حرفی از جنس رادیو

حرفهای خودمانی مدیر رادیو معارف و پاسخگویی به سوالات مخاطبان

حرفی از جنس رادیو

حرفهای خودمانی مدیر رادیو معارف و پاسخگویی به سوالات مخاطبان

حرفی از جنس رادیو

بنده محمد لطفی نیاسر هستم که اکنون افتخار مدیریت رادیو معارف به عهده بنده گذارده شده است.
این وبلاگ، جایی است که در آن نظرات شما را می بینم و حرفهایم را می نویسم. امیدوارم که بخوانید و نقد کنید.

طبقه بندی موضوعی

یکی از اصول مهم تفکر محققانه توجه همه جانبه به اطلاعات مختلف در خصوص یک موضوع است به طور مثال در یک تحقیق تاریخی باید به تمام اخبار ضد و نقیض، انگیزه ها، شان صدور کلمات، جعلهای تاریخی وموارد دیگر توجه کرد ولی متاسفانه چنین برخورد محققانه ای در مقاله آقای غروی در روزنامه بهار مشاهده نمی شود.

وی در خصوص رابطه حضرت امیرالمومنین و خلفاء با اتکائ به یک عبارت در الغارات، مدعی می شود((رفتار علی (ع) با هر سه خلیفه پیش از خود و به‌ویژه ابوبکر و عمر، که در بسیاری از کتب تاریخی مکتوب شده، به روشنی نشان می‌دهد که وی آن‌ها را کسانی نمی‌پندارد که سخن پیامبر را بر زمین زده و حکومت را غصب کرده باشند! همکاری‌های شگفت‌انگیز علی (ع) با خلفا، که بارها از جانب خودشان مورد تاکید قرار گرفته، آن چنان مشفقانه است که جای هیچ شائبه‌ای باقی نمی‌گذارد. به عنوان نمونه، در کتاب الغارات ثقفی شیعی از قول امیرالمومنین علی(ع) آورده است که: «چون رسول خدا (ص) فرائضی را که بر عهده اوست به انجام رسانید، خداوند عزوجل او را از این جهان فانی به دیار باقی برد، صلوات خدا و رحمت و برکاتش بر او باد، سپس مسلمین دو نفر امیر شایسته را جانشین او کردند و آن دو امیر به کتاب و سنت عمل کرده و سیره خود را نیکو کرده و از سنت و روش رسول خدا(ص) تجاوز نکردند آنگاه خدای عزوجل ایشان را قبض روح کرد. خداوند ایشان را مورد مرحمت قرار دهد.»

برای یافتن حق باید به چند نکته توجه کرد:

1-      حضرت امیر علیه السلام همکاری زیادی با خلفا داشته است و در کتب همه ی فریقین آمده تا جائیکه عمر بارها گفته است اگر علی نبود حتما عمر هلاک می شد.

2-      کمک های حضرت فقط در مواردی است که مربوط به کیان و حرمت اسلام است و ربطی به تثبیت خلافت خلفا نداشته مانند مشورت در جنگها، پاسخگویی به سوالات و ایرادات علمای غیر مسلمان و قضاوتها که می توانست باعث انحراف در مهمترین رکن حکومت اسلامی شود.

 البته این همکاری ها دو اثر مهم داشته، از طرفی باعث حفظ حاکمیت اسلام می شده و از طرف دیگر نشان دهنده برتری علمی، فراستی، سیاستمداری، نبوغ فکری و... حضرت بر خلفا بوده است تا جایی که ابن ابی الحدید سنی در شرح نهج البلاغه با این عبارت شرح خود را شروع کرده که (قدم المفضول علی الافضل) خداوند مقدم کرد کسی را که فضل کمتری داشت بر کسی که فضل بیشتری داشت .

3-      کمکهای حضرت نشانه ی حق دانستن خلافت آنها نبود چون در موارد متعدد حضرت امیر در نهج البلاغه از حق غصب شده خود سخن می گوید به عنوان نمونه در خطبه شقشقیه حضرت می فرمایند: «به خدا سوگند فرزند ابی قحافه، خلافت را به سان پیراهن بر تن خود پوشید، در حالی که می دانست که آسیای خلافت بر محور من می چرخد» و یا در خطبه 6 می فرمایند: «فو اللّه ما زلت مدفوعا عن حقّی، مستأثرا علیّ، منذ قبض اللّه نبیّه صلّى اللّه علیه و سلّم حتّى یوم النّاس هذا - به خدا سوگند از هنگام مرگ پیغمبر (ص) تا هم اکنون از حق خویشتن محروم مانده‏ام، و دیگران را به ناحق بر من مقدم داشته‏اند.» و اینگونه موارد بسیار در کلمات حضرت امیر آمده است. حال این سوال پیش می آید اگر با رای مردم حاکمیت برای شخصی به حق تبدیل می شود چگونه است که حضرت امیر واگذاری خلافت به خلفا را غصب حق خود می داند!

پس باید نتیجه گیری کرد که حضرت برای حفظ اسلام ، خلفا را یاری کرد ولی هرگز آنها را حق نمی دانست. ضمن اینکه اگر خلافت آنها را حق می دانست، معنا نداشت که بیعت را شش ماه به تاخیر بیاندازد و به تعبیر معاویه برای بیعت با ریسمان به سوی مسجد کشیده شود.

4-      در اینجا یک موضوع باقی می ماند و آن اینکه روایات قطعی هم داریم مثل آنچه از الغارات، آقای غروی بیان نموده، چگونه می توانیم بین این دو جمع کرد؟

دلیل این دو گونه صحبت کردن فضای صدور و زمان صدور کلمات حضرت است، معمول جملاتی که به غصب خلافت باز می گردد در اوائل غصب خلافت توسط اصحاب سقیفه است و یا مربوط می شود به زمانهایی که افرادی سعی می کنند با بیان مطالبی چنین الغاء کنند که ایشان حق در امامت بر امت ندارد مانند زمان تعیین شورا توسط عمر برای تعیین خلیفه بعد از خودش و یا در زمان عثمان در مسجد مدینه و همچنین در دوره خلافت خودشان در مقابل طلحه و زبیر و معاویه.

و جملاتی که با پذیرش این واقعیت تاریخی همراه است مانند آنچه در الغارات آمده در مواردی است که امام در زمان حکومت خود و بین اصحابی صحبت می کند که بسیاری از آنان هنوز به خلفا وفا دارند. همین موضوع را در جنگ صفین شاهد هستیم زمانی که یک نفر از قبیله بنی اسد از آقا سوال کردند: چگونه شما را از این مقامى که سزاوارتر بودید بر کنار نمودند امام (ع) در پاسخ فرمود: اى برادر اسدى، تو مردى مضطرب و دستپاچه‏اى، بى موقع پرستش میکنى«زمان جنگ که اینگونه مباحث باعث ایجاداختلاف در امت می شود» اما در عین حال احترام خویشاوندى و حق پرسش محترم است اکنون که مى‏خواهى بدانى، بدان، اما استبداد (خلفاء) در برابر ما نسبت به مقام خلافت با این که ما از نظر نسب بالاتر، و از جهت ارتباط با پیغمبر (ص) پیوندمان محکم‏تر مى‏باشد، بدین جهت بود که عده‏اى بر این مقام بخل ورزیده (و با نداشتن شایستگى آن را تصاحب نمودند) و گروهى دیگر (خود ما) با سخاوت از آن صرف نظر کردند، حاکم و داور خداوند است و بازگشت در قیامت به سوى اوست (در اینجا امام (ع) به شعر امرء القیس تمثل جست که حاصل معنى آن این است) «سخن از گذشتگان بگذار و سخن از آنچه امروز با آن رو برو هستم (یعنى معاویه) بگوى»  این عبارات نشان می دهد حضرت در همه جا از حق خود و غصب آن صحبت نمی کرده اند لذا به صرف وجود عباراتی مانند الغارات و همکاری های حضرت با خلفا نمی توان گفت حضرت امیرالمومنین آنها را حق می دانسته است.


  

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی