن الرحیم » شروع می شد و آیات به تناسب حوادث و شرایط و نیازها، نازل و تنظیم می شد، تا بسم الله دیگری نازل و سوره ی دیگری آغاز شود، البته گاه هم آیه ای یا بخشی از آیه ای نازل می شد و پیامبر می فرمود این بخش را در جای خاصی از سورای که قبلا نازل شده بگذارید لذا بسیارند سور مکی که آیات مدنی نیز در آنها هست و همینطور سور مدنی که حاوی آیات مکی است. لذا قاعده سیاق در همه جا جاری نیست و باید به دنبال دلیل برای اجرای آن بود.

علامه طباطبایی در ذیل این آیه در خصوص عدم ارتباط این بخش از آیه با بخشهای دیگر می فرماید: امر این آیه شریفه " الْیَوْمَ یَئِسَ الَّذِینَ کَفَرُوا مِنْ دِینِکُمْ، فَلا تَخْشَوْهُمْ وَ اخْشَوْنِ..." در قرار گرفتنش در این جاى خاص و سپس دلالتش بر معنا، عجیب است، براى اینکه اگر در صدر آیه یعنى جمله:" حُرِّمَتْ عَلَیْکُمُ الْمَیْتَةُ وَ الدَّمُ ... ذلِکُمْ فِسْقٌ" دقت کنى، و آن گاه ذیل آن را بر آن اضافه نمایى که مى‏فرماید:" فَمَنِ اضْطُرَّ فِی مَخْمَصَةٍ غَیْرَ مُتَجانِفٍ لِإِثْمٍ فَإِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَحِیمٌ" خواهى دید که آن صدر براى خود کلامى است تام، و اصلا در افاده معنا هیچ حاجتى و توقفى بر آیه:" الْیَوْمَ یَئِسَ الَّذِینَ کَفَرُوا مِنْ دِینِکُمْ ..." ندارد، و جان کلام اینکه از این راهى که گفتیم به خوبى متوجه مى‏شوى که آیه شریفه آیه‏اى کامل است ، از تمامیت آیه نتیجه مى‏گیریم که پس آیه:" الْیَوْمَ یَئِسَ الَّذِینَ کَفَرُوا ..." کلامى است معترضه، که در وسط این آیه قرار گرفته، و لفظ آیه در فهماندن معنایش هیچ حاجتى به این جمله نداشت، حال چه اینکه بگوئیم آیه معترضه از همان اول نزول در وسط دو آیه جاى گرفته، و یا بگوئیم: رسول خدا (ص) به نویسندگان وحى دستور فرموده که در آنجا جایش دهند، با اینکه نزول هر سه پشت سر هم نبوده و یا بگوئیم هنگام نزول با آن دو آیه نازل نشده، و رسول خدا (ص) هم دستور نداده که در آنجا قرارش دهند، ولى نویسندگان وحى در آنجا قرارش داده‏اند، چون هیچ یک از این چند احتمال اثرى در آنچه ما گفتیم ندارد، هر چه باشد بالآخره این جمله، جمله‏اى است معترضه که نه با صدر آیه ارتباطى دارد، و نه با ذیلش.

در خصوص دلیل دومشان هم اگر به کتب ادبیات عرب مراجعه می کردند حتما می دیدند که، «تاخیر بیان از وقت حاجت» زمانی ازحکیم قبیح است که دلیل و حکمتی نداشته باشد و در اینجا دلایل و حکمتهایی را می توان یافت به طور مثال در تفسیر نمونه ، بخشی از حکمتها چنین آمده:

ممکن است قرار دادن آیه مربوط به" غدیر" در لابلاى احکام مربوط به غذاهاى حلال و حرام براى محافظت از تحریف و حذف و تغییر بوده باشد، زیرا بسیار مى‏شود که براى محفوظ ماندن یک شى‏ء نفیس آن را با مطالب ساده‏اى مى‏آمیزند تا کمتر جلب توجه کند. و حوادثى که در آخرین ساعات عمر پیامبر ص واقع شد، و مخالفت صریحى که از طرف بعضى افراد براى نوشتن وصیتنامه از طرف پیامبر صلی الله علیه و آله  به عمل آمد تا آنجا که حتى پیامبر ص را (العیاذ باللَّه) متهم به هذیان و بیمارى! و گفتن سخنان ناموزون کردند، و شرح آن در کتب معروف اسلامى اعم از کتب اهل تسنن و شیعه نقل شده شاهد گویایى است بر اینکه بعضى از افراد حساسیت خاصى در مساله خلافت و جانشینى پیامبر ص داشتند و براى انکار آن حد و مرزى قائل نبودند!.

آیا چنین شرائطى ایجاب نمى‏کرد که براى حفظ اسناد مربوط به خلافت و رساندن آن به دست آیندگان چنین پیش‏بینى‏هایى بشود و با مطالب ساده‏اى آمیخته گردد که کمتر جلب توجه مخالفان سر سخت را کند؟!.

در پایان باید گفت برای فهم درست آیات قرآن حتما باید به روایات نبوی نگاه کرد و این، روش تصریح شده در خود قرآن است « ما این کتاب را بر تو نازل نکرده‏ایم جز براى آنکه هر چه را در آن اختلاف مى‏کنند برایشان بیان کنى. و نیز راهنما و رحمتى براى مؤمنان باشد. آیه 64 سوره مبارکه نحل» و مفید است بدانیم اسناد مربوط به نزول آیه" الْیَوْمَ أَکْمَلْتُ لَکُمْ" در باره" غدیر" و مساله جانشینى پیامبر ص تنها در کتب شیعه نقل نشده است که ایرادی وارد شود، بلکه در بسیارى از کتب اهل تسنن نیز آمده است.

ادامه دارد...

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی