حرفی از جنس رادیو

حرفهای خودمانی مدیر رادیو معارف و پاسخگویی به سوالات مخاطبان

حرفی از جنس رادیو

حرفهای خودمانی مدیر رادیو معارف و پاسخگویی به سوالات مخاطبان

حرفی از جنس رادیو

بنده محمد لطفی نیاسر هستم که اکنون افتخار مدیریت رادیو معارف به عهده بنده گذارده شده است.
این وبلاگ، جایی است که در آن نظرات شما را می بینم و حرفهایم را می نویسم. امیدوارم که بخوانید و نقد کنید.

طبقه بندی موضوعی

بهار یا پاییز (1) « بررسی مقاله روزنامه بهار»

دوشنبه, ۲۰ آبان ۱۳۹۲، ۱۱:۳۱ ق.ظ

در تبیین معنای روشنفکری دینی همیشه تفاوت دیدهایی وجود داشته است ولی باید سخیف ترین آن را بیان حرفهای جدید در حوزه دین بدون توجه همه جانبه به مبانی ، مفاهیم ، منابع و سابقه و تبیین علما و بزرگان دین دانست

متاسفانه در دوره هایی از تاریخ اسلام اینگونه نگرشها باعث انحرافات گسترده در دین شد مانند آنچه ابن تیمیه حتی بدون توجه به نظرات مصرح علمایی مذاهب اربعه اهل سنت گفت و آنچه از دین ، محمد بن عبد الوهاب گفت که نتیجه نظرات این دو تولد وهابیت شد که با یک نگاه اجمالی تفاوت نگاه وحشیانه آنها  با نگاه پیامبر رحمت صلی الله علیه و آله به چگونگی هدایت انسانها به خوبی روشن است و یا نگاهی که محمد عبده به دین داشت که نتیجه ی آن اخوان المسلمین کنونی مصر است که کم از وهابیت ندارد

و یا نگاههای التقاطی و بدون پشتوانه ای که در کشور خود ما مطرح می شود که نمونه های بسیاری از آن را در سالهای بین 1376 تا 1384 در مطبوعات کشور دیدیم و به تازگی برخی دوباره همان راه را شروع کرده اند که نتیجه ی آن ارائه دینی توام با تساهل و تسامح بی حد و افراطی و در برخی موارد دینی بدون ولایت یا دینی بدون تولی و تبری و... است که به تعبیر مولوی «شیر بی یال و دم و اشکم که دید – این چنین شیری خدا کی آفرید»

البته از زاویه ای دیگر انتشار اینگونه مطالب چون بهانه ای می شود برای تفکر مردم و ایجاد سوال و تبیین زوایای مختلف دین شاید مصداق «عدو شود سبب خیر اگر خدا خواهد» باشد.

در فرصت کوتاه غدیر تا محرم دو مقاله در روزنامه بهار و مجله چشم انداز چاپ شد که یکی به موضوع تبیین آیه اکملت لکم دینکم پرداخت و دیگری به شهادت حضرت زهرا سلام الله علیها و عزاداری که انشاء الله به تدریج در اینجا در حد معلومات بسیار کم و به طور موجز و مختصر و البته بسیار ساده خواهم پرداخت و امید وارم دوستان با سوالات و نقدها مرا یاری کنند.

ضمنا مطالب ایشان را در پرانتز آورده ام تا رعایت امانت شده باشد

 

اولین نکته ای که آقای غروی از آنجا شروع کرده اند آیه 124 سوره مبارکه بقره است «إِنِّی جاعِلُکَ لِلنَّاسِ إِماماً قالَ وَ مِنْ ذُرِّیَّتِی قالَ لا یَنالُ عَهْدِی الظَّالِمِین همانا من تورا برای مردم امام قرار دادم ابراهیم گفت: آیا از ذریه ی من هم امام قرار می دهی و خداوند فرمود: عهد من به ظالمین نمی رسد » و پرسیده اند : ((آیا مراد از امامت ، پیشوایی سیاسی جامعه است؟ )) و پس از ترکیب آن با آیه سوم سوره مبارکه مائده ‏«ِالْیَوْمَ أَکْمَلْتُ لَکُمْ دِینَکُمْ وَ أَتْمَمْتُ عَلَیْکُمْ نِعْمَتِی وَ رَضِیتُ لَکُمُ الْإِسْلامَ دِینا» به این نتیجه رسیده اند که ((در این آیات ابراهیم سلام الله علیه  و امیرالمومنین علیه السلام هردو به زعامت کبری رسیده اند که تا قیامت ادامه خواهد داشت ))

و سپس سوال کرده اند که ، ((آیا میان این زعامت و امامت که علی مصداق اتم آن است با خلافت و زعامت سیاسی ، هیچ سنخیت و شباهتی وجود دارد؟ یا تنها اشتراک لفظی ساده ای است که انحراف های شگفت به بار می آورد؟))

برای فهم معنای امامت در آیه 124 سوره مبارکه بقره باید به مفهوم امامت در قرآن پرداخت که در اینجا با استفاده از تفسیر نمونه و المیزان به بررسی آن می پردازیم:

1-" امامت" به معنى ریاست و زعامت در امور دنیاى مردم (آن چنان که اهل‏ تسنن مى‏گویند).

همانگونه که آقای غروی گفته اند این موضوع بسیار پایین تر از آن است که بگوییم خدا پس از آنهمه ابتلائات و امتحانات آن را به ابراهیم داد ضمن اینکه این ریاست قبلا در معنای رسالت نهفته بود. 

2-" امامت" به معنى ریاست در امور دین و دنیا (آن چنان که بعضى دیگر از آنها تفسیر کرده‏اند).

این هم نمی تواند باشد چون به تعبیر علامه طباطبایی در ذیل این آیه ، ابراهیم علیه السلام پیش از اعطای مقام امامت ، نبی و رسول بود و «معناى نبوت اینست که شخصى از جانب خدا اخبارى را تحمل کند و بگیرد، و معناى رسالت هم اینست که بار تبلیغ آن گرفته‏ها را تحمل کند. و تقدم و مطاع بودن نمیتواند معناى امامت باشد، چون مطاع بودن شخص باین معنا است که اوامر و نظریه‏هاى او را اطاعت کنند، و این از لوازم نبوت و رسالت است» لذا مردم پیش از امامت هم موظف به پیروی از ابراهیم در دین و دنیا بودند. 

3- امامت عبارت است از تحقق بخشیدن برنامه‏هاى دینى اعم از حکومت به معنى وسیع کلمه، و اجراى حدود و احکام خدا و اجراى عدالت اجتماعى و همچنین تربیت و پرورش نفوس در" ظاهر" و" باطن" و این مقام از مقام رسالت و نبوت بالاتر است، زیرا" نبوت" و" رسالت" تنها اخبار از سوى خدا و ابلاغ فرمان او و بشارت و انذار است اما در مورد" امامت" همه اینها وجود دارد به اضافه" اجراى احکام" و" تربیت نفوس از نظر ظاهر و باطن" در حقیقت مقام امامت، مقام تحقق بخشیدن به اهداف مذهب و هدایت به معنى" ایصال به مطلوب" است، نه فقط" ارائه طریق". و این همان است که پیامبر به حضرت امیر فرمود:علی جان من برای تنزیل قرآن جنگیدم و تو برای تاویل آن« یا علیّ أنت منّی بمنزلة هارون من موسى إلّا أنّه لا نبیّ بعدی، تقضی دینی و تنجز عدتی و تقاتل بعدی على التأویل کما قاتلت على التّنزیل »

و این به این معناست که امام  موظف است مردم را در همه زمینه ها به مطلوب الهی برساند یعنی دقیقا «زعامت کبری» که در مقاله روزنامه بهار هم آمده البته یک نکته در آن بسیار عجیب است که چرا و با چه استدلالی مقاله نویس محترم رهبری سیاسی را  از زعامت کبری جدا کرده و بنده را به یاد سخن نغزی انداخت که از بس تو در نگاه من بزرگ و مهمی تورا بالای سر می گذارم تا نبینمت ، حال اگر ما علی را زعیم کبری دانستیم و سپس گفتیم ریاست سیاسی بسیار حقیر است لذا این مقام را به تو نمی دهیم آیا به معنای همان سخن نیست که می خواهیم علی امیر المومنین علیه السلام مزاحم دنیای ما نشود

و در یک کلام باید گفت سنخیت ریاست دنیوی با زعامت کبری از باب جزء و کل است و وقتی آن زعامت کبری بود ، جزء آن که حکومت سیاسی است هم محقق می شود از باب چونکه صد آمد نود هم پیش ماست.

انشاء الله مطالب بعدی در پست آینده

نظرات  (۱)

من هیچی از مطالب شما نفهمیدم مقاله آقای غروی جامع بود
پاسخ:
سلام
از نظرتان ممنون
لطفا بفرمایید کدام مطلب نامفهوم بود
موفق باشید

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی